Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

  • ۲ شهریور ۹۶، ۰۸:۵۸ - ماکادا
    عالی
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۸/۰۹/۱۸
محمد قدسی

نظرات (۳۰)

شاید از این قضیه چندسالی میگذره اما شاید خیلی چیزها تغییر نکرده!!! و از ماست که برماست....

 

فکر می‌کنم هر چه باید در این مورد گفته می شد گفته شده و اما فقط دو مورد را با جناب ذاکر موافق نیستم: اول اینکه اول بودن نام استاد غلط است ولی به هیچوجه در ایران مصطلح نیست و تا جایی که من دیده ام در اکثریت نزدیک به اتفاق مقاله های استخراج سشده از پایان نامه، نام دانشجو اول بوده است. دوم اینکه باید یک قدردانی دوطرفه اینجا وجود داشته باشد. هم با باید از ایشان تشکر کنیم که خود را پاسخگو می دانند و هم ایشان بایستی خود را قدردان این بلاگ باشند که امکان رساندن دفاعیه شان را به جامعه علمی (که همه بوسیله رسانه ها از ماجرا آگاه شده اند) را برای ایشان فراهم اورده است.
ضمن تشکر از نظر آقای ذاکر بایستی به عرض برسانم من از مقاله اطلاع داشتم و حداقل دو سه بار آنرا هم خواندم. تنها چیزی که دقت نکردم یا بهتر است بگویم اعتماد کردم، نحوه گرفتن داده ها و اجرای مدل بود. این مقاله خیلی هم خارج از پایان نامه ایشان نبود. قبلا هم عرض کردم که روش حل مدل عوض شده بود و دلیل دقیق نشدن بنده هم این بود که انتظار نتایج مشابه را داشتم. در اکثر مقالاتی که دانشجویان اینجانب می نویسند اسم آنها اول است و در بعضی مقالات کنفرانس خارج که اکثراً دانشجویان برای ارائه نمی روند و همه کارهای اجرایی با بنده است اسم من اول آورده شده و اجباری هم نبوده، دانشجویان نوشته اند. حتماً هم شما می دانید از لحاظ امتیازی فرق نمی کند. من در خواب هم نمی توانستم تصور کنم که چنین مشکلی پیش بیاید و بحث اسم اول و دوم باشد.
خلاصه مطلب اینکه اتفاق ناگواری افتاده و بایستی بنده و همه دوستان در کارهایمان دقت کافی داشته باشیم تا گرفتار چنین مشکلاتی نشویم.
جناب فاتحی فر: من از شما واقعا تشکر میکنم که حداقل به فکر پاسخ دادن هستید و مثل بقیه مساله را به سکوت یا طلبکار شدن برگزار نمیکنید. به نظر من همینکه پاسخ میدهید نشانگر این است که به شرافت حرفه ای خود اهمیت میدهید و مساله تقلب را خیلی جدی میدانید.
اما میخواهم بگویم در خصوص این مقاله حداقل در سه مورد اشتباه و قصور صورت گرفته است (یعنی به جز گناه بزرگ و اصلی تقلب علمی): یکی اینکه اسمتان در مقاله ای بوده که از جزییاتش اطلاع نداشته اید، دیگر و نهایتا اینکه دو همکار اضافه بدون شراکت علمی (به دلیل ریش سفیدی یا کمک در مراحل دیگر کار) وارد مقاله کرده اید.
اول بودن اسم استاد در ایران به مثابه یک غلط مصطلح است. من در هر دو مقاله ای که در ایران نوشتم اسم استادم اول بود و هیچوقت هم استاد به من نگفت که مقاله را تو نوشته ای باید اسمت اول باشد. این درست نیست و هر کس کار اصلی مقاله را انجام دهد اسم ایشان اول باید بیاید در هر نوع مقاله ای.
اسم هرکس هم پای مقاله باشد (چه اول و چه آخر) نسبت به تمام مقاله مسولیت دارد و باید از همه محتویات مقاله آگاهی داشته باشد. ضمنا اگر این مقاله جدای از بخش اصلی پروژه دکترای دانشجویتان بوده و شما اطلاع از جزییاتش نداشتید بهتر بود که اسمتان هم در مقاله نمی آمد. بعد از این هم اگر دانشجویی فارغ از پروژه خود مقاله ای پیشنهاد کرد بهتر است تشویقش کنید که مقاله را فقط به اسم خودش منتشر کند.
موفق باشید.
ضمن تشکر از همه دوستانی که در این مورد نظر داده اند لازم است نکات دیگری را خدمت دوستان عرض کنم:
1- اینکه استاد از کارهای دانشجویش آگاهی داشته باشد حرف کاملا درستی است. بنده بغیر از آقای علیزاده دانشجویان دکتری دیگری نیز دارم و صراحتاً عرض می کنم که حداقل هفته ای یکی دو جلسه داریم و کارهایشان را توضیح می دهند. در مورد آقای علیزاده قضیه فرق می کرد. من به ایشان اطمینان کامل داشتم چرا که از سال 1372 همدیگر را می شناختیم (در دوره لیسانس همکلاس بودیم و دوست) و در آن زمان نیز از دانشجویان فعال و قوی کلاس بودند. زبان انگلیس ایشان هم در سطح بسیار خوب است. در جاهای مختلف دیگر هم تواناییهای ایشان برای بنده اثبات شده بود. لذا در مورد مقاله اخیر بعد از صحبتهایی که در مورد داده ها و مدل کردن آنها مطرح شد و ایشان جواب دادند بنده قانع شدم و بعد از تصحیحات جزئی مقاله برای ارسال آماده شد.
2- در مورد بودن نام بنده به عنوان نویسنده اول، همچنانکه خیلی از دوستان می دانند اگر بحث امتیاز مقاله هم باشد اولا مقاله کنفرانس امتیاز زیادی ندارد. ثانیا اسم استاد اول باشد یا دانشجو طبق آیین نامه ارتقاء برای استاد امتیازش فرق نمی کند. لذا هیچ وقت فکر این را بنده نمی کردم که چنین مسائلی پیش خواهد آمد و برخی دوستان بنده را متهم خواهند کرد که دانشجو را فدا می کنند تا خودشان را خلاص کنند و دانشجو مقصر نیست.
3- طبق گفته دوستان درست است دانشجو زحمت می کشد امتحان دکتری می دهد. دروس را پاس می کند. امتحان جامع، دفاع از پروپوزال و .... لذا خیلی راحت نیست که کسی به راحتی حاضر شود که انصراف بدهد. در مورد آقای علیزاده باز قضیه فرق می کرد و متاسفانه (هنوز هم باور نمی کنم که ایشان این کار را انجام داده است) ایشان بغیر از رابطه استاد و دانشجویی به دوستیمان نیز خیانت کرده بود و از اعتماد بنده سوء استفاده کرده بود. لذا بنده و ایشان ادامه کار ایشان را صلاح ندانستیم و خودشان انصراف دادند.
4- در مورد گذاشتن اسم آقای دکتر کی نژاد هم بایستی بگویم که ایشان نیز با بنده راهنمایی پایان نامه آقای علیزاده را بر عهده داشتیم. ولی در این قسمت کمک زیادی نکرده بودند. ولی ما صلاح دانستیم اسم ایشان نیز باشد و گذاشتن اسم ایشان صرف پرسیدن چند سئوال فقط نبود. در ضمن آقای دکتر کی نژاد نیازی به این مقالات ندارند و ایشان قبل از آن مقاله درجه استادی دارند.
5- بنده طبق مکاتباتی که با نویسنده مقاله مجارستانی داشتم از آنها هم عذرخواهی کردم و همچنین از مسئولین کنفرانس خواستم که مقاله اینجانب و همکاران را از سایت کنفرانس بردارند.
6- در پایان آرزو می کنم برای هیچ یک از اساتید و دانشجویان کشورمان چنین مسئله ای پیش نیاید. چرا که اینجا مشخص شد با اشتباه یک نفر چطور با آبروی کشور بازی می کنند.

با تشکر
اسماعیل فاتحی فر
جناب سایه سار سبز، فرمایش شما درست هر چند من نمیدانم سطح دانش انگلیسی این دانشجو و استادانش چقدر بوده است. فقط لطفا طوری ننویسید که همه فکر کنند دانشجویان تحصیلات تکمیلی در ایران چاره ای جز تقلب ندارند. من تعداد زیادی از دانشجویان دکترای داخل را می شناسم که کار صحیح علمی خود را میکنند بدون کوچکترین انحراف از اخلاق حرفه ای. دانشجوی متقلب هم دانشجوی مفلوک نیست، متقلب است همین.
بنده هم مانند بقیه اعضای ثابت این بلاگ نه هیچ گونه آشنایی با جناب فاتحی‌فر دارم و نه با دانشجوی ایشان و آنچه می نویسم تنها نظراتی است که تصور می کنم در این وضعیت می تواند کمک کننده باشد، اما در این مسولیت ایشان از دو جهت قابل ملاحظه است، اول به عنوان استاد راهنما که بایستی به طور دائم به وضعیت دانشجو رسیدگی می کردند و دقیقا در جریان کار وی قرار می داشتند، حتی اگر نام استاد در مقاله نبود باز این مسئولیت اخلاقی از ایشان ساقط نمی شد. اما مسولیت مهمتر، مسولیت قانونی به عنوان نویسنده اول مقاله است. در این شرایط دانشجو و جناب کی‌نژاد فقط همکاران ایشان محسوب می شوند و فرض بر آن است که ایشان کار اصلی مقاله را انجام داده‌اند و اگر این مقاله مقاله اصیل بود، یا دست کم گند تقلب در نیامده بود، امتیاز اصلی آن متعلق به ایشان بود و حال هم مجازات اصلی بایستی به ایشان تعلق گیرد.
اگر این مورد هم مانند موارد متعدد اخیر طی شده بود، یعنی یا اصل قضیه حاشا شده بود و یا آن را به دانشجو نسبت داده و همه از کنار آن می‌گذشتند جای بحث چندانی وجود نداشت، اما اکنون شخصی شدیدا مجازات شده است است و مجازات عادلانه نیست.
جناب فاتحی فر، چگونه می توان حرف شما را باور کرد که دانشجو با کمال میل انصراف داده و رفته است. مگر این دانشجو با صرف زحمت بسیار از آزمون ورودی دکترا نگذشته بود و مگر به همه آشنایان خود وعده نداده بود که به زودی دکتر خواهد شد. مطمئن باشید اگر او تحت فشار نبود و به دلیل ابعاد سیاسی قضیه از سرنوشتی بدتر از اخراج نمی ترسید (به دروغ یا راست) ادعا می‌کرد که شما بدون اطلاع او مقاله را فرستاده اید (مانند قضیه استاد و دوست استاد و داداش استاد)، در این صورت یک قاضی عادل چگونه می‌توانست بین شما قضاوت کند، مگر اینکه نویسنده اصلی را مقصر شناسد. آیا غیر از این است که چنین حکمی مصونیتی آهنین برای استادان ایجاد خواهد کرد و برخی استادان (که مانند همه اقشار همگی درستکار نیستند) از فردا شروع به ارسال مقالات تقلبی به نام خودشان و دانشجویان خواهند نمود. اگر گرفت سودش مال استاد، اگر نگرفت مجازاتش مال دانشجو.

پیشنهاد من این است که در چنین شرایطی این مورد هم مانند بقیه موارد تاکنون، مشمول رافت همیشگی شود ولیکن در اسرع وقت (منظور چند هفته است) وزارت علوم (و اگر نکرد دانشگاه ها به طور مستقل) آیین نامه ای در این مورد تدوین کنند که در آن سرقت علمی بطور دقیق تعریف شود (مصداق بارز پس فرستادن مقاله) و افراد مجرم، خواه استاد خواه دانشجو، (نویسنده اول به طور قطع و نویسندگان دیگر معاف از تنبیه یا با تنبیه خفیف) تعریف و مجازاتشان به طور دقیق مشخص شود.
ما در این مورد ضعف قانون داریم و در این مدت تنها یک آیین نامه از سوی فرهنگستان علوم پزشکی صادر شده که آنهم پر از اغلاط املایی و انشایی بود!
بنده سه نکته به نظرم میاید:

امان از این تعارفات و رودربایستی ها که چه درد سرها برای ما درست نمی کند. پرسیدن دو سه سوال از یک استاد هیچ حقی برای ایشان در خصوص گذاشتن نام او در مقاله ایجاد نمیکند. فوق اش آن است که از او در متن مقاله قدردانی شود.

همانگونه که بعضی دوستان دیگر هم گفته اند: همه باید بپذیریم که وقتی اسم ما به عنوان نویسنده اول است، بیشترین معنایش این است که سهم اصلی با ماست، و به تبع آن، بیشترین مسئولیت مقال هم متوجه ماست! این خیلی خیلی واضح است. البته در مورد ترتیب الفبایی نویسندگان موضوع فرق میکند.

ضمنا پیشنهاد میکنم اگر کسی اشتباهی را پذیرفت، تازه بیشتر از قبل به او حمله نکنیم. لااقل بگذاریم این روحیه ی پذیرش خطا شکل بگیرد. وگرنه همه میروند به راه بقیه!! یعنی آنها که به جای عذرخواهی از مردم و بخصوص جامعه علمی، حتی طلبکار هم شده اند و ایرادگیرندگان را بیسواد میخوانند.
۲۳ آذر ۸۸ ، ۱۸:۵۳ سایه سار سبز
جناب آقا یا سرکار خانم ذاکر، من مطلب شما را خواندم و با علم به آن پاسخ دادم.. نکته دیگری هم که به ذهنم خطور میکند اینست که حتی اگر عین مطلب از کتاب باشد، آیا واقعا فهمیدن این قضیه اینقدر مشکل بوده؟ یعنی ادبیات انگلیسی دانشجویی که مطلب را از کتاب برداشته به هما قوت نویسنده کتاب بوده، و سرعت نتیجه گیری و نوشتن چقدر بوده؟ و بسیاری سووالات دیگر که بیجواب میماند. من هم در داخل کشور دانشجوی استادان این مملکت بوده ام و هم، در خارج از کشور دانشجوی استادان خارجی .. تا جایی که میبینم یک دانشجوی مفلوک ایرانی یا باید رفته رفته فتوکپی برابر اصل استادان شود و یا باید مشکلات زیادی را پشت سر بگذارد و در بسیاری موارد با خفت و خواری به درجه دکتری نایل شود.. گرچه شما در اینصورت وجدانی آسوده خواهید داشت، ولی آیا همه به آینده تضمین نشده تن در می دهند؟ مطالب بدی این وبسایت خیلی خوب به این مساله پرداخته اند..
مطلب زیر هم میتواند مفید باشد:
هفت گناه کبیره در علم
http://www.thechemblog.com/?p=852v
لینک توضیح فرهنگستان را نتوانستم باز کنم. نمیدانم اشکال از لینک شماست یا از مرورگر من.
۲۲ آذر ۸۸ ، ۱۳:۰۹ محمد قدسی
توضیح فرهنگستان علوم

لینک
جناب سبز، اولا تشکر از اینکه لینک متن اصلی مقاله را فرستادید. در مورد نقشه فکر کنم حق با آقای فاتحی فر باشد. از روی این نقشه نمیتوان تشخیص داد که این نقشه حتما مربوط به ایران نیست (مگر اینکه شما از قبل بدانی مقاله از مجارستان تقلب شده و بروی نقشه مجارستان زا ببینی، که بحثی جداست). دقت بکنید که هدف این سایت هم مچ گیری و آبروریزی نیست. هدف آگاهی بخشی و برخورد اصولی با معضل تقلب علمی است.
سلام جناب پیامی. جلسات منظم با دانشجو قطعا جلوی بسیاری از تقلبها را میگیرد ولی من مطمئن نیستم جلوی همه تقلبها را بگیرد. ای کاش آقای فاتحی فر را از این سایت فراری ندهیم تا ایشان بیاید و صادقانه بگوید چند بار با دانشجویشان جلسه داشته اند.
در مورد جستجو در اینترنت هم حق با شماست اما چنانچه مطلب اصلی که کپی شده در اینترنت موجود نباشد یا اینکه در ایران قابل دسترسی نباشد آن وقت مچ گیری از یک دانشجوی متقلب هم به این راحتی امکان پذیر نخواهد شد.
اثبات استفاده فاتحی فر و کی‌ نژاد از نقشه مجارستان در مقاله تقلبی

http://i47.tinypic.com/11t7qd3.jpg
نکته مهم: محمد خبیری یا همان دکتر محمد مهدی خبیری که نامش به عنوان دانشجوی همکار مقاله آقای دکتر بهبهانی در مقاله آمده هم اکنون مربی دانشگاه آزاد واحد بافق است که تا چند ترم پیش در این دانشگاه مدیر گروه بوده اند و به دکتر پاس شهرت دارند . نامبرده همیشه افتخار می کردند که استاد راهنمای دوره دکترایشان(راست یا دروغ) احمدی نژادبوده .البته در سایت د انشگاه اشاره ای به مدرک دکترای ایشان نشده، چون سایت به روز نیست و حتی یک نفر از اعضایی که در سایت دانشگاه بدان اشاره شده(پورامینی) الان در قید حیات نیست.
http://www.bafgh-iau.ac.ir/Pages/StaffPage.aspx?i=11727
جناب ذاکر، زمانی که استاد هر یکی دو هفته یک مرتبه دانشجوی دکترای خود را ملاقات کند و دقیقا در جریان کار او باشد، وقوع چنین اتفاقاتی غیر ممکن است. اما زمانی که دانشجو پس از یکی دو سال به ملاقات استاد می رود و به وی مژده می دهد که تحقیقات به ثمر نشسته و یک مقاله آماده شده است اوضاع متفاوت می شود.
در چنین شرایطی که استاد خود می داند اثری در شکل گیری مقاله نداشته است اگر مسئولیت و نیز امتیاز اصلی را به دانشجو بسپارد و با این که نام خود را اول (یا اگر محتاط باشد کلا در مقاله) بیاورد مخالفت کند خود و سایر اساتید هم دانشگاهی و هم وطن اش را از بی آبرویی مصون می دارد.
و در آخر اگر استاد طاقت این کارها را ندارد دست کم بی زحمت چند جمله از مقاله را در اینترنت سرچ نماید یا از ابزارهای موجود جهت کشف کپی کاری استفاده کند. این همان کاری است که نیچر انجام داده و استاد هم می توانست همین کار را با صرف چند دقیقه وقت انجام دهد!
I don't agree with Zaker that it is not easy for an adviser to prove or disprove the originality of a model/paper that her/his student prepared. Just ask her/him to redo some simulations with new assumptions, re-meshing, plot with a different color/from a different view to better show the trends, etc.
جناب سایه سار سبز: من نمیخواهم کسی را از اشتباه تبری کنم. در جریان جزییات این موضوع هم نبوده ام همانگونه که فکر میکنم شما هم نبوده اید. قصد من تطهیر کسی نیست همانطور که خود آقای فاتحی فر هم میپذیرند که اشتباه کرده اند. به نظر من یک اشتباه بزرگ ایشان این بوده که اسمشان در مقاله به عنوان مولف اول آمده است و ...
از اینها که بگذریم من یک سوالی طرح کردم و خواستم دوستان اندکی روی این مساله فکر کنند (که جناب سایه سار سبز فکر کنم اصلا سوال را هم به دقت نخوانده اند). بنده خودم خارج ازکشور هستم و در این قضیه به هیچ وجه ذینفع نیستم. من نمیدانم بقیه دوستان چقدر در جریان جزییات این مساله هستند ولی من نمیتوانم به این راحتی به آقای فاتحی فر اتهام بزنم که دانشش کمتر از دانشجو بوده و از کار او اصلا اطلاع نداشته است. اینگونه برخورد کردن هم یک نوع ساده سازی مساله است. باید با مساله تقلب در ایران برخوردی اساسی تر کرد.
باز هم سوال خود را به شکلی دیگر طرح میکنم و آنهم اینکه اگر دانشجویی واقعا قصد تقلب داشته باشد این اتفاق اخیر (در مورد این مقاله آلودگی هوا) برای چند نفر از استادان عزیز ما امکان داشت اتفاق بیافتد؟ ای کاش استادان عزیزی که اینجا حاضرند اندکی روی این فکر کرده و جواب دهند.
۲۰ آذر ۸۸ ، ۱۶:۲۲ سایه سار سبز
جوابیه شما چیزی از اشتباه شما کم نمی کند بلکه بر آن می افزاید.. این دانشجو خطا کرده ولی چرا شما در زمینه ای کار کردید که دانشتان کمتر از دانشجویتان بود و او توانست شما را متقاعد کند؟! ضمن اینکه بحث را طولانی نمیکنم.. از شما خواهش دارم به پاسخ جناب آقای امیر هم توجه کنید و خواهش می کنم کمی، فقط کمی تفکر کنید..
جناب آقا یا خانم ذاکر، در صحبتهای شما نیز نکته دردناکی نهفته است.. چرا باید فاصله بین تماس یک دانشجو با استاد از دادن طرح و پروپوزال یک پروژه تا ارایه دادن آن به شکل مقاله، سمینار، چکیده کنفرانس و غیره باشد؟؟ چرا ما اینقدر از اصل مطلب دور شده ایم؟! جز این است که هیچ وقت به مسایل اخلاقی عمیقا فکر نکرده ایم ؟ جز این است که به این قضیه از دید رییس و مرئوسی نگاه می کنیم ؟ این دانشجویان زیر دست شما و همکارانتان تربیت شده اند.. حتی اگر بخواهید خود را از اشتباه تبرئه کنید نمی توانید خود را از نوع تربیتتان تبرئه نمایید..
ما نباید از به خطر افتادن آبروی علمی خود متاثر باشیم .. باید از فسادی که رو به افزون است متاثر شویم، فسادی که در تمام ارکان مملکت فزونی یافته و آن را به قهقرا میبرد..
http://www.unodc.org/unodc/en/frontpage/2009/December/fight-corruption-save-development.html
در مورد دکتر ظهور باورم نمیشه که همیچین اتفاقی افتاده باشه !!
ضمن تشکر از نظرات دوستان، در مورد نظر دوست عزیزمان "سایه ساز سبز"، بایستی به عرض برسانم که من خود را مبری نمی دانم ولی باید این نکته را متذکر شوم که چنین نبوده که من در جریان کار ایشان بنوده ام. مقاله اخیر در راستای پایان نامه ایشان بوده و مدل و بقیه تحقیقات مربوط به کارهای پایان نامه بوده و من فکر می کردم که مدل خودمان اساس کار بوده و روش حل متفاوت بوده و برای داده های خاصی که در اختیار ایشان بوده برنامه اجرا شده است. لذا در این مورد ایشان مرا قول زده اند و حتی چند بار در مورد نتایج حاصل بحث شد و با توجه به عقبه ای که از مدل داشتند توانستند مرا قانع کنند. در مورد نوشتن اسم بنده به عنوان نفر اول، نظر ایشان این بود که ایده اصلی مال بنده است و چون قرار بود برای ارائه مقاله بنده بروم، مقرر شد مکاتبات و ... بر عهده بنده باشد. لذا سو برداشت نشود و به محض مطلع شدن آقای علیزاده ایشان اظهار پشیمانی کرده و خودشان انصراف از تحصیل دادند و ما هم موافقت کردیم که ایشان اخراج شود.
در پایان این نکته را متذکر می شوم که هر چه قدر هم دقت شود بعضا احتمال خطا وجود دارد و بحثهای اخیری که مجله نیچر شروع کرده خدمت به علم و دزدی علمی نیست. آنها اسامی مسئولین نظام را زیر ذره بین برده اند و اگر همه اساتید دانشگاهها مقالاتشان چک شود شاید موارد زیادی پیدا شود.
امیدوارم که همه ما بعد از این در کارهایمان دقت زیادی داشته باشیم.
با تشکر: اسماعیل فاتحی فر
جالب اینجاست که در تمامی مقالات تقلبی (بر خلاف روال معمول) نام استاد اول و نام دانشجو که نویسنده پایان نامه است دوم است.
طبیعتا تمام هماهنگی ها هم با ایمیل نفر اول یعنی استاد صورت می گیرد با این حال زمانی که مشکلی پیش می آید همه چیز حاشا می شود.
در مورد جوابیه آفای فاتحی فر

1. باعث خوشحالی است که بالاخره کسی پیدا می شود که فکر کند اتهام دزدی علمی اتهامی جدی است و لازم است به آن جواب داده شود.

2. دلایلی که آورده اید به نظر من موجه نیستند. گفته اید که با توضیحات دانشجو متقاعد شدید که مفاله کار خود اوست و اجازه دادید که اسم شما روی مقاله قرار بگیرد. شما بی اخلاقی علمی را دقیقا همان زمان انجام دادید. اگر احیانا مطلع باشید، قرار دادن اسم کسی که در اجرای پروژه سهم قابل توجهی نداشته (یعنی حضرتعالی) بر روی مقاله یکی از موارد جدی بی اخلاقی علمی است. علت این که این مورد کمتر آشکار و مواخذه می شود این است که اثبات آن تفریبا غیر ممکن است مگر این که خود نویسندگان به آن اعتراف کننند. در این مورد شما خودتان به کارتان معترف هستید. قرار دادن اسم فرد دیگر (یعنی آقای کی نژاد) هم بر روی مقاله دقیقا به همان دلیل قبلی بی اخلاقی علمی دومتان است. علاوه بر دلیل اول، اصولا نفس قرار دادن اسم کسی بر روی مقاله بدون اطلاع آن فرد بی اخلاقی علمی است (حتی اگر آن فرد در اجرای پروژه سهم داشته باشد). اصولا بسیاری از ژورنال ها در هنگام ارسال مقاله از نویسنده می خواهند که تایید کند که تمامی نویسندگان از ارسال مقاله اطلاع دارند و با آن مخالفتی ندارند. بنابراین حتی اگر حرف شما را باور کنیم، شما موارد متعدد بی اخلاقی علمی را مرتکب شده اید.

3. در مورد آقای کی نژاد هم بایستی عرض کنم که حتی اگر حرف شما را باور کنیم، روال صحیح برخورد با مساله از نظر من این است که آقای کی نژاد بایستی به مجرد اطلاع از اقدام شما به ادیتور ژورنال نامه نوشته و درخواست می کردند که مقاله اصلاح یا پس گرفته شود. در این گونه موارد که خود شما هم می توانستید حرف آقای کی نژاد را تایید کنید نبایستی کار مشکلی باشد که بتوان مقاله را پس گرفت. حتی اگر در موارد استثنایی پس گرفتن مقاله ممکن نباشد (که من احتمال روی دادن همچین چیزی را زیاد نمی دانم) آقای کی نژاد می توانستند مکاتبات خود را با دفتر ژورنال منتشر کرده و از اتهام وارده تبرئه شوند.

4. نوشته اید که
"... متاسفانه مجله نیچر به خاطر مسائل سیاسی می خواهد چهره ایشان را که نیازی به این مقالات ندارد مخدوش کند که دور از انصاف است."
و
"... این مطلب را طی مکاتباتی که با مجله نیچر داشتیم قرار بود چاپ نکنند ول یمتاسفانه در مقاله چاپ شده اینها را برای اینکه به گزارش پرو بال بدهند آورده اند."

ببینید، بنده حرف شما را باور می کنم چون آدم خوش باوری هستم. ولی چرا فکر می کنید نیچر هم بایستی حرف شما را باور کند. حرف شمایی را که خودتان به اعتراف خودتان بی اخلاقی علمی کرده اید. به نظر من شما در موقعیتی نیستید که بقیه را متهم کنید.

5. نوشته اید که:
"... بنده مسئولیت این مقاله را بر عهده دارم و بعد از متوجه شدن این قضیه، از ادامه کار آقای علیزاده که پایان¬نامه شان در مرحله دفاع بود جلوگیری شد و ما خواستار اخراج ایشان از دانشگاه شدیم."

می گویید مسوولیت مقاله را به عهده دارید و قصد دارید که دانشجوی متخلف را از دانشگاه اخراج کنید. حالا سوال من این است که شما چه زمانی از دانشگاه اخراج می شوید؟ یا چطور است برای این که ثابت کنید که واقعا انسان شرافت مند و مسوولیت پذیری هستید و مسوولیت مقاله را به عهده گرفته اید خودتان از دانشگاه استعفا بدهید. اخراج دانشجوی متخلف چیزی از مسوولیت شما را کم نمی کند.
سلام آقای دکتر قدسی،

من با شما موافقم. منظور من هم این نبود که همکاران خوبی که در دانشگاه علم و صنعت هستند مقصر هستند. ولی وقتی اسم یک دانشگاه به دفعات در یک مقاله مانند مقاله مذکور تکرار می شود باعث می شود دیدگاه منفی نسبت به دانشگاه ایجاد شود. مثال کشتی مثال خوبی است، وقتی عده ای کشتی را سوراخ می کنند، همه مسافران کشتی غرق می شوند، این بر عهده ی خود مسافران است که به کسی اجازه ندهند کشتی را سوراخ کند. این مساله تقلب یکی از دلایلی است رفته رفته باعث ایجاد جو منفی نسبت به دانشگاه های ایران می شود. اگر خود مسئولین و اساتید این دانشگاه با این مسائل برخورد جدی کنند، در آخر به اسم دانشگاه تمام نمی شود، ولی وقتی وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را درست انجام نمی دهیم، به اسم دانشگاه تمام می شود. توضیحاتی هم که دوستان ارائه می کنند، اگر باعث رفع اتهامات در فضای داخل ایران هم بشود، برای یک استاد در کشورهای دیگر به هیچ وجه قانع کننده نیست. چطور می توان توضیح داد که این همه مقاله به اسم اساتید ایرانی بدون اطلاع آنها چاپ می شود؟ اگر کسی مطلع شد که اسمش در مقاله ای بدون اجازه او درج شده باید با مجله مکاتبه کند و اسم خود را حذف کند. اینکه گفتیم دیگر ننویسد که نمی شود. فکر می کنم پیشنهاد BF پیشنهاد معقول و قابل اجرایی هست. اگر استادی می خواهد از مزایای یک مقاله استفاده کند، باید در موسسه فرم پر کند که مطالب آن آگاه است تا بعدا نتواند مسئولیتش را به گردن دانشجو و اساتید دیگر بیاندازد.

با تشکر از شما و همکارانتان که زحمت سایت را می کشید.
من قصد ندارم از کسی که در کارش اهمال کرده دفاع کنم اما هر کسی که با کار علمی سر و کار دارد میداند که تشخیص برخی تقلبها کار چندان راحتی هم نیست. مخصوصا اگر متن تقلب شده در اینترنت موجود نباشد مثلا از یک بخش یک کتاب کپی شده باشد (که در مورد این مقاله مربوط به آلودگی هوا اینگونه است). فرض کنید دانشجوی شما که در همین زمینه هم پروژه دکترایش را انجام میدهد به شما مراجعه میکند و میگوید با همین مدلی که در پروژه اش کار میکند میخواهد داده های فلان واحد صنعتی هم را هم تست کند و الی آخر. بعد هم برای استاد یک مقاله می آورد برای ارایه در یک کنفرانس. فکر میکنید چند درصد از استادان داخل کشور میتوانند تشخیص دهند که این کار از یک فصل از یک کتاب کپی شده است؟ قطعا همه مولفین این مقاله کوتاهی هایی داشته اند هر کدام به سهم خود. اما این سوال را هم از خود بپرسید که آیا این اتفاق برای شما هم میتوانست رخ داده باشد؟
The Nature News makes a truly depressing reading.

May I humbly suggest that universities introduce short courses for aspiring research students (let us say, a one-day course), in which to teach them about the rules govern publication in academic journals? It is dumbfounding that papers are apparently being submitted outside the knowledge of one or some of their supposed co-authors. Placing someone's name on a paper, for whatever reason (out of respect, or whatever other conceivable reason), outside the knowledge of the person named, amounts to one of the most amoral acts that one can think of, one on a par with entering a house without the permission of its owner.

One short-term solution for preventing submission of papers without the full consent of the individuals named on the front page of manuscripts as authors, is that all authors be required to sign a document to be kept, in conjunction with a copy of the manuscript at issue, in the administrative departments of research groups or Departments; the document to be signed will have to stipulate that all signatories (1) have participated in the research leading to the manuscript to be submitted for publication, and (2) have read the entire manuscript and fully agree with its contents. In this way, all individuals involved will know before hand that in the event of things going wrong, they will have no excuse to hide behind it; there is always a signed and dated document to reproduce. In addition, the requirement for signing such document will prevent individuals from being named as co-authors outside their knowledge.

If one wishes, the above-mentioned document can be compared with a marriage certificate, which binds all parties to a set of rules to be respected.

BF.
۲۰ آذر ۸۸ ، ۰۱:۰۶ سایه سار سبز
جناب آقای علیزاده چرا متوجه نیستید که مشکل همینجاست؟ شما که هیچ وقت در جریان کار این دانشجو نبودید با ادعای ایشان متقاعد شدید و مقاله رو نخواندید؟ آیا فکر نمیکنید که اینکار شما اشتباه تر از کار آن دانشجو بوده؟ شما کسی هستید که بید از کار محروم شوید.. مسوول مستقیم این مشکلات شمایید.. هزار و یک مسوولیت به عهده گرفتید و همه رو ناقص انجام میدهید.. شما زمانی که این دانشجو در آزمایشگاه یا پشت کامپیوتر کار میکرد باید به او حداقل سر میزدید تا بفهمید که مشکل او چیست و چرا کارش پیشرفت ندارد یا هر چیز دیگر.. موقع نوشتن این مقاله اینکار باید بارها و بارها باید زیر دست شما می آمد و تصحیح میشد.. تشخیصی که یک نرم افزار ساده میدهد. شما نتوانستید بدهید.. شما مسوولید که به دانشجویتان آموزش ندادید که دزدی علمی و ادبی چیست.. آنوقت از موضع قدرت عمل میکنید و دانشجو اخراج میکنید؟ تا کی میخواهید دیکتاتور مابانه عمل کنید؟ آقای علیزاده، نیچر را سرزنش نکنید، چرا که آنرا که حساب پاک است از معامله چه باک است؟! آقای کی نژاد هم وظیفه دارند که از شما شکایت کند تا حقانیت خود را ثابت کنند تا یاد بگیرید که تکیه بر جای بزرگان چندان هم آسان نیست.. این سکوتهای و دروغهای مصلحتی مملکت ما را به این سرنوشت دچار کرده است..
می خواستم در مورد مقاله ای که نام آقای دکتر کی نژاد در آن می باشد مطالبی را به اطلاع برسانم. مقاله مذکور توسط دانشجوی دکتری اینجانب آقای علی علی زاده تهیه شده بود. ایشان مقاله را به بنده دادند، بعد از صحبتهایی که در مورد داده ها و نحوه مدلسازی شد بنده متقاعد شدم که کار توسط ایشان انجام گرفته و نتایج کار خودشان است (این کار را در کنار کارهای پایان¬نامه انجام داده بودند). در این مقاله آقای دکتر کی نژاد همکاری کمی داشته اند و در حد جواب به چند سئوال بوده و آقای علیزاده به احترام اسم ایشان را در مقاله گذاشته بودند و آقای دکتر کی نژاد اصلاً مقاله را ندیده بودند و بعدا متوجه شدند که اسم ایشان در مقاله است و به ما گفتند که بعد از این اسم ایشان را در مقالات نیاوریم. متاسفانه مجله نیچر به خاطر مسائل سیاسی می خواهد چهره ایشان را که نیازی به این مقالات ندارد مخدوش کند که دور از انصاف است. بنده مسئولیت این مقاله را بر عهده دارم و بعد از متوجه شدن این قضیه، از ادامه کار آقای علیزاده که پایان¬نامه شان در مرحله دفاع بود جلوگیری شد و ما خواستار اخراج ایشان از دانشگاه شدیم.
در مورد نقشه مجارستان در شکلهای مقاله هم بایستی عرض کنم که نقشه هیچ کشوری در مقالات وجود ندارد و شکلها توزیع غلظت آلاینده ها را نشان می دهد و لذا از روی شکلها نمی توان فهمید که نتایج برای یک کشور دیگر است. این مطلب را طی مکاتباتی که با مجله نیچر داشتیم قرار بود چاپ نکنند ول یمتاسفانه در مقاله چاپ شده اینها را برای اینکه به گزارش پرو بال بدهند آورده اند.
اینجانب ضمن عذرخواهی از جامعه علمی کشور به خاطر بی دقتی که در کار بنده بوده، امیدوارم که بعد از این همه ما در کارهایمان دقت کافی را داشته باشیم تا بیگانگان از لغزشهای ما سو استفاده نکنند.
اسماعیل فاتحی فر
۱۹ آذر ۸۸ ، ۱۹:۳۶ محمد قدسی
این ربطی به دانشگاه علم و صنعت و همکاران بسیار خوبی که در آن جا هست ندارد. البته جای تاسف است که افراد نام برده شده اکثرا از این دانشگاه هستند.
فکر می کنم تاثیر بسیار بدی در اعتبار دانشگاه علم و صنعت خواهد گذاشت. طبیعی است که همکاران دانشگاه علم و صنعت که خلافی نکرده اند به خاطر سکوتشان متضرر خواهند شد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی