Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

  • ۲ شهریور ۹۶، ۰۸:۵۸ - ماکادا
    عالی

ورود به آموزش عالی با نمره صفر

محمد قدسی | يكشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۸۹
روزنامه ی اطلاعات، 29 آبان 89
کلیک کنید.

با تشکر از دکتر فروهر فرزانه
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۰۸/۳۰
محمد قدسی

نظرات (۱۵)

نباید همه را با یک چوب زد. من دانشجوی دکتری پولی دانشگاه شیراز هستم. به این دلیل نبوده که پول داشتم. ما هم از سه فیلتر مصاحبه رد شدیم و به اندازه دانشجویان غیر پولی مقاله علمی - پژوهشی و بقیه شرایط داشتیم. هر سه نفرمون که پذیرفته شدیم دست کم 3-4 مقاله داشتیم. وقتی می تونستیم با پول خودمون درس بخونیم چرا باید وقت سر کنکور تلف کنیم؟ باید انصاف راعایت کرد. همون قدر که به دانشجوهای غیر پولی سخت می گیرن تو مقطع دکتری به ما هم سخت می گیرن. یعنی واقعا هیچ فرقی نیست از نظر منابع و امتحان و غیره ... سالی 11 میلیون پول میدیم تا درس بخونیم .. این کجاش ایراد داره؟؟ ایراد سر سیستم آموزشی هست نه دانشجو.. دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد باید مورد بازبینی قرار بیگرن. دانشگاه پیام نور کیفیت فدای کمیت کرده.. دانشجوی دکتری میگیره با داشتن یه استادی که خودش هنوز مقاله علمی - پژوهشی نداره
و کارشناسی ارشد شمی 70 نفره با دو استاد.. اونی که مشکل داره سیستمی هست که مدرک داره می فروشه نه دانشجو.. آموزش عالی تو ایران شده دکان ..
آقای دکتر قدسی به نظر می آید که در مورد تقلب دانشگاهی و چاپ مقاله تقلبی و پولی و نوشتن پایان نامه و کپی و غیره هر آنچه می شد گفت را گفته اید. فکر کنم تنها چیزی که الان می توان مطرح کرد افزایش نرخ نوشتن مقاله "آی اس آی" و نوشتن پایان نامه باشد. دیگر با صدهزار تومان کسی مقاله "آی اس آی" نمی نویسد. الان با صد هزار تومان به اندازه یک "آی" هم برایتان مقاله نمی نویسند. احتمالا در آینده نزدیک با افزایش قیمتها کسی حاضر به خرید مقاله نباشد.
این نوشته را نگاه کنید
http://bit.ly/bbFRP8
پژشکی انتگرال رو کشف کرده است و تا به حال ۱۳۷ ارجاع گرفته است.
http://scholar.google.com/scholar?cites=11558421187325432206
شاید این یک مثال خوب باشد برای بیدار کردن آنهایی که نظر متخصصان را مهم نمی‌دانند و تلاش می‌کنند با ادبیات مهندسی مانند تعریف این شاخص یا آن شاخص کار خوب را تعریف کنند
http://michaelnielsen.org/blog/the-mismeasurement-of-science/
به نام خدا
من یکی از مدرس در دانشگاهای غیرانتفاعی و علمی و کاربردی و پیام نور هستم
چیزی که مطرح است این است که پذیرش دانشجو ظاهرا فقط به خاطر پول است
کیفیت آموزش در این دانشگاها به شدت پایین است دانشجو و همچنین استاد همیشه در فکر پیچاندن کلاس ها هستند با یک روز تعطیل شدن در هفته آن هفته کاملاً تعطیل است
کلاس ها به جای هفته دو و ساعت و نیم هفته ای چهل و پنج دقیقه تا یک ساعت و نیم تشکیل می شود
بعضی جاها تا اواسط ترم مدرس ندارند
و جالب تر از آنکه موردی یافت شده فردی با مدرک جعلی به مدت سه سال در این دانشگاها تدریس می کرده کیفیت آموزش به شدت پایین آمده
اساتید با اسلایدهای آماده در کلاس درس می دهند و چه بسا هر هفته به طور کامل در مورد هدف مند شدن یارانه ها صبحت می کنند
نمی دانم با این اوصاف و این گونه نظارت اوضاع چگونه خواهد شد
اخذ شهریه از دانشجویان: من به دلایلی که خواهم آورد با این امر کاملا موافقیم اما در مورد نحوه اجرای آن هم بحث وجود دارد. می توان نرخ شهریه را بسیار بالا گرفت که در این صورت تعداد اندکی دانشجوی غیر رایگان پذیرش خواهند شد. در این روش ثروتمندان به جای سرمایه گذاری چند ده میلیونی برای آمادگی کنکور فرزندانشان و قبولی در دانشگاه های دولتی، این مبلغ را به دانشگاه می پردازند ولی در عین حال موجب دشمنی دانشجویان با یکدیگر و کاهش کارایی دانشگاه خواهد شد. روش دیگر آن است که از همه دانشجویان شهریه دریافت شود. شهریه ای که تقریبا اکثر اقشار جامعه توان پرداخت آن را دارند و اگر کسی واقعا استطاعت پرداخت آن را ندارد (که البته تشخیص آن آسان نیست) برای چند ترم وام در اختیارش قرار گیرد و دانشجویان ممتاز هم از پرداخت شهریه معاف شوند. این پرداخت شهریه فقط کمکی برای بودجه دولت نیست بلکه فرهنگ دانشجویی را در کشور تغییر می دهد. دانشجویان دانشگاه های دولتی تقریبا همه چیز را به رایگان در اختیار دارند: عدم پرداخت شهریه، غذای تقریبا مجانی، ایاب و ذهاب و حتی فتوکپی ارزان. این امکانات تحصیلی قاعدتا باید آنها را سپاسگزار کند (از ایران نه از دولتی خاص) ولی متاسفانه می دانیم چنین نیست و بسیارند دانشجویانی که تصور می کنند این امکانات به عنوان حق نخبگی به آنها داده می شود و هیچگونه احساس دینی نسبت به آن نمی کنند. کلمه «دانشجوی مملکت» آنچنان غلیظ و با تکبر ادا می شود که «وزیر مملکت» هرگز با این غلظت ادا نشده است. دانشجویان دانشگاه های هاروارد و کمبریج و آکسفورد به مراتب از دانشجویان دانشگاه دولتی فلان شهرستان ایران افتاده ترند. این غرور کاذب موجب می شود که فرد چه در زمان دانشجویی و چه بعد از فارغ التحصیلی انتظار مشاغلی چون پشت میزنشینی و دستور دهی را دارد و به کمتر از آن راضی نیست. استاد نمی تواند چنین دانشجویی را قانع کند که تمام وقت درس بخواند و پژوهش کند و البته در شصت سال اخیر تندروی های دانشجویی نقش عمده ای در تخریب اصلاحات سیاسی در کشور داشته است که عامل آن اجتهاد شخصی حرف نشوی دانشجویان از پیران سیاست است. بی دلیل نیست که تقریبا تمام مخالفت ها با شهریه ای شدن دانشگاه ها نه از جهت فشار مالی به دانشجویان بلکه از جهت لطمه وارد شدن به غرور، کاذب، دانشجویان است.

کنکور: حذف کنکور و جایگزینی معدل به جای آن رسما در دستور کار قرار گرفته است و این امر با توجه به افزایش ظرفیت دانشگاه ها و توقف رشد جمعیت چندان عجیب نیست. به رغم موفقیت دانشگاه های خارجی در پذیرش دادن به دانشجویان تنها با بررسی سوابق من فکر نمی کنم این روش در ایران چندان موفق باشد چرا که در ایران دانشگاه ها مستقل نیستند و در همه جای دنیا (به دلیل عدم امکان نظارت) در نهادهای وابسته به دولت احتمال فساد بیشتر است. بنده فکر می کنم در مورد اکثریت دانشگاه ها در نظر گرفتن معدل بدون اشکال است اما در مورد برخی دانشگاه های برتر (مثل امیرکبیر، شریف و تهران) که رقابت زیادی بر سر آن وجود دارد ملاک دانستن معدل به تنهایی موجب گسترش فساد در آموزش و پرورش کشور خواهد شد و نظارت بر اجرای امتحانات دبیرستان آسان نخواهد بود. من فکر می کنم بهتر است کنکور همچنان باید برای رشته های برترٍ انگشت شمار دانشگاه های دولتی ممتاز وجود داشته باشد و البته چنین آزمونی با حضور نه چندان پرتعداد داوطلبان برگزار خواهد شد چرا که بیشتر داوطلبانی که در سطح متوسط هستند قید شرکت در این آزمون را خواهند زد.
بنده در این مورد فقط به یک جمله کوتاه بسنده کردم چرا که فکر می کردم، و البته با توجه به روند وقایع در کشور همچنان هم فکر می کنم، که مخالفت شورای نگهبان پایان این ماجراست و راهی برای بازگشت نیست اما به هر حال با توجه به نظرات دوستان عقیده خودم را کاملتر عرض می کنم:
مهمترین مشکل نویسنده یاداشت روزنامه این است که سیستم ارزیابی دانشگاه ها را به هیچ انگاشته است. درست است که سیستم دانشگاهی ما قیف وارونه است و خروجی آن گشادتر از ورودی آن است ولی دیگر نه به این گشادی! همه ما می دانیم وقتی دانشجویی نتواند به سطح علمی استاندارد (که البته سطح آن برای هر دانشگاهی فرق می کند) برسد دانشگاه به او اجازه دانش آموخته شدن نمی دهد و چنین نیست که هر کس از سد کنکور گذشت را فارغ التحصیل حساب کنیم و بگوییم اگر یک دبیرستانی بی سواد وارد دانشگاه شد قطعا یک مهندس یا دکتر بی سواد از دانشگاه خارج خواهد شد.
در مورد پرداخت شهریه توسط دانشجویان نیز باید گفت اکنون طرح در مرحله کلیات است و معلوم نیست میزان این شهریه چقدر قرار است باشد و آیا فقط ثروتمندان می توانند از عهده آن بر آیند یا خیر. در مورد دانشگاه های آمریکا هم همین بس که بسیارند دانشجویان ایرانی (خصوصا در دوران قبل از انقلاب که پذیرش و ویزا آسان بود) که بدون داشتن بورسیه دولتی و یا پدری که از ایران برایشان پول حواله کند به آمریکا رفتند و تنها با سرمایه غیرت در آن کشور ظرف شویی و رانندگی تاکسی و باغچه بیل زنی کردند و شهریه دانشگاه و هزینه زندگی شان را کسب کردند و فارغ التحصیل شدند. شاید شهریه دانشگاه در بعضی کشورها گران باشد ولی نمی توان چنین نتیجه گیری کرد که تحصیلات دانشگاهی ویژه قشر ثروتمند است. در مورد ربط دادن کیفیت دانشگاه با پولی بودن دانشگاه می توان گفت این حاصل متناظر سازی عوام است. در مورد دانشگاه آزاد فقط پولی بودن عامل کمتر بودن کیفیت شمرده می شود و عوامل اصلی مانند کم سابقه تر بودن، کمتر بودن بودجه دانشگاه، در اختیار نداشتن فضای کافی درون کلان شهرها، و... به چشم نمی آید. در دو موردی ذکر شده، شهریه و کنکور، نظر بنده است است که:
یک سئوال این است که آیا سیستم مدارس که هم دولتی و هم خصوصی (غیر انتفاعی !) در آن وجود دارد در کاهش سطح سواد چقدر موثر بوده است؟ اگر فرضا تمام مدارس ما، دبستان و دبیرستان، دولتی بود آیا کیفیت آموزش فرق می کرد؟ فکر کنم که جواب این است که قطعا کیفیت آموزش بهتر نمی شد بلکه عمدتا مدارس دولتی سطح آموزش پایین تری دارند. پس چرا نگران مراکز دانشگاهی ای هستیم که پول می گیرند و دانشجو "تربیت " می کنند؟ چرا سطح آموزش دانشگاه آزاد اینقدر پایین تر از شریف و تهران و صنعتی اصفهان و امیرگبیر و غیره است؟ دلایل بسیاری برای این مورد وجود دارد. در دانشگاه های خوب افتادن دانشجویان سال اول در درس ریاضی باعث توبیخ استاد مربوطه نمی شود ولی در دانشگاه های پولی این امر باعث رنجش مشتری (دانشجو) می گردد. رضایت مشتری در این دانشگاه ها حرف اول را می زند. مشتری بیشتر به معنی رسیدن به هدف اصلی (سود بیشتر) می باشد. مشتری زمانی راضی خواهد بود که بدون دردسر و با آسودگی مدرک دانشگاهی را به او بدهی. حتی آزمون سراسری ای که سواد دانشجو را بسنجد (مانند دیپلم) نیز در اینجا وجود ندارد.
اگه دانشجویان پولی با دانشجویان عادی سر یک میز بشینند و نمره اونها با دانشجویان عادی فرقی نکنه این عمل قابل قبوله. همونطور که الان دانشگاه ها برای مقطع ارشد دانشجوی نوبت دوم می گیرند.این دانجوها باید حدودا برای یک مدرک ارشد 5 میلیون پول بدهند و هیچ گونه تسهیلاتی از قبیل خوابگاه و .. ندارند. ولی اگه دنشجوهای پولی کلاس هاشون جدا برگزار بشه واقعا امر تاسف برانگیزیه.
من امیرکبیر درس خوندم , امسال ارشد فارغ التحصیل شدم. احتمالا شنیدید که امیرکبیر چندین ساله دانشجوی مشترک با دانشگاه بیرمنگام می گیره. برای یک لیسانس نزدیک 50 میلیون تومن باید پول بدهند. کلاس های این افراد جدای از بقیه دانشگاه برگزار می شه. سطح سواد این افراد واقعا پایین. این حرف رو بچه هایی که استاد حل تمرین اونها هستند کاملا قبول دارند. به این عمل چند سال پیش اعتراض شد ولی کو گوش شنوا.
آقای zaban. من با این حرف که" کسانی که بدون کنکور و با استفاده از سهمیه ممتاز وارد ارشد شدند از نظر درسی پایین تر هستند" کاملا مخالفم. هم ورودی های من (رشته IT) که بدون کنکور وارد فوق شده اند همه بدون استثنا در دانشگاه های داخل یا خارج در حال تحصیل دکترا هستند. من خودم با کنکور وارد مقطع ارشد شدم. ولی نباید دانشجوی ممتاز رو با دانشجوی پولی یکسان دید. دانشجویان ممتاز واقعا ممتاز هستند . اونها قبلا برای لیسانس کنکور دادند و رتبه ای عالی (حدود 200-300) کسب کرده اند
ورود با پول به دانشگاه ها تو ایران اصلا چیز جالبی نیست. من دانشگاه امیر کبیر درس می خونم که امسال تعدادی زیادی دانشجوی ارشد رو بدون کنکور تحت عنوان شاگرد ممتاز گرفت. به وضوح مشخصه که این شاگردان ممتاز نسبت به کسایی که با کنکور وارد شدن از سطح سواد پایین تری برخوردارند چون تو خیلی از دانشگاه های ایران معیار نمره خوندن جزوه ی استاد هست نه کتاب های رفرنس اون درس.
البته مطلبی که نباید اصلا از ذهن دور گذاشت اینه که تو ایران تصویب همچین طرحی صرفا برای جور کردن دخل و خرج دانشگاه هاست که از طرفی مجبور به گرفتن فله ای دانشجو برای انتشار آمار دولتی هستند و از طرفی تو این اقتصاد شکسته درست حمایت نمی شن. پس از دوستان دولتی می خوام حداقل یه بار هم که شده مثل مرد بگن داریم خودمونو جم می کنیم و ژست علم دوستی نگیرن.

می خوام بدونم مجموعه کنفرانس های waset چقدر اعتبار دارن؟ یادمه یه مدتی تو لیست این سایت بود ولی الان حذف شده. اگه امکان داره جواب این سوال رو به ایمیل من بفرستید
hosseinali.ir@gmail.com

راستی چرا سایت فیلتر شده؟
برداشتن آزمون ورودی به تنهائی به این معنی نیست که هر کسی می تواند وارد دانشگاه شود. می توان انتظار داشت که هر دانشگاهی یک سری معیارهائی را برای ورود دانشجو در نظر بگیرد.
در مورد اینکه الان در دانشگاههای ما وارد شدن سخت است و خارج شدن آسان باید گفت که دلیل أن همین کنکور است. کسی که با تلاش زیاد توانسته در دانشگاهی قبول شود بنابراین تلاش خواهد کرد که درسهای دانشگاه را هم خوب بخواند. بنابراین نمی توان گفت اگر کنکور برداشته شود بازهم همه می توانند از دانشگاه مدرک بگیرند.
بنظر می رسد در نظرات ارائه شده برای این موضوع بیشتر موارد احساسی در نظر گرفته شده است.
تصور میکنم این استدلالها قبلا در زمان شروع بکار دانشگاه آزاد هم مطرح بود که الان کمتر کسی دیگر ایراد اینچنین به دانشگاه آزاد میگیرد.
جناب دکتر پیامی،
با عرض سلام. در اینجا چند نکته هست.

اولاً: وقتی شورای نگهبان مصوبه ای را رد می کند، مصویه به مجلس برمی گردد. اتفاقاً الان زمان خوبی برای این بحث است، چون قرار است مجلس دوباره مصوبه قبلی خود را بازبینی کند.

ثانیاً در بسیاری از کشورها (مثلا اغلب کشورهای اروپایی) اصلا شهریه ای از دانشجو گرفته نمی شود، یا اینکه میزان شهریه بسیار پایین است به گونه ای که همه اقشار جامعه توانایی پرداخت آن را دارند.

ثالثا شرایط فرهنگی اجتماعی کشور ما با کشوری مثل امریکا زمین تا آسمان فرق می کند. در امریکا، همه پذیرفته اند که چیزی به اسم عدالت اجتماعی وجود ندارد. سیستم کاملا و بطور رسمی به صورت اقتصاد لیبرالی (یا به بیان بهتر، امپریالیستی) عمل می کند. به عنوان مثال، شرط ورود به دانشگاهها معمولاً پولدار بودن است (مگر موارد نادر و خاصی که یک دانشجو بتواند بورسیه شود). آیا ما این شرط را در کشورمان می پذیریم؟ افکار عمومی، به خصوص در شهرستان ها و روستاها می پذیرند؟ بد نیست به اینترنت سری بزنید و اعتراضات انجام شده را ببینید. مثلا این:
http://alef.ir/1388/content/view/87107/

رابعاً: در بسیاری از کشورها، مثلا آلمان که من در آن تحصیل می کنم، درست است که کنکور وجود ندارد، اما برای پذیرش در یک مقطع، معدل و کارنامه تحصیلی دانش آموز یا دانشجو در مقاطع قبلی به طور دقیق مورد بررسی قرار می گیرد. این طور نیست که یک فرد پولدار به واسطه پرداخت پول بتواند تحصیل کند، مستقل از سابقه تحصیلی اش.

خامساً: در کشورهایی که از دانشجویان شهریه گرفته می شود، معمولا یک سیستم خیلی قوی و خشن برای ارزش یابی دانشجویان وجود دارد. در دانشگاهی که بنده تحصیل می کنم، از بین حدود 60 تا 70 دانشجوی لیسانس که در رشته ما در یک سال پذیرش می شوند، بطور متوسط چیزی حدود 35 نفر موفق به دریافت مدرک لیسانس می شوند. یعنی خروج و گرفتن مدرک از سیستم کاری بسیار مشکل است که حدود نیمی از دانشجویان نمی توانند موفق به انجام آن شوند. حال شما این وضعیت را با دانشگاههای کشورمان مقایسه کنید؛ مگر در شریف یا تهران که سخت گیر ترین دانشگاهها هستند، چند نفر هستند که موفق نمی شوند در نهایت مدرک لیسانس بگیرند؟ اگر سراغ دانشگاههای پیام نور یا آزاد در شهرهای کوچک برویم، وضعیت تفاوت معنی داری ندارد. همه می دانند دانشگاههای ایران "قیف وارونه" هستند، که اگر کسی وارد آن شد، تقریبا به طور راحت با مدرکی زیربغل و کلاه فارغ التحصیلی ای بر سر، از آن خارج خواهد شد. بنابراین، دانشگاه پولی صرفا متوسط سطح علمی و ارزش مدارک صادره را پایین خواهد آورد.

البته این موضوع جدید نیست. در سال 82 که وزیر وقت علوم آقای معین این بحث دانشجوی پولی را مطرح کردند، همه اعتراض کردند (و اگر قالیباف نبود کتکش را هم ما در کوی دانشگاه می خوردیم). حالا هم قضیه همان است.
به نظر من مساله این نیست که کسی با دانش صفر وارد دانشگاه میشود که اگر هم باشد باید دلیل آنرا در تحصیلات زیر عالی در دبیرستان و راهنمایی جستجو کرد که موضوع بحث نیست
چیزی که در اینجا مهم است این است که آیا این دانش در طی تحصیلات عالیه ارتقا پیدا میکند یا خیر؟ و اگر ارتقا پیدا میکند تا چه حد است.
البته در تمام دانشگاه های معتبر دنیا دانشجویان شهریه خود را می پردازند و نیز کنکوری وجود ندارد و دانشگاه با بررسی سوابق متقاضی به او پذیرش می دهند و در این دانشگاه ها و کشورها تاکنون فاجعه ای به بار نیامده است. در کشور ما که غیر از این بوده هم تاکنون درخششی حاصل نشده است. ضمنا شورای نگهبان یک هفته قبل از انتشار این مطلب این امر را رد کرده بود.
واقعاً به جز تاسف چیز دیگه‌ای نمیشه گفت
نمی‌دونم واقعاً مایی که با تلاش از دانشگاه آزاد مدرک لیسانس داریم با ایو دانشگاه آزاد و غیر انتفاعی‌های جدید یکی هستیم؟؟؟ ورودی 76 کجا ورودی 88 کجا؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی