Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

  • ۲ شهریور ۹۶، ۰۸:۵۸ - ماکادا
    عالی
سه‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۸۶ - ۱۳:۵۰
ایسنا:
دکتر منصوری با تاکید بر این که آمار مقالات و مستندات علمی تنها یکی از شاخص‌های ارزیابی وضعیت و رتبه‌ علمی کشور بوده و نمی‌توان به صرف رشد مقالات نمایه شده در سال‌های اخیر مدعی کسب رتبه‌های برتر علمی در رشته‌های مختلف شد، اظهار داشت: کسب رتبه‌های برتر علمی جهان مستلزم مشارکت فعال دانشمندان ایرانی در ده‌ها طرح‌ علمی بزرگ بین‌المللی است که با همکاری کشورهای مختلف جهان از جمله برخی کشورهای منطقه در حال اجراست.

دکتر رضا منصوری، استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و عضو شورای پنج‌ نفره «فرهنگستان علوم جهان سوم» در گفت‌و‌گو با خبرنگار علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) با ابراز خرسندی از توجه روزافزون دانشگاه‌ها به رشد تولیدات و مقالات علمی و رویکردهای مثبت ایجاد شده در این زمینه اظهار داشت: گرایش فزاینده دانشگاه‌ها به افزایش آمار تولیدات علمی بین‌المللی روند امیدبخشی است و مطمئنا دانشگاهیان به خوبی تشخیص می‌دهند که با چه دیدی باید به ISI توجه کرده و به چه نقدهایی در این زمینه دقت کنند و نگرانی چندانی درباره نقدها و مخالفت‌هایی که خارج از دانشگاه‌ها حتی در زمینه علوم انسانی پیرامون رشد مقالات ISI مطرح می‌شود وجود ندارد چرا که تاثیر چندانی در دانشگاه‌ها نخواهد داشت.

وی در عین حال به برخی برخوردهای افراطی در مبنا قرار دادن ISI اشاره و اظهارکرد: این که با مبنا قرار دادن تنها یک شاخص مثلا وضعیت مستندات علمی نمایه شده در ISI مدعی کسب رتبه علمی برتر منطقه باشیم اشتباه محض است؛ چرا که ارزیابی علمی تولیدات و جایگاه علمی و فن‌آوری کشور مستلزم بهره‌گیری از مجموعه‌ای از شاخص‌ها است. کما این که سابقا در معاونت پژوهشی وزارت علوم، 16 شاخص مختلف را برای سنجش میزان تولیدات علم کشور و تعیین جایگاه علمی و فن‌آوری ایران در نظر گرفته بودیم که مقالات بین‌المللی یکی از آنها بود.

دکتر منصوری در تبیین این شاخص‌ها خاطرنشان کرد: تعداد این شاخص‌ها به نظر ما بستگی دارد ولی به هر حال چند شاخص مهم وجود دارند که باید مدنظر قرار بگیرند همچنان که در بحث رتبه‌بندی دانشگاه‌ها وقتی بحث قرار نداشتن دانشگاه‌های ایران در فهرست‌ دانشگاه‌های برتر دنیا مطرح شد در ابتدا مسوولان برخی دانشگاه‌ها به شدت با این مساله مخالفت می‌کردند و معتقد بودند که این شاخص‌ها درست نیست و برخی دانشگاه‌های ایران جزو دانشگاه‌های برتر جهان هستند ولی امروز می‌بینیم که دانشگاه صنعتی شریف افتخار می‌کند که طبق شاخص‌های بین‌المللی در رتبه حدود 530 قرار دارد و مطمئنا در مورد وضعیت علمی هم به این نتیجه می‌رسند که شاخص‌های مختلف موثر در آن را بپذیرند.

معاون پژوهشی وزیر سابق علوم تصریح کرد: یکی از شاخص‌های دیگری که در ارزیابی وضعیت علمی کشور باید مورد توجه قرار گیرد، میزان مشارکت در پروژه‌های بزرگ علمی بین‌المللی است که مثلا 20، 30 کشور دنیا در آنها مشارکت دارند. وقتی در چنین پروژه‌هایی مشارکت نداشته باشیم قطعا جزو 20، 30 کشور علمی دنیا نخواهیم بود. در حال حاضر بیش از 100 پروژه علمی بین المللی در رشته‌های مختلف وجود دارد که گاه بیش از 30 کشور در هر یک از آنها مشارکت دارند و وقتی ما در 20، 30 درصد این پروژه‌ها نباشیم قطعا رتبه سی ام دنیا را به دست نیاورده‌ایم و ارزیابی این مساله هم کار چندان پیچیده‌ای نیست.

دکتر منصوری خاطرنشان کرد: در طول پنج، شش سال گذشته تنها سه پروژه داشته‌ایم که نه تنها تعداد آنها را افزایش نداده‌ایم، بلکه بخشی از آنها به دلیل عدم پیگیری وزارت علوم متوقف شده است. وقتی ارتباطات علمی ما با دنیا چنین وضعیتی دارد، چطور می‌توانیم ادعای کسب رتبه‌های علمی برتر دنیا را داشته باشیم؟

وی در بیان برخی دیگر از شاخص‌های ارزیابی وضعیت علمی کشورها به تعداد مجلات علمی داخلی نمایه شده در مراجع بین المللی مثل ISI، تعداد انجمن‌های علمی فعال و حجم قراردادهای صنعتی دانشگاه‌ها که حکایت از ارتباط علم و فن‌آوری دارد، اشاره کرد و گفت: باید تلاش کرد که ایران در تمام این شاخص‌ها پیشرفت کند و زمانی که در وزارت علوم بودیم پیگیری می‌کردیم که کشور به مرور در تمام شاخص‌های علم و فن‌آوری رشد کند و با چنین روشی است که می‌توان رتبه ایران را در منطقه و جهان مشخص کرد.

عضو هیات علمی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف در خصوص بحث الحاق ISC (پایگاه استنادی علوم ایران و جهان اسلام) به ISI و افزایش چشمگیر آمار مقالات بین‌المللی ایران با امضای تفاهم‌نامه با مسوولان ISI خاطر نشان کرد: موسسه اطلاعات علمی (ISI) برای پذیرفتن مقالات، تک تک مجلات را بررسی و امتیازبندی می‌کند؛ لذا در صورت آغاز فرایند مذاکره ISC با ISI پیوستن به آن حداقل 10 تا 20 سال طول می‌کشد و در صورت عقد قرارداد هم، تمامی مجلات مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ لذا اتفاق خاصی نمی‌افتد.

وی در گفت‌و‌گو با ایسنا تصریح کرد: اگر رشد علمی به افزایش تعداد مقالات بود که با مقداری خرج کردن، در یک چشم به هم زدن ممکن می‌شد. این طور نیست که اگر فرضا تعداد مقالات ما از هفت هزار مقاله به 70 هزار مقاله افزایش پیدا کند، کشور به پیشرفت علمی برسد و توجه دنیا را برانگیزد چون شاخص‌های دیگر را هم می‌شناسند و به صرف افزایش در این شاخص اهمیت نمی‌دهند. ما در حال حاضر در بدیهی‌ترین مسائل علمی که مشارکت در پروژه‌های علمی است ضعف داریم و از شش سال پیش که دو، سه پروژه علمی بین‌المللی را آغاز کرده‌ایم نه تنها آن‌ها را افزایش نداده‌ایم؛ بلکه بخشی از آنها را تعطیل کرده‌ایم همچنان که قسمتی از ارتباطات ما با «سرن» سال گذشته به دلیل عدم پیگیری وزارت علوم متوقف شد و همکاری ما با «سزامی» هم رو به تعطیلی می‌رود.

وی تصریح کرد: این در حالی است که ترکیه از سال‌ها پیش در عمده پروژه‌های علمی اروپا به عنوان عضو یا ناظر شرکت دارد ولی ما حتی در یکی از آن‌ها هم نتوانسته‌ایم مشارکت کنیم.

دکتر منصوری در ادامه در پاسخ به این سوال که با توجه به شاخص‌های متنوع موجود در ارزیابی وضعیت علمی کشورها، ایران از این لحاظ از چه جایگاهی در منطقه برخوردار است، اظهار کرد: ابتدا باید منطقه را به درستی تعریف کرد که دقیقا چه کشورهایی جزو آن هستند و البته کسب رتبه دوم در منطقه هم اتفاق جدیدی نیست و یکی، دو دهه است که مقام دوم منطقه را در اختیار داریم چون غیر از ایران و ترکیه بقیه کشورهای کوچکی هستند. البته کسب رتبه اول منطقه که در سند چشم‌انداز هدف‌گذاری شده، هدف خوبی است ولی باید توجه داشت که رقیب سرسختی مثل ترکیه داریم که به سرعت بودجه پژوهشی‌اش را افزایش می‌دهد و از پاکستان هم نباید به صرف پایین بودن مقالاتش غافل شد چون در برخی زمینه‌ها بسیار قوی تر از ما عمل می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: به عنوان مثال، در طول سه، چهار سال گذشته با تلاش بسیار توانسته‌ایم عضو یکی از انجمن‌های بین‌المللی در زمینه علوم خلاء که در صنعت هم بسیار مهم است، بشویم اما وزارت علوم حتی از انجمن خلاء ایران برای پرداخت حق عضویت در حد 200 دلار در سال حمایت کافی نمی‌کند اما پاکستان بسیار زودتر از ما عضو آن انجمن شده بود و در چندین انجمن‌ علمی دیگر هم عضو است که ما هنوز برای عضویت در آنها هم دست به کار نشده‌ایم، لذا کسب جایگاه اول منطقه هم هدف باارزشی است که به سادگی قابل تحقق نیست. 
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۲/۰۵/۱۸
PaP-admin

نظرات (۱۰)

در مورد بحث آقای دکتر منصوری که معیارهای واهی تعداد مقالات ISI را به عنوان تنها معیار رشد علم به درستی زیر سئوال برده بودند مباحثی را مطرح کردم که در جهان ، وظیفه محقق رفع معضلات جامعه است و برای همین است که مراکز حمایتی هم از محققینی حمایت میکنند که در جهت منافع جامعه بشری گام برمیدارند. به این ترتیب میبینیم که خروجی محقق در بقیه دنیا مقاله نیست ولی متاسفانه در ایران به این سمت رفته ایم.  همچنین جهان به عنوان سیستم با رفتاری برمبنای اصل دوم ترمودینامیک را تبیین کردم و در این چارچوب وظیفه ای که به عهده محققین  جهان هست مشخص گردید.  درضمن بیان شد که بعضی از علوم یا مهارتها سرعت تغییرات زیادی ندارند مانند رسم الخط  که اگر چه بسیار مفید است و همه به آن محتاج هستیم ولی ما به همان روش اجدادمان نگارش میکنیم اگرچه امروز هم هستند بسیار افرادی که روی رسم الخط وقت میگذارند و زحمت میکشند و رسامهای زبردستی هستند. از طرفی تکنولوژی و پزشکی و کشاورزی و بسیاری از علوم انسانی روزانه پیشرفت میکنند و زندگی انسان را مستقیما تحت تاثیر و بهبود قرار میدهند . 
حسادت، بخل، کینه ، احساس حقارت، توهین ، جنگ و دعوا ، در دیدگاه سیستمی ، همه خروجی های غیر مفید هستند و باعث اتلاف انرژی و افزایش آنتروپی می شوند .
آقای اسماعیل:

نه تنها استدلالهای شما در موارد متعدد انسان را به تردید می اندازد بلکه استنباط شما از نوشته های سایرین نیز حیرت آور است. شما چگونه استناط نمودید که : 
 «خوب خوشحالم که سئوالات اساسی مثل اینکه "انسان خروجی دارد"، "انسان باید مفید باشد" و "دانشجو مجبور به خواندن مقالات است" حل شد».
چه عاملی باعث شد که شما استنباط  کنید این مسایل ( آنچه به زعم شما مسله نامیده می شود!!) حل شد؟  مگر نوشته های بنده چنین استباطی را تداعی می کنند؟

آنچه  بنده  در خصوص قسمتی از عملکرد ریاضیات در جامعه بشری عنوان نمودم  (و آن هم در راستای گفته شما که فرمودید ریاضی محض دردی را از اجتماع و مردم و کشور درمان نمیکند ...)  یک حقیقت صرف است در حالی که حضرتعالی میفرمایید: « و مسائل جدیدی مطرح گردید ...».  شما چگونه استباط می کنید که این یک مسله جدید است ؟ بسیار حیرت انگیز است!!

من بسیار متاسفم که شما  عبارتی نظیر: «بحثهایی مثل اینکه در دبستان و دبیرستان اگر ریاضی فردی بهتر بود او را باهوشتر میخوانند از نظر عوام درست است ولی از دید علم روانشناسی مبنا ندارد .»  این عبارت شما یک توهین است و علاوه بر این نشان می دهد شما نیاز مبرم به مطالعه علم روانشناسی دارید! 

گفتار و نوشتار شما بیشتر رنگ و بوی پارادوکس دارد تا توصیه های خردمندانه. در یک جا می فرمایید: 
«اگر رشته هایی مثل ادبیات و ریاضی محض و تاریخ و ... دردی را از اجتماع و مردم و کشور درمان نمیکند ...» 
و در جایی دیگر اشاره می کنید :
 «در اینکه ریاضیات مورد نیاز است شکی نیست کما اینکه اگر انسان خواندن و نوشتن نداند در علم نمی تواند مفید باشد ...  در اینکه بسیاری از ابزار مهندسی از مبانی ریاضی استفاده میکنند نیز شکی نیست. معادلات دیفرانسیل جزئی که از خروجی های مفید  لاگرانژ و لاپلاس و اویلر  در قرن هجدهم بوده اند در بسیاری از طرحهای صدسال گذشته نقش داشته اند و یا مسائل هندسه که حدود بیست و شش قرن قبل تبیین شده اند هنور مبنای کار بسیاری از مهندسین محسوب میشوند. »
از دو عبارت فوق کدامیک را باور کنیم؟ 

در ضمن  عبارت "دانشجو مجبور به خواندن مقالات است"  تنها یک طنز است!  نه یک مساله که بخواهد مورد نقد قرار گیرد.  بعلاوه سال 2000 میلادی سال جهانی ریاضیات نیست!!!  آنجه بنده عنوان نمودم سال 2001 میلادی است. 

نکته آخر این که شما توصیه بنده را در به کار نگرفتن عبارات عام مانند:« یکی از وظائف هر محقق- در تمام جهان- مراکز بزرگ تحقیقاتی در جهان ...» جدی نمی گیرید. بنابراین هر گونه صلاح می دانید رفتار نمایید.  
خوب خوشحالم که سئوالات اساسی مثل اینکه "انسان خروجی دارد"، "انسان باید مفید باشد" و "دانشجو مجبور به خواندن مقالات است" حل شد و مسائل جدیدی مطرح گردید مثل اینکه پیشرفت بشر تابعی از پیشرفت ریاضی است برای همین سال 2000 سال ریاضی نامیده شده است.  البته نامیدن سالها به دلایل مختلف انجام میشود  و یونسکو از آن حمایت میکند و سالهای دیگری نیز به نامها و دلایل دیگر نیز وجود دارد که از ذکر آنها معذورم ولی در سایت UN در بخش years.html قابل رویت است.  بحثهایی مثل اینکه در دبستان و دبیرستان اگر ریاضی فردی بهتر بود او را باهوشتر میخوانند از نظر عوام درست است ولی از دید علم روانشناسی مبنا ندارد . البته در ایران افراد با ذکاوت بیشتر رتبه های بالاتر کنکور را می آورند و به ترتیب رتبه کنکور در رشته های مختلف درس خواهند خواند که در ایران این رتبه بندی ها بر کسی پوشیده نیست. 
در اینکه ریاضیات مورد نیاز است شکی نیست کما اینکه اگر انسان خواندن و نوشتن نداند در علم نمی تواند مفید باشد و باید خروجی مفید خود را به صورت یدی و کارگری یا بعضا هنری نشان دهد.  در اینکه بسیاری از ابزار مهندسی از مبانی ریاضی استفاده میکنند نیز شکی نیست. معادلات دیفرانسیل جزئی که از خروجی های مفید  لاگرانژ و لاپلاس و اویلر  در قرن هجدهم بوده اند در بسیاری از طرحهای صدسال گذشته نقش داشته اند و یا مسائل هندسه که حدود بیست و شش قرن قبل تبیین شده اند هنور مبنای کار بسیاری از مهندسین محسوب میشوند.  یکی از وظائف هر محقق در تمام جهان برای کاهش آنتروپی این است که مدل ریاضی از وقایع ایجاد کند.  مراکز بزرگ تحقیقاتی در جهان عمدتا به دنبال حل معضلات جامعه انسانی هستند ولی بنیادهای علمی مثل NSF در آمریکا و یا انیستیتو CERN بعضا بخش کوچکی از منابع مالی خود را به پروژه های صرفا تئوریک اختصاص میدهند به امید اینکه حاصل این تحقیقات روزی دردی از جامعه را دوا کند.
  البته تمام این مباحث به منظور تبیین بهتر جایگاه علم و وظیفه محقق در کاهش آنتروپی است و قصد توهین به رشته ای خاص نیست که توهین کردن اتلاف انرژی و افزایش آنتروپی است.
آقای اسماعیل: 

از نوشتار شما پیداست که آنچه شما می گویید تنها نقطه نظرات حضرتعالی است که در جای خود قابل احترام است. معهذا حرف بنده این است که نظرات شما برای عموم اندیشمندان کلیت پیدا نمی کند و تنها طیف مشخصی را در بر می گیرد و به این دلیل  مجددا به شما توصیه می کنم از عبارات کلی «همه جهان - همه انسانهای جهان- دانشگاههای خوب جهان- بهر حال همه جا ...» استفاده نفرمایید.  

در لابلای حرفهای شما  و سایر عزیزان معضلات بسیاری قابل لمس است که در حال حاضر گریبان گیر جامعه علمی کشور عزیزمان «ایران» شده است. برای مثال ورود بعضی افراد به عنوان عضو هیات علمی به دانشگاههای ایران که بخصوص از دایره اطلاعات علمی پایین برخوردارند و نحوه تعامل آنها نیز با سایرین سنخیت چندانی با رفتار یک عضو محترم هیات علمی ندارد یکی از این معضلات است که خود زمینه ساز بسیاری از معضلات دیگر می شود. 

در نوشته شما با این عبارت مواجه شدم :« اگر رشته هایی مثل ادبیات و ریاضی محض و تاریخ و ... دردی را از اجتماع و مردم و کشور درمان نمیکند ولی در دانشگاهها تدریس میشود تا معلمینی تربیت کند تا به دانش آموزان و دانشجویان ابزاری را بدهند که بتوانند بخوانند و مسائل مهندسی را مدل سازی کنند و از گذشته خود با خبر باشند.»  هرچند این عبارت یک پارادوکس است معهذا برخود لازم دیدم که مطالبی هرچند کوتاه در زمینه نقش ریاضیات در زندگی بشر یادآوری کنم: 

عموما یک انسان از بدو تولد تا پایان عمر با رشد به معنی عام کلمه سر و کار دارد. گاهی اوقات این رشد در زمینه افزایش قد صورت می پذیرد و گاهی نیز در زمینه علم - شخصیت و ... چیزهای دیگر. یکی از موارد رشد عبارت است از «رشد ذهنی انسان» که با «هوش و ذکاوت» وی رابطه مستقیم دارد. این رشد ذهنی بخصوص از دوره راهنمایی و دبیرستان شدت بیشتری می گیرد و در نهایت به «ساختار ذهنی» شخص منجر می شود. به یاد داشته باشید شکل گرفتن این ساختار ذهنی و تکامل آن توسط ریاضیات صورت می پذیرد (منظور دروس ریاضی است اعم از مطالعه و حل مسایل). هر چقدر یک دانش آموز در درس ریاضیات قوی تر شود به همان نسبت سایرین او را فردی باهوش تر می نامند. در سطوح بالاتر علمی نیز چنین است و در سایر رشته های علوم - بخصوص رشته های فنی مهندسی -  افرادی موفق تر عمل خواهند کرد که ساختار ذهنی قوی تری داشته باشند. نتیجه این که ریاضیات معظل «عدم ساختار ذهنی» را در جامعه حل کرده است و به افراد آن جامعه ذکاوت و باهوشی را هدیه داده است به طوری که بتوانند در سایر علوم پیش بروند. در حقیقت پیشرفت بشر در علم با پیشرفت ریاضیات نسبت مستقیم دارد و یکی از دلایل نامگذاری سال 2001 میلادی به نام سال جهانی ریاضیات همین است.  اجازه دهید با یک مثال موضوع را روشن تر نمایم. 

بسیاری از افراد که از عینک استفاده می کنند و تصاویر بسیار زیبا و شفاف را آن سوی شیشه عینک می بینند- هیچگاه در حین دیدن به آن شیشه عینک فکر نمی کنند (سایر افراد نیز به عدسی چشمشان). در حالی که اگر کوچکترین خشی رو شیشه عینک (عدسی چشم) ایجاد شود دیدن و تجزیه و تحلیل تصاویر دچار مشکل می شود. آن زمان است که افراد نقش شیشه عینک را بدرستی احساس می کنند. در زندگی علمی افراد نیز ریاضیات یک چنین نقش را ایفا می کند. آنها زمانی که با خلا ریاضیات مواجه می شوند قدر آن را به درستی می دانند و این خلا بوجود آمده را خود یک معضل تلقی می کنند!. آیا هیچوقت اندیشیده اید که:

(1)  اگر از یک مهندس ریاضیاتش را بگیرند چه چیزی برای او باقی خواهد ماند؟

(2) آیا دانشگاه (صنعتی) برتری در کره زمین وجود دارد که به ریاضیات اهمیت ندهد و یا  گروه ریاضی ضعیفی داشته باشد؟ 

در حقیقت ریاضیات زبان علم به شمار می آید و آموختن آن برای همه اندیشمندان فرض شده است !!  به یاد داشته باشیم که فتح قله های رفیع علم با  داشتن ریاضیات قوی امکان پذیر است. نقش ریاضیات در درمان معضلات جوامع  بشری شاید بر بعضی افراد پوشیده باشد وگرنه بسیاری از اندیشمندان عقیده ای متفاوت دارند.  اکنون شایسته نیست با این جمله در سال 2013  میلادی مواجه شویم: «اگر رشته هایی مثل ادبیات و ریاضی محض و تاریخ و ... دردی را از اجتماع و مردم و کشور درمان نمیکند ...»
شاید مبالغه آمیز باشد ولی باید اقرار کنم شخص اینجانب در ورود به سایر شاخه های علوم بجز ریاضی چیزی را نمی بینم!! و در این بین ادبیات و موسیقی ریاضی محض است! 

 من با شما کاملا هم عقیده ام که حل مشکلات جامعه  و  انسان  در معنی عام «قسمتی» از اهداف علم را تشکیل می دهد و نه همه آن را.  آیا دانشمندان صاحب نامی که روی نظریه Big Bang کار می کنند (برای مثال) و یا سایر علومی که منشعب از مشکلات جامعه نیستند (حداقل در زمان حاضر!!)  در این بین جایگاهی ندارند!!!   


آقا یا خانم مقدم.  با نگاه سیستمی ، همه جهان یک سیستم و اجزاء آن نیز سیستمهای جزئی هستند که هر سیستم ورودی، پردازش و خروجی دارد . همه انسانهای جهان نیز به همین ترتیب عمل میکنند که  ورودی اطلاعات ، پردازش ، و خروجی دارند. البته قرار نیست که همه انسانها خروجی مفید (گفتار ، نوشتار و کردار) داشته باشند.  دانشگاههای خوب جهان کسانی را تربیت میکنند که قرار است معضلات انسان را حل کنند. این افراد یا مشکلات فنی و مهندسی و خوراکی و پزشکی و روحی انسانها را حل میکنند یا قرار است به آموزش و تعلیم و تربیت بپردازند.  اگر رشته هایی مثل ادبیات و ریاضی محض و تاریخ و ... دردی را از اجتماع و مردم و کشور درمان نمیکند ولی در دانشگاهها تدریس میشود تا معلمینی تربیت کند تا به دانش آموزان و دانشجویان ابزاری را بدهند که بتوانند بخوانند و مسائل مهندسی را مدل سازی کنند و از گذشته خود با خبر باشند.  محققین در اکثر کشورهای جهان ورودی با آنتروپی زیاد دریافت میکنند و قرار است که خروجی این محققین آنتروپی کمتری داشته باشد و به همین دلیل میگوییم که محقق باید خروجی مفید داشته باشد. البته استثنا هم در این مورد وجود دارد که در بعضی از گرایشات هنری خروجی هنرمند آنتروپی بیشتری نسبت و ورودی او دارد.  حتی در دانشکده ریاضی هم که یک سیستم است و ورودی آن دانشجو ها هستند و پردازش همان آموزش دانشجویان و گذراندن دروس است ،  خروجی آن اگر معلمین ریاضی خوب باشد در واقع معضل نبود معلم ریاضی خوب را حل کرده اند و شاید موجب کاهش آنتروپی شوند. در اکثر دانشگاههای جهان و اکثر رشته های فنی و پزشکی و علوم انسانی و علوم پایه (راجع به ریاضی نمیدانم) دانشجو را مجبور به گرفتن تعدادی درس میکنند البته دانشجو مختار است و میتواند رشته خود را عوض یا ترک تحصیل کند. در دوره دکتری هم استاد راهنما دانشجو را مجبور میکند به مطالعه مقالاتی در زمینه ای که گرانت گرفته است و دانشجو البته مختار است که استاد خود را عوض کرده یا از آن دانشگاه برود . بهر حال همه جا هدف علم و دانشگاهها حل مشکلات جامعه و انسان است از طریق کاهش آنتروپی ولی همه دانشگاهی ها اینگونه عمل نمیکنن و بسیارند که انرژی دریافت میکنند و هیچ معضلی از کشور را حل نمیکنند و فقط موجب افزایش آنتروپی میشوند.  
آقای اسماعیل:

عبارت «خروجی علمی یک محقق» در حالت کلی یک عبارت نادرست است و بنابراین تعریف درستی برای آن قابل بیان نیست. به همین منوال عبارت «خروجی یک تابع» بی معنی است مگر آن که تابع به طور دقیق مشخص شده باشد. به هر حال اگر سایرین رشته تخصصی حضرتعالی را بدانند شاید تعریف شما از  «خروجی علمی یک محقق»  جای تامل داشته باشد. 

بنده به شما توصیه می کنم از عبارات کلی «در همه دنیا» یا «در ایران» استفاده نفرمایید چراکه اطلاعات یک شخص نمی تواند اینقدر وسیع باشد که چنین سطحی را پوشش دهد.  برای مثال در گروه ریاضی دانشگاه اینجانب قانونی مصوب شده است که به دانشجو و استاد اجازه ارسال مقاله قبل از تصویب پروپوزال دانشجو را نمی دهد. در حقیقت یک دانشجوی دکتری بایستی دوره آموزشی را  که حدود دو سال است با موفقیت در آزمون های ارایه شده سپری نماید. در این مدت دانشجو با مطالعه مستمر و تمرین زیاد دایره دانستنی های خود را افزایش می دهد و عملا وارد دوره پژوهشی نمی شود. بعد از موفقیت در دوره آموزشی و تصویب پروپوزال وی اجازه ورود به مساله علمی مطرح شده در پروپوزال را پیدا می کند.  هنگام دفاع از رساله دکتری تاریخ ارسال مقالات مستخرج از رساله دکتری و همراستا بودن آنها با مسایل مطرح شده در پروپوزال به دقت مورد بازنگری قرار می گیرد و چنانچه تاریخ ارسال مقاله ای قبل از تصویب پروپوزال باشد از ارزیابی خارج می شود. 

در ارتباط با مسایل تحقیقاتی نیز - ما هیچوقت با این جمله «چه کار کنیم که از آن مقاله منتشر کنیم!!!»  مواجه نیستیم. در حقیقت تحقیقات علمی یک استاد در سالهای گذشته  وی را با مسایل جدیدی آشنا می کند و دانشجویان دکتری این امکان را پیدا می کنند که پس از کسب توانایی علمی لازم (سپری نمودن دوره آموزشی)  این مسایل را  مورد بررسی قرار دهند.  یکی از قوانین دانشگاه ما استادی را که در سه سال گذشته تحقیقات چشمگیری را انجام نداده است از گرفتن دانشجوی دکتری منع می کند. بنابراین مسایل تحقیقاتی از قبل مشخص می باشند و این دانشجو است که بر حسب علاقه و توانایی اش یکی را انتخاب می کند. 

به یاد داشته باشید که یک انسان سالم را مجبور به تنفس نمی کنند!! بلکه در شرایط نرمال برای ادامه حیات لازم است وی اتوماتیک تنفس کند. یک دانشجوی دکتری برای شروع تحقیقات و  حل مسایل مطرح شده در پروپوزال بایستی در قدم اول مراجع و مقالات مرتبط با موضوع را با دقت مطالعه کند. («مجبور کردن» دانشجو در مطالعه ی مقالات بیشتر به یک طنز شبیه است) . در حقیقت مطالعه کارهای تحقیقاتی انجام شده یک اصل انکار ناپذیر است و باید به طور مستمر ادامه داشته باشد.  

نکته آخر این که هدف از کارهای علمی و تحقیقات در معنی عام لزوما «حل معضلات یک کشور و مردم آن» نیست.  درست است که با تحقیقات علمی بخصوصی می توان معضلات یک کشور و مردم آن را در زمانی معین حل نمود ولی در کل هدف علم این نیست.   

 
خروجی علمی یک محقق مقاله نیست. خروجی علمی یک محقق ساخت یک ابزار جدید یا حل یک معضل  یا ارائه یک مدل ریاضی برای فهم بهتر یک فرآیند و یا هر چیزی که زندگی انسان را بهبود می دهد است. این خروجی علمی یک محقق است .  بعد از اینکه این هدف دستیابی می شود و محقق راهی برای بهبود زندگی انسان می یابد آنرا گزارش می دهد و عموما این گزارش تحت عنوان مقاله منتشر می شود.  در همه دنیا هم مقاله بعد از اجرای پروژه نوشته می شود . ولی در ایران اولین جلسه ای که استاد با دانشجوی دکتری خود دارد بیان میدارد که چه کار کنیم که از آن مقاله منتشر کنیم. در بهترین شرایط و آن اساتیدی که در دانشگاههای خوب هستند و قصد کار تحقیقاتی خوب دارند دانشجویان را مجبور به مطالعه مقالات دیگران می کنند به امید اینکه بتوانند تغییراتی یا بهبودهایی در روشهای آنها ایجاد کنند که منجر به انتشار مقاله شود. ولی هدف آنها حل معضلات کشور و مردم نیست بلکه هدف انتشار مقاله است. 
آقای دکتر کریم مظاهری استاد هوافضای دانشگاه شریف در حضور مقام معظم رهبری سخنانی را راجع به تولید علم و آمار بیهوده ذکر کردند که اگر متن آن سخنان را در این وبلاگ بیاورید خیلی مناسب است.  راجع به تقلب و کپی برداری که جدیدا به شدت باب شده است نیز ایشان مطالبی را ذکر کردند . همچنین راجع به نیاز به بازگشت به استقلال دانشگاههای برتر در زمینه جذب هیات علمی و جذب دانشجوی دکتری .  اینها همه روی تولید علم تاثیر مستقیم دارد.
خروجی علمی یک محقق گزارش(مقاله) هست. در این شکی نیست. ۱۵۰ ساله هست که همینجور بوده ولی مشکل از این کمی‌سازی‌ها و قوانین امتیازبندی نادرست هست که هم ارزیابی را خراب می‌کند و هم منجر به پدید آمدن راههای دورزدن رتبه‌بندی/ارزیابی می‌شود. 
با سلام

با به راه افتادن سیستم متریکس توسط شرکت گوگل در قسمت گوگل اسکولار امپراتوری آی اس آی ظرف چند سال آینده به شدت تحت الشعاع فعالیت های شرکت گوگل قرار خواهد گرفت. در حال حاضر سیستم گوگل اسکولار همه استناد های یک مقاله را از هر کجا که باشد نشان می دهد و تقریبا هر هفته یک یا دو بار به هنگام می شود. چنانچه این شرکت یک آپشن برای فیلتر کردن استناد بر مبنای لیست جی سی ار ارائه دهد دیگر می توان ضریب نفوذ هر ژورنالی را بر اساس سیستم گوگل استخراج نمود. در حال حاضر شرکت گوگل سیستم اچ ایندکس را سالی یک بار به هنگام می سازد ولی اگر این شرکت تواتر کار خود را افزایش دهد منوپولی آی اس آی شکسته می شود زیرا این شرکت به راحتی هر ژورنالی را در لیست جی سی ار قرار نمی دهد. ایندکس جهان اسلام دارای ژورنال های بسیاری است که شاید هیج وقت نتوانند به ایندکس جهان اسلام راه یابند زیرا ملاک آی اس آی داشتن مقاله از ملیت های مختلف انتشار مقاله از نتایج پروژه های بین المللی و غیره است که همان طور که دکتر منصوری اشاره کرد مجلات ایرانی از این نوع کارها غافل هستند. چنان چه سیستم گوگل اسکولار پر و بال یابد می تواند در دنیای علمی جا بیفتد و آی اس آی به حاشیه رانده شود. انشاء الله که این طور شود
ناصر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی