Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

از سارقین ادبی به کجا شکایت کنیم؟

قاسم جابری پور | چهارشنبه, ۱ مهر ۱۳۸۸
اگر آنچه امروز اول مهرماه 1388 به نقل از نیچر در سایت الف آمده است درست باشد از این پس به که شکایت بریم؟

پی نوشت دوم مهرماه: در نظر 18 این پست عین دفاعیه یکی از نویسندگان مقاله مورد مناقشه را آورده ام.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۸/۰۷/۰۱
قاسم جابری پور

نظرات (۴۴)

۲۱ مهر ۹۵ ، ۱۵:۵۸ بابک بهشتی
پاسخ به خانم محمد صالحی
جای تاسف دارد که در چنین دانشگاهی این اتفاق می افتد. قاعدتا تز کارشناسی ارشد شما در مورد همین مقاله بوده است و اعداد و ارقام داخل تز در مقاله ذکر شده است.  بهترین کار این است که موضوع را با مسئولین دانشکده مطرح کنید و مدارک را در اختیار آنها قرار دهید.  
با سلام من مهدیه محمدصالحی فارغالتحصیل ارشد دانشگاه شاهد هستم. بعد از فارغ التحصیلی یک مقاله نوشتم و برای تصحیح به استاد راهنمای خود دکتر علیرضا بهراد میل کردم ایشون مقاله رو بدون اسم من به اسم شخصی از دانشگاه ازاد چاپ کردند. وقتی مقاله رو در اینترنت پیدا کردم و اعتراض کردم ابتدا گفتند اشتباه شده و مقاله کس دیگه رو به من میدن و حاضرن خودشون در حد سیمولیشن جبران کنن وقتی قبول نکردم کلا زدن زیر همه چیز و مدعی شدن مقاله مال من نیست
به کجا میتونم اعتراض. کنم
۰۵ مهر ۹۵ ، ۰۰:۲۶ آرمین بقائی
با سلام  و عرض ادب خدمت شما
به مشکلی برخوردم لطفن کمکم کنید

مقاله ای در کنفرانس http://www.gcbss.org/cibssr/index.html سابمیت کردم. این کنفرانس تحت پوشش الزویر است. چند تا مجله دیگر نیز برای چاپ مقالات موجود می باشد. مقاله من را گفتند در یک نشریه دیگر چاپ میشود. من ایمیلی زدم و گفتم که قصد چاپ در نشریه الزویر را دارم. جواب مثبت کوتاهی دریافت کردم و گفتند که هزینه را واریز کن. هزینه را واریز کردم. الان می گن که نه. 1.800 هزار تومان هم هزینه دادم. این نشریه هم بسیار کم اهمیت هستش در کشور ما. چک کردم. چکار می تونم بکنم ؟ هم مقاله و هم هزینه را ارسال کردم. لطفن کمکم کنید

سلام بنده دانشجوی ارشد هستم به دلیل مشغله کاری زمان نوشتن مقاله های کلاسی را ندارم. از موسسه ای خواستم ببا استفاده از مقالات بیس انگلیسی برای من مقاله بنویسد. انهاهم دو مقاله فرستادند و گفتند که از ان برای نوشتن استفاده می کنند. اما تمام مطالب نوشته شده کپی مقالات ایرانی بود که به جای نوشتن نام نویسنده اصلی ، نام یک نویسنده خارجی رادر انتهای مطلب قرار داده و وقتی که با اعتراض بنده مواجه شده که چرا این کار انجام شده، مجدد نسبت به تغییر نام ها و نوشتن نام نویسندگان ایرانی اقدام کرده و مطالب همچنان به حالت کپی باقی مانده و از دو مقاله بیس انگلیسی نیز استفاده نشده است. آیا بنده می توانم از این مووسه کلاهبردار به جایی شکایت کنم. تمام ایمیل هاو مکاتبات این موسسه با بنده در ایمیل من  موجود است. این مدتی را که بنده صرف پیدا کردن تقلبات این موسسه جعلی نمودم اگر صرف کار مقاله می کردم موثر تر بود.

http://www.edunews.ir/?view&sid=23173
مقاله جدیدی در نیچر:
http://www.nature.com/news/2009/090930/full/461578a.html
تا این لحظه ادعا نشده که استاد در تهیه مقاله نقشی نداشته اند یا نقششان کم بوده است. فقط نویسنده دوم در مصاحبه با نشریات این مقاله را یک کار اصیل (اورژینال) علمی خوانده و اتهام تقلب را رد کرده است.
من تعجب می کنم چرا کسی به این نکته توجه نمیکنه که این مقاله 2 جا چاپ شده به اسم کامران دانشجو. اولا اگه کسی مقاله رو ننوشته چرا اسمش به عنوان نویسنده اول میاد؟. حالا فرض کنیم که دانشجوش می خواسته احترام بگذاره ولی اون چرا قبول کرده.؟ ثانیا و از همه مهمتر وقتی شما یه مقاله تو یه کنفرانس و یا ژورنال چاپ می کنید فرمی رو امضا می کنید و تعهد میدید که این مقاله جای دیگه چاپ نشه. پس چرا ایشون همون مقاله رو تو یه ژورنال داخلی هم چاپ کردند بر خلاف تعهدشون؟ نمیتونه بگه نمی تونستم چون وقتی یه مقاله به یه کنفرانس و ژورنال فرستاده میشه بارها ای میل می زنند به نویسندگان و رزومه ایشون هم موجوده.
خدا به فریاد ما برسه.
در مورد خبر جناب sasha «نیچر مقاله مذکور را حذف کرد»:
1- در منبع آورده شده (الف) چنین چیزی گفته نشده. بلکه گفته شده مجله طراحی با کامپیوتر این مقاله را حذف کرده.
2- برداشت الف هم دقیق نیست. نیچر به نقل از اسپرینگر گفته است مقاله در آینده حذف خواهد شد نه اینکه حذف شده است.

خواهشمندم در مورد اخباری که در کامنت ها می آیند، قبل از تایید کامنت منبع آن بررسی شود.
نیچر مقاله مذکور را حذف کرد :
http://alef.ir/1388/content/view/54136/
« لزوم یک تغییر اندک در توضیح هدف این بلاگ »

در اولین جمله در مورد هدف این بلاگ آورده شده است که "... هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش جویان و چه از سوی اندکی از اعضای هیات علمی است. ..." بنا به این جمله، یعنی دانشجویان و فقط اندکی از اعضای هیات علمی مرتکب تقلب می شوند. کما اینکه دانشجویان متخلف (نه همه دانشجویان) از روی ناآگاهی از مرزهای اخلاق حرفه ای، سو استفاده از اعتماد استاد، ترس از تهدیدهای استاد (یا تنفر از استاد!)، و در مواردی به درخواست خود استاد (!) ممکن است مرتکب این تخلفات شوند. حال آنکه برای اعضای هیات علمی که آگاهی به این مرزهای اخلاق حرفه ای برای آنها فرض محسوب می شود، به جهت جایگاه بالاتری که نسبت به دانشجویان دارند، تقلب ادبی آنها نیز (هر چند از سوی جمعی اندک) خطایی بس سنگین تر و شرم آورتر است.

در حالیکه در سایر کشورها، استاد متقلب شغل خود را از دست داده و امکان اشتغال در هیچ دانشگاه و مرکز پژوهشی در آن کشور را نخواهد داشت، ولی ما یا به لحاظ جایگاه ویژه استاد (یا فقدان مرجع رسیدگی تقلبات علمی) از خطای او صرفنظر می کنیم و در عوض دانشجویان را تنبیه می کنیم.
پس از آنجا که میزان اینگونه تقلب ها از سوی اعضای هیأت علمی کمتر از دانشجویان متخلف نیز نبوده است پس ذکر « اندکی از » برای هر دوی دانشجویان و اعضای هیأت علمی مناسب تر به نظر می رسد تا اندکی از بار اتهام و اشارات تقلبات به سوی دانشجویان کاسته شود، با اینکه این توجیهی بر تخلفات دانشجویان نیست.
لذا گرچه این تقلبات ممکن است خود متأثر از سطوحی فراتر از چارچوب روابط استاد-دانشجو باشد، معهذا تفکیک تخلفات این دو سطح استاد و دانشجو (بنا به چارچوب رسالت این بلاگ)، بررسی، علت شناسی ، درمان شناسی و تفکیک رویکرد تنبیهی برای هر کدام از این سطوح ضروری به نظر می رسد.

به موازات آن هم بایستی فکری برای حضور غیرمتمرکز مراجعی در دانشگاهها برای رسیدگی به تقلبات علمی نمود که نه تنها به اعتراضات علمی وارده از طرف دانشجو، استاد، همکار، سایر پژوهشگران، سایر دانشگاهها، سایر سازمانهای پژوهشی و سایر کشورها رسیدگی کنند، بلکه خودکار و به صورت تخصصی اصالت انتشارات ثبت شده به نام آن دانشگاه را نیز بررسی کرده و در صورت مشاهده تخلفات، پیگیری نمایند که متخلفین تنبیه شوند یا در صورت گزارشهای نادرست، از افراد اعاده حیثیت نمایند.
به نظر می رسد این مرجع می تواند توسیع یافته ی از هیات های ممیزه ی دانشگاه ها با رویکردی به مسوولیتهای ذکر شده برای رسیدگی حقوقی به این گونه تقلبها برای تمام طرفهای ذینفع باشد.
« لزوم یک تغییر اندک در توضیح هدف این بلاگ »

در اولین جمله در مورد هدف این بلاگ آورده شده است که "... هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش جویان و چه از سوی اندکی از اعضای هیات علمی است. ..." بنا به این جمله، یعنی دانشجویان و فقط اندکی از اعضای هیات علمی مرتکب تقلب می شوند. کما اینکه دانشجویان متخلف (نه همه دانشجویان) از روی ناآگاهی از مرزهای اخلاق حرفه ای، ترس از تهدیدهای استاد (یا تنفر از استاد!) و در مواردی به درخواست خود استاد (!) ممکن است مرتکب این تخلفات شوند. حال آنکه برای اعضای هیات علمی که آگاهی به این مرزهای اخلاق برای آنها فرض محسوب می شود، به جهت جایگاه بالاتری که نسبت به دانشجویان دارند، تقلب ادبی آنها نیز (هر چند از سوی جمعی اندک) خطایی بس سنگین تر و شرم آورتر است.

در حالیکه در سایر کشورها، استاد متقلب شغل خود را از دست داده و امکان اشتغال در هیچ دانشگاه و مرکز پژوهشی در آن کشور را نخواهد داشت، ولی ما به لحاظ جایگاه ویژه استاد از خطای او صرفنظر می کنیم و در عوض دانشجویان را تنبیه می کنیم.
پس از آنجا که میزان اینگونه تقلب ها از سوی اعضای هیأت علمی کمتر از دانشجویان متخلف نیز نبوده است پس ذکر « اندکی از » برای هر دوی دانشجویان و اعضای هیأت علمی مناسب تر به نظر می رسد تا اندکی از بار اتهام و اشارات تقلبات به سوی دانشجویان کاسته شود، با اینکه این توجیهی بر تخلفات دانشجویان نیست.
لذا گرچه این تقلبات ممکن است خود متأثر از سطوحی فراتر از چارچوب روابط استاد-دانشجو باشد، معهذا تفکیک تخلفات این دو سطح استاد و دانشجو (بنا به چارچوب رسالت این بلاگ)، بررسی، علت شناسی ، درمان شناسی و تفکیک رویکرد تنبیهی برای هر کدام از این سطوح ضروری به نظر می رسد.

به موازات آن هم بایستی فکری برای حضور غیرمتمرکز مراجعی در دانشگاهها برای رسیدگی به تقلبات علمی نمود که نه تنها به اعتراضات علمی وارده از طرف دانشجو، استاد، همکار، سایر پژوهشگران، سایر دانشگاهها، سایر سازمانهای پژوهشی و سایر کشورها رسیدگی کنند، بلکه به صورت تخصصی اصالت انتشارات ثبت شده به نام آن دانشگاه را نیز بررسی کرده و در صورت مشاهده تخلفات، پیگیری نمایند که متخلفین تنبیه شوند یا در صورت گزارشهای نادرست، از افراد اعاده حیثیت نمایند.
جوابیه ی نویسنده دوم که قانع کننده و شرافتمندانه نبود.
گرچه در صفحه شخصی نویسنده اول، نام این مقاله دیده نمی شود، ولی از آنجا که معاونتهای پژوهشی دانشگاهها پیوسته انتشارات اعضا در نشریات آی.اس.آی را فهرست برداری کرده و به دانشکده ها اعلام می نمایند، پس نویسنده اول نمی توانسته از انتشار این مقاله بی اطلاع بوده باشد . پس اگر هم دانشجو بدون اطلاع استاد، مقاله منتشر کرده باشد (و در نسخه پایانی، استاد را به عنوان نویسنده ی مسوول درج کرده باشد)، گزارش این تخلف و مراتب عذرخواهی از نشریه بر استاد فرض بوده است. امیدواریم جوابیه ی نویسنده اول قابل قبول باشد.
ای کاش از طرف این بلاگ، پستی به نیچر ارسال شود تا همه پژوهشگران در ایران را از این دست قلمداد نکنند و بدانند که جامعه دانشگاهی ایران نیز این قبیل اعمال و تقلب های مشابه را ناروا می شمارد.
۰۳ مهر ۸۸ ، ۱۸:۵۱ MBZ (Massoud Babaie-Zadeh)
آقای «B»:
حق با شماست و من متوجه نشده بودم. مرجع ۳۲ در واقع رفرنس به مقاله اصلی است ولی چون بر خلاف رویه معمول اسم اول را کامل نوشته‌اند و اسم فامیل را مخفف (!) من متوجه نشده بودم.

به این ترتیب، اگرچه باز هم مقاله بدلیل ذکر مطالب زیاد بدون گیومه (از جمله مشترک‌بودن ۳۱ مرجع اول با همان ترتیب) از نظر رعایت اخلاق علمی مشکل دارد، ولی خوب، خیلی تفاوت می‌کند نسبت به حالتی که رفرنسی به مقاله اصلی وجود نداشت.
من قصد دفاع از این عملکرد وزیر علوم را ندارم، اما فکر نمی کنید خود آقای وزیر قربانی تقلب دانشجوی دکترایش شده؟ توضیح اینکه من خودم تا حالا چندین مقاله داشته ام که اساتیدم قادر نبوده اند آنها را از نظر علمی ارزیابی کنند. مقاله تقریبا به همان شکلی که من نوشته بودم توسط استاد ارسال شد. اگر مقاله را کپی کرده بودم هم به احتمال زیاد استاد نمی فهمید. حتی در یکی دو مورد پسورد ایمیل استاد را گرفتم و اصلاً فرستادن مقاله را هم خودم انجام دادم! یعنی استاد اصولاً نقشش به صفر میل می کرد!

گذشته از این حرفها، بد نیست به یاد بیاوریم خانم ابتکار هم که جزء سیاسیون رده بالای مملکت بوده، یک مقاله تقلبی داشت که یک مولف هم بیشتر نداشت. در مورد مقاله آقای دانشجو، یک مولف همکار هم هست و می توان فرض کرد (یا امیدوار بود) که تقلب را همکار انجام داده. اما در مورد خانم ابتکار نمی توان چنین فرضی را باور کرد. راستی من به خاطر ندارم... قصه تقلب خانم ابتکار آخرش به کجا رسید؟
جالب است مولف دوم مدعی شده که این مقاله حاصل تز دکتری وی است و اشاره ای به سهم استاد نکرده است. اگر استاد سهم چندانی جز راهنمایی در مقاله نداشته چرا نامش در مقاله اول و مولف مسئول است. همه می دانند که ایشان به عنوان استاندار و مجری انتخابات در زمان تهیه مقاله خیلی سرشان شلوغ بوده و حرف مولف دوم می تواند درست باشد که مقاله را تهیه کرده است و چون استاد بالیا سرشان نبوده و آشنایی با تهیه مقاله علمی نداشته اند به بی راهه رفته اند. اما درد آن است کسی که دغدغه دین در دانشگاه دارد (صرف نظر از تقلبی بودن یا نبودن مقاله) باید حداقل انصاف می داشت و نام خود را بعد از دانشجو قرار می داد. امیدوارم مدعی نشوند که این توطئه BBC و غربیها برای بد نام کردن دولت ایران بوده است و وزیر محترم اصلا از مقاله خبر نداشته. فقط باید از شر شیطان به خدا پناه ببریم.
نکته جالب دیگر این است که آقای کامران دانشجو در سخنرانی خود می فرمایند:«دغدغه اصلی بنده برای دانشگاهها دین است!» ایشان با این عملکرد غیر علمی از کدام دین صحبت می کنند؟
آقای بابایی، به مرجع 32 در مقاله‌ی آقای دانشجو نگاه کنید:
32. Woong L, Heon JL, Hyunho S (2002) Ricochet of a tungsten
heavy alloy long-rod projectile from deformable steel plates. Int J
Appl Phys 35:2676–2686
۰۳ مهر ۸۸ ، ۱۱:۴۲ MBZ (Massoud Babaie-Zadeh)
در مورد جوابیه‌ای که نویسنده دوم در تابناک داده است، متاسفانه باید بگویم بر خلاف ادعای مطرح شده در این جوابیه، در مقاله آقای دانشجو هیچ رفرنسی به مقاله اصلی داده نشده است با اینکه قسمت زیادی از متن از آن کپی شده است. ضمن اینکه ۳۲ مرجع اول هر دو مقاله دقیقا و با همان ترتیب، یکسان هستند!
توصیه می شود آقای وزیر محترم جناب آقای دکتر محمد رضا داداشی عضو دانشگاه آزاد گرگان را به عنوان معاون وزیر در امور اخلاق علمی و پیگیری تخلفات علمی-اخلاقی منصوب نمایند.

در صورت انتشار به نام علی اعلام شود.
توضیحات این دوست عزیز به قول معروف «عذر بدتر از گناه» است.
آنچه بایستی به آن توجه ویژه شود این است که دانستن «اخلاق حرفه‌ای در حیطهٔ پژوهش و دانشگاه» اولین و بنیادی‌ترین توانایی برای تمامی دانشجویان و اساتید است که متاسفانه هنوز جایگاهی در جامعه علمی ما نیافته است.
برای اینجانب بعنوان یک دانشجو، آنچه در این زمینه از وبلاگ «اساتید علیه تقلب» آموخته‌ام، بسیار بیشتر از ۷ سال تلاش دانشگاه است که خود دلیلی بر عدم توجه دانشگاه و عموم جامعه علمی کشور به این مهم می‌باشد.
بازهم صمیمانه از موسسان این وبلاگ تشکر می‌کنم.
سلام

عده زیادی از دانشجویان نگاهی نا مناسب به تحقیقات علمی ما پیدا کرده اند. این شخص با عمل خود محققان ایرانی را بد نام کرده اند. توضیحات ایشان کاملا واضح است که باید فکری اساسی برای تحصیلات تکمیلی در کشور نمود
در مورد توضیحاتی که در سایت تابناک داده شده است:
1- امروز قضیه را نیچر مستقیما و در مقاله ای مستقل مطرح نموده و اگر کسی نشریه نیچر را نامعتبر بداند بحث دیگری است.
2- در نیچر و از قول اسپرینگر آمده است که پس از بررسی مقاله حذف خواهد شد (نه اینکه حذف شده است)
3- در نیچر آمده که مقاله دیگری توسط همین نویسندگان از نویسندگان آمریکایی کپی و در ژورنالی تایوانی چاپ شده است.
4- از افرادی مانند پروفسور گرجی که سعی در حفظ اعتبار جامعه دانشگاهی ایرانی دارند جدا باسید تشکر کرد.
5- فکر نمی کنم بررسی ادعاها نیاز به دانش مهندسی مکانیک جهت بررسی روش و نرم افزار داشته باشد. شکل ها و دیاگرام ها عینا کپی شده اند و بخش عمده ای از نتایج نیز از مقاله مبدا برداشته شده است.
6- این مقاله پیش از انتشار در ژورنال خارجی با تغییراتی جزیی در یک کنفرانس داخلی و یک ژورنال داخلی قبلا انتشار یافته است.
۰۲ مهر ۸۸ ، ۱۸:۵۴ Mohammad R. Salavatipour
The most optimistic (and perhaps unrealistically optimistic) explanation could be that they don't know what is called new research or what is called plagiarism). Even in this case there is a big question on how such an incompetent person deserves to be a faculty (let alone a minister in charge!).

The explanation given by the second author is sad (at best). It just shows how our system is producing graduates that are completely unaware of fundamentals of research and research ethics.
just shaking my head....
۰۲ مهر ۸۸ ، ۱۶:۲۵ قاسم جابری پور
آقای آرش: من چک کردم و برخلاف گزارش شما مقاله در لینک زیر موجود است:
http://www.springerlink.com/content/5n12821j8030n788/
۰۲ مهر ۸۸ ، ۱۶:۱۰ قاسم جابری پور
یکی از نویسندگان مقاله مورد مناقشه در سایت تابناک در دفاع از خود نوشته است:

با توجه به خبر اعلام شده اینجانب مجید شهروی باید به عرض برسانم که تفاوتهای بسیار زیادی از نظر علمی بین مقاله اینجانب و مقاله شخص کره ای وجود دارد که در زیر مطرح میگردد و ضمنا مطالبی را به عنوان روشن شدن این بحث بیان میدارم:

اولا اینجانب نمیدانم وبلاگ نیچر چگونه وبلاگی است و آیا صلاحیت علمی دارد یا خیر.

ثانیا این مقاله که نتیجه بخشی از تحقیقات پروژه دکتری اینجانب است توسط اساتید و هیئت داوران مجله علمی Engineering with Computers که از مجله های ISI و دارای قابلیت علمی بالایی در جهان است به مدت یک سال مورد بررسی و اصلاح قرار گرفته و نهایتا با تایید هیئت داوران این ژورنال چاپ شده است. بنده فکر میکنم در حالی که هیئت داوران قاعدتاً صاحب نظران در راستای مقاله اینجانب بوده اند و اینکه ایشان نیز مقاله شخص کره ای و مقالات دیگر در این زمینه را میشناسند، و با توجه به اینکه یک مقاله قبل از چاپ توسط حداقل چهار نفر از آنها مطالعه و بررسی و تایید میگردد، لذا دیگر مطرح شدن این موضوع که یک مقاله چاپ شده در ژورنالی بین المللی اعتبار علمی ندارد حرفی گزاف است.

ثالثا نام مقاله کره ای نیز در مراجع مقاله اینجانب آورده شده است که نشان دهنده بیهوده بودن گفته های این وبلاگ و صداقت اینجانب در استفاده از منابع تحقیقاتی است.

در نهایت برای روشن تر شدن افکار مردم فهیم ایران به تفاوتهای فاحش مطالب علمی مقاله اینجانب در مقایسه با مقاله شخص کره ای میپردازم، شاید وبلاگ نویسان وبلاگ نیچر نیز این تفاوتهای علمی را مطالعه نموده و با متخصصین بررسی کنند تا کمی از علم مکانیک سر در بیاورند:

اولا در مقاله کره ای پدیده کمانه کردن تنها با روش لاگرانژ مورد شبیه سازی قرار گرفته و با نتایج مدلهای تحلیلی مقایسه گشته و شخص کره ای نتیجه گرفته است که روش شبیه سازی لاگرانژ نسبت به روشهای تحلیلی نتیجه نزدیکتری به تست ارائه میدهد. در حالی که در مقاله اینجانب دو روش شبیه سازی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یکی روش لاگرانژ و دیگری روش هیدرودینامیک مولکولی(smooth particle hydrodynamics) یا SPH و نهایتا نتیجه گیری شده است که روش هیدرودینامیک مولکولی یا SPH نتایج بهتری در محاسبه زاویه بحرانی کمانه کردن در گلوله های ساخته شده از مواد ترد ارائه میدهد. لذا دو مقاله کاملا نتیجه گیری های متفاوت و روند محاسبات متفاوت دارند.

مطلب دیگر اینکه در مقاله کره ای از نرم افزار Dytran به منظور تحلیل استفاده شده است، حال آنکه اینجانب در مقاله خود از نرم افزار Lsdyna استفاده کرده ام.

مطلب دیگر اینکه کافیست به نتایج و نمودارهایی که در مقاله اینجانب حاصل از روش SPH آورده شده است در مقایسه با مقاله کره ای که حتی یک کلمه هم از روش SPH صحبتی در آن نشده است، بیاندازید.

تنها شباهت مقاله اینجانب با شخص کره ای در اینست که با توجه به اینکه دستگاه تست Gasgun برای انجام تستهای نفوذ در سرعتهای برخورد بالا در ایران وجود نداشته است لذا محققین از نتایج تستهای دیگر دانشمندان و با ذکر مرجع آنها به منظور صحه گذاری(Validation) نتایج تحلیلی یا شبیه سازی خود استفاده مینمایند. هرچند وجود فایلهای اجرایی و شبیه سازی های این مقاله نیز بر عدم صحت گفتارهای گزاف این سایت میافزاید.

از جمله دیگر نتایجی که فقط در مقاله اینجانب صورت گرفته است، محاسبه و بررسی طول باقی مانده گلوله و شکل نهایی هدف است که در مقاله کره ای اثری از این پارامترها نمیباشد.

در نهایت نیز اظهار تعجب میکنم که سایت نیچر ، ژورنال Engineering with Computers و تخصص تمامی هیئت ژوری و دانشمندان مشغول در آن را که از ژورنالهای معروف انتشارات قدیمی Springer میباشد است را زیر سوال میبرد؟

شاید برخی سایتها که از نیچر نقل قول نموده اند به اشتباه تصور می کنند، که از این به بعد و برای رفع شبه ، باید کلیه مقالات علمی ابتدا برای ً نیچر ً ارسال شود و بعد از تائید ، آن را برای ژورنالهای علمی بین المللی ارسال نمائیم که دیگر سئوالی برای این سایتها پیش نیاید که البته این بسیار غیر علمی به نظر می رسد.

با عنایت به موارد مذکور و اشارات دیگری که این وبلاگ داشته است، به نظر می رسد که مطالب ارائه شده در وبلاگ نیچر شاید با اغراض سیاسی نوشته شده باشد که با روشهای دیگر به نتیجه نرسیده است چراکه تنها چیزی که مدنظر وبلاگ نویسان مذکور نبود، پیشرفت علم و اصالت علمی مقاله اینجانب می باشد.
در خبر جدید سایت نیچر آمده است که springer رسماً مقاله دزدی را حذف کرده است (retraction):
http://www.nature.com/news/2009/090923/full/news.2009.945.html
it gets more serious
from blog to the journal
here is the link
http://www.nature.com/news/2009/090923/full/news.2009.945.html
http://alef.ir/1388/content/view/54040/#

به هر حال حداقل بخش زیادی از متن بدون گیومه از منبع دیگر آورده شده و برای شکل های کپی شده مرجع ذکر نشده که این کار درست نمی باشد.( هر کسی که سابقه فعالیت آکادمیک داشته باشد با این مسائل پیش پا افتاده آشناست )
در ضمن داوری شدن دلیل بر بدون اشکال بودن نیست و از شخص نویسنده سلب مسوولیت نمی نماید.
به دوستانی که می گن شاید کار دانشجوی آقای "دانشجو" بوده باید عرض کنم که نویسنده ی مسوول این مقاله ایشون هستند- طبق آن چه در صفحه ی اول مقاله اومده-. طبق تعریف، نویسنده ی مسوول مسوول همه ی مقاله می باشد!
امروز این خبر با جزئیات بیشتر در خبر مربوط به مجله نیچر ظاهر شد:
http://www.nature.com/news/2009/090923/full/news.2009.945.html
لینک دیگه ای از مقاله استاد !!!
http://www.civilica.com/Paper-ISME16-ISME16_643.html
من تجربه‌ی چندانی در کارهای دانشگاهی و مقاله دادن ندارم، و یک سؤال برای من پیش آمده: آیا امکان فرستادن یک مقاله با اسم یک استاد بدون اطلاع وی وجود دارد؟ مثلاً الان اگر من به اسم دکتر قدسی یک مقاله سابمیت کنم ممکن است ایشان خبردار نشوند؟
از آن رو این سؤال را می‌پرسم که یادم هست یک بار دکتر کسایی استاد دانشکده‌ی کامپیوتر شریف پشت در اتاقشان کاغذی زده بودند که در آن از دانشجویان خواسته بودند به اسم ایشان و بدون اطلاعشان مقاله به جایی نفرستند.
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
این هم لینک دیگه ای از مقاله حضرت استاد پروفسور دانشجو که در ژورنال داخلی چاپ شده!!!
http://www.measej.ir/article-A-10-1-105-1-en.html
هر که بگندد نمکش می زنند. وای به روزی که بگندد نمک !
من متخصص این فنّ نیستم و شاید ایشان تغییرات کوچکی در متد داده باشند، ولی‌ از دزدی ادبیات، لغات و تصاویر استفاده کردند. حتا اگر از روی بیسوادی، بی‌ مبالاتی نسبت به عملکرد دانشجوی زیردست یا ضعف در بیان یافته‌ها باشد گناه کوچکتری نیست. عضو هیأت علمی‌ شدن با این سوابق و به درجهٔ استادی رسیدن در این سن (و احتمالا به به - چه چه شنیدن زیاد) قبح خیلی‌ کارها را می‌‌ریزد. اگر دانشگاه هنوز آدم با غیرتی‌ داشته باشد، به کمتر از استعفای ایشان نباید راضی‌ شود. گر چه در این مدت بخش بزرگی‌ از ترکیب اساتید را توانسته اند مسخ کنند. امیدوارم بتوانید فایل‌های زیر را باز کنید تا خود مقایسه کنید:

http://www.springerlink.com/content/5n12821j8030n788/

and

http://www.iop.org/EJ/abstract/0022-3727/35/20/331
آیا امکان نداره که این کار دانشجوی ایشون باشه؟ خیلی اوقات اساتید دانشگاه اصلاً اطلاعی از مقاله‌ای که به اسمشون سابمیت شده ندارند (که البته احتمالاً خود نیز در این موضوع تا حدی مقصرند).
بی ادبی است! من هم منظورتان از "سارق ادبی" را نگرفتم.
مقاله رو به دقت نگا کردم.حتی گرافای مقاله کپی هسش. دزدی واقعیه. عکسا رو برداشته و 180 درجه چرخونده و همونارو با کیفیت پایین گذاشته توی مقالش. اول فکر کردم که فقط مقدمه رو کپ زده بعد دیدم که نتایج کار نویسندههای کره ای رو کپی کرده. تمام جمله هاشو رو کپ زده. متقلب خوبیم نیس. تقلب اونم اینقده تابلو.
باعث تاسف است و موجب سرشکستگی همه ما. فکر می کنم نیاز به هیچ توضیح دیگری نیست.
ممنون از شما که به این موضوع واکنش نشان دادید. تقلب اگر بد است،‌ برای همه بد است و برای مقامات بالاتر هم بدتر!

به نظرم استادان دانش‌گاه‌ها باید به طور رسمی به چنین مواردی معترض شوند و دست‌کم نامه‌ای سرگشاده بنویسند و اعلام برائت کنند (و به فارسی و انگلیسی هم بنویسند). این نامه نه تنها مصرف داخلی دارد،‌ بلکه می‌تواند برای جلوگیری از بیش‌تر متزلزل‌‌شدن حیثیت علمی‌ی ایران در مجامع علمی‌ی جهانی مفید باشد.
جناب آقای دکتر جابری پور

1- چرا از عنوان سارقین ادبی استفاده کرده اید؟ اگر موضوع صحت داشته باشد دزدی کامل است و فقط ادبیات مقاله به سرقت نرفته است.
2- پاسخ سوال شمانیز این است که به هیچ فرد یا سازمانی داد نبریم شکایت نکنیم. چندی است که به تعبیر آن بزرگ تازه سفر رفته استاد بی بدیل ادبیات فارسی جناب آقای دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی:
آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی
روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه

3- نکته آخر. تازه دارد یکدستی و هارمونی مسئولان تکمیل می شود، چرا مانع می شوید؟
باش تا صبح دولتت بدمد
کین هنوز از نتایج سحر است
متاسفانه درست است. تقریباً تمام مقدمه، قسمت زیادی از روشها، قسمت زیادی از نتایج کپی کلمه به کلمه هستند. همینطور 4 شکل مقاله که فقط به صورت تصویر آینه ای استفاده شده اند!
حتماً پیگری و منعکس کنید و توضیح بخواهید جناب قدسی(جدا از جنبه های سیاسی):
http://blogs.nature.com/news/thegreatbeyond/2009/09/exclusive_paper_authored_by_ir.html#comments

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی