Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

  • ۲ شهریور ۹۶، ۰۸:۵۸ - ماکادا
    عالی

ممریزتور: عنصر گمشده

شادرخ سماوی | پنجشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۸۷

در سال 1971 آقای چوآ استاد دانشگاه برکلی در ژورنال تئوری مدار - آی تریپل ای - مقاله ای می نویسد تحت عوان "ممریزتور: عنصر گمشده" . این مقاله در مورد المان شماره چهار مدارهای الکتریکی است. سه المان دیگر همانا مقاومت و خازن و سلف می باشند که در اواسط قرن هجدهم (خازن) و اواسط قرن نوزدهم ساخته شده اند. تمام مدارهای الکتریکی با هر پیچیدگی که باشند با استفاده از این سه عنصر طراحی می شوند و عناصری مانند ترانزیستورها در واقع رفتار ترکیبی از این سه عنصر را شبیه سازی می کند. در سال جاری میلادی آقای استانلی وویلیامز و همکارانش در آزمایشگاههای اچ پی در کالیفرنیا آنچه که پروفسور چوآ در 1971 گفته بود را ساختند. نتایج آن نیز در ژورنال نیچیر و تمام سایت های خبری اعلام شد. احتمالا به زودی مسیر حرکت تکنولوژی دگرگون می شود و کامپیوترها با داشتن المانهای حافظه که رفتار نرون های مغز انسان را شبیه سازی می کند تحول مجددی در زندگی بشر ایجاد خواهند کرد.

دلیل اینکه این بحث را در اینجا مطرح می کنم آن است که به ارزش مقاله پروفسور چوآ اشاره نمایم. ارزش این مقاله چقدر است؟ به صورت کمی چگونه روی این مقاله ارزش بگذاریم؟ یکی از راه ها استفاده از ضریب تاثیر ژورنال است. اولا ژورنال مذکور دیگر چاپ نمی شود و جای آنرا ژورنال مدارها و سیستم ها گرفته است که دارای ضریب تاثیر هفت دهم می باشد. تحت شرایطی که ژورنال آقای دکتر "الناشی" دارای ضریب تاثیر 3 است. شاید راه بهتر تعداد ارجاعات به مقاله است که تعداد این ارجاعات به مقاله یاد شده قبل از اعلام ساخت ممریزتور در سال 2008 فقط 9 تا بوده است. تعداد رجوعات به یکی از مقالات دکتر "الناشی" 300 می باشد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۷/۰۹/۲۱
شادرخ سماوی

نظرات (۵)

۲۷ آذر ۸۷ ، ۰۱:۰۰ Undstructured Observations
جامعه علمی در مجموع علاقه ی زیادی به شمردن دارد, حالا این شمردن از تعداد ارجاعات مقاله شروع می شود و با چند ضرب و تقسیم تبدیل به اعداد پیچیده تری مانند ضریب تاثیر ژورنال می شود. به نظر من اساساً ارزش کار علمی از روی هیچ عددی معلوم نمی شود. به نظرم معیار معقول تر شاید تاثیر علمی یک مقاله در کل بدنه دانش بشری باشد. این تاثیر احتمالا آنی نیست -- برای مثال لاتور چیزی در حدود 3 تا 5 سال چرخه عمر برای مقالات تعیین می کند-- گاهی ممکن است سالها به طول بیانجامد. برای همین است که دانشگران سعی می کنند با برگزاری سخنرانی, سمینار و کنفرانس نتیجه کار علمی خود را با سایرین مبادله کنند, چیزی که جامعه علمی ایران به علت حاشیه نشینی از آن محروم است. متاسفانه.
"یکی از سردبیران نشریه نیچر میگوید اگر یک ایده ارزشمند دارید که قابل اجرا نیست آن را چاپ نکنید بلکه در یک آرشیو قرارش دهید."

آقای روزبه این حرف به لحاظ تاریخی هم
نمیتواند صحیح باشد حتی اگر یکی از سردبیران نیچر ان را گفته باشد
پس احتمالا انشتین و سی آرتر کلارک و حتی خود آقای چاو نباید کارهای خود را چاپ میکردنند چون در زمان خود کاربردی نداشتند
قطعا تیوری از عمل همیشه پیش است.
و یک سوال ایااگر چاو آن مقاله را چاپ نمکرد ان مقاله نیچر وجود خارجی داشت
مسیله همیشه خیلی ساده است هر کسی به خوبی میتواند یک مقاله خوب از بد را تشخیص دهد!
معمولا هر چیز به دو صورت قابل سنجش است کمی و کیفی. ارزش گذاری کیفی یک مقاله به این صورت است که کسی که اهل فن است مقاله را می خواند و باتوجه به بار علمی مقاله ارزش آن را درک می کند. در ارزش گذاری کیفی همه چیز بایستی با معیار عدد و رقم و به صورت مستند سنجیده شود بنابراین پارامتر هایی همچون ارزش گذاری ژورنال ها و کنفرانس ها و ضریب تاثیر و غیره مطرح می شود.
مسلما سنجش کیفی یک مقاله بسیار دقیقتر از سنجش کمی آن است ولی آیا در شرایط فعلی سنجش کیفی کارایی دارد؟ مدارج ترقی یک استاد دانشگاه بر اساس کارهای علمی است که او انجام داده و همچنین تخصیص بودجه های پژوهشی و تشویقی بر همین اساس انجام می شود برای سنجش کیفی کارهای علمی یک نفر دو مشکل وجود دارد اول اینکه این کار معمولا در شورای پژوهشی دانشگاه (نه دانشکده یا گروه) انجام می شود که اکثر اعضای آن در یک زمینه خاص تخصص ندارد. دوم اینکه اگر معیار کمی نباشد همیشه امکان بی عدالتی و حق کشی وجود دارد و این امر را در هیچ محکمه ای نمی توان اثبات کرد (بر خلاف معیار کمی).
به قول چرچیل دموکراسی بدترین روش حکومت است ولیکن روشی بهتر از آن ابداع نشده است! در مورد ارزش گذاری علمی افراد بر اساس سنجش کمی مقالات هم دقیقا همین را می توان گفت با وجود تمام خطاهای این روش و تنها کاری که می توان کرد آن است که معیارهای کمی دقیقتری تدوین شوند.
ما نیاز مند حمایت دیگران هستیم تا ثابت کنیم ادعای ما صرفا یک ادعا نیست و این حمایت میتواند به شکل ارجاعات منعکس شود.

زمانی یک لایحه به کنگره میرود ممکن است خیلی خوب و یا خیلی بد باشد ولی زمانی قابل اجرا میشود که تعداد مشخصی از نمایندگان کنگره به آن رای بدهند.

در حقیقت تعداد ارجاعات میزان استقبال از یک مقاله را تعیین میکند نه میزان ارزش آن را و طبیعتا همیشه ارزش مقاله با استقبال از آن هماهنگی ندارد. به عبارت دیگر اگر این مقاله جدید در نیچر چاپ نشده بود آیا شما میتوانستید بگویید این
ایده مسیر تکنولوژی را عوض میکند؟


در مورد نانو لوله های کربنی و لیزر هم مقالات مشابهی وجود دارد که ارجاع بسیار کمی دارند ولی مبنای اصلی کار هستند.

یا به عبارت دیگر ممکن است ایده شما خیلی مهم باشد ولی من بدون داشتن تخصص در رشته شما چگونه میتوانم به آن اعتماد کنم

ضمنا دلیل عدم کاربرد چنین مقاله ای چه بوده است "ممکن است" این باشد که در آن زمان امکان ساختن چنین ابزاری مهیا نبوده است .

شخصا یک مقاله محاسباتی برای اثبات یک امکان نوشتیم. مقاله ای یک ماه بعد در ژورنال ساینس به چاپ رسید که این کار را تجربی انجام داده بودند آیا من چون امکان وجود آن را اثبات کرده بودم میتوانستم ادعا کنم این ایده من است؟ فکر نمیکنم اینطور باشد
یکی از سردبیران نشریه نیچر میگوید اگر یک ایده ارزشمند دارید که قابل اجرا نیست آن را چاپ نکنید بلکه در یک آرشیو قرارش دهید.
http://www.zigzagmag.org/article/default.aspx/700

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی