Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

لینک به اصل مطلب


وحید دامن‌افشان 

در یکی از نوشته‌های قبلی وبلاگ «پانویس»، به نقض آشکار قانون کپی‌رایت از طرف بعضی از استادان دانشگاه اشاره کردم و نوشتم که بعضی از استادان، کتاب‌ها و نرم‌افزارهای غیرآزاد را به طور آشکار، برای دانلود، روی سایت دانشگاهی‌شان قرار می‌دهند. در این نوشته، می‌خواهم در مورد یکی دیگر از موارد نقض قانون کپی‌رایت بنویسم.

در کشورهایی که قانون کپی‌رایت در آن‌ها به درستی اجرا می‌شود، اگر فردی بخواهد یک کتاب خارجی را ترجمه کند، ابتدا با یک ناشر (محلی) صحبت می‌کند؛ سپس آن ناشر، با ناشر آن کتاب (خارجی)، وارد مذاکره می‌شود و روی قیمت، تیراژ کتاب و مسائل دیگر به توافق می‌رسند و بعد از آن است که مترجم شروع به ترجمه کتاب می‌کند. به عبارت دیگر، ابتدا از ناشر اجازه می‌گیرند و بعد از پرداخت حق امتیاز کتاب، کار شروع می‌شود.

اما در ایران، در بیشتر موارد، اجازه‌ای از ناشر گرفته نمی‌شود و ناشر آن کتاب، حتی روحش هم از ترجمه کتابش، خبر ندارد. در این حالت، اگر نویسنده کتاب، مترجم و یا ناشر ایرانی یا خارجی، سرشناس نباشند، در بیشتر مواقع، خبر آن به گوش نویسنده و یا ناشر خارجی نمی‌رسد؛ اما اگر یک یا چند مورد از این موارد، شناخته‌شده باشند، به لطف اینترنت، نویسنده و ناشر خارجی، باخبر می‌شوند و اینجاست که پرونده‌مان در نقض قانون کپی‌رایت‌ سنگین‌تر می‌شود. درست است که به دلیل امضا نکردن پیمان‌نامه بِرن از طرف ایران، نویسنده و ناشر نمی‌توانند مترجم و ناشر ایرانی را تحت پیگرد قانونی قرار دهند، اما قبول کنیم این کار، وجهه بین‌المللی ایران را در عرصه فرهنگ، تضعیف می‌کند.


به دلیل علاقه بسیار زیادی که به علم حروف‌چینی و صفحه‌آرایی دارم و همچنین به خاطر چاپ کتاب خودم، با بعضی از ناشران دانشگاهی سر و کار داشته‌ام. متاسفانه بارها دیده‌ام که مترجم و ناشر، نه تنها اجازه‌ای از ناشر خارجی نمی‌گیرند، بلکه حتی زحمت خریدن یک نسخه اصلی از کتاب را هم به خود نمی‌دهند؛ یعنی کتاب را از سایت‌های غیرقانونی دانلود کتاب، دانلود می‌کنند و بدون هیچ کار اضافه‌ای، شروع به ترجمه می‌کنند.

دلیل ترجمه بدون اجازه

اولین دلیلی که مترجمان و ناشران ایرانی برای اجازه نگرفتن از ناشر خارجی دارند، این است که می‌گویند ناشر خارجی، قیمت بالایی را درخواست می‌کند و به خاطر همین، ترجمه کتاب، صرف نمی‌کند. درست است که این وضعیت در مورد بعضی از کتاب‌ها، صدق می‌کند؛ اما خوشبختانه همیشه این‌طور نیست. بگذارید تجربه خودم از تماس با یک ناشر خارجی را برای‌تان بازگو کنم:

چند وقت پیش، یکی از دوستان بسیار عزیزم، من را با کتاب THE NUMBER DEVIL آشنا کرد و یک جلد از آن را در اختیارم گذاشت و تشویقم کرد که کتاب را به فارسی، ترجمه کنم. این کتاب، توسط یک نویسنده بسیار سرشناس آلمانی به نام Hans Magnus Enzensberger نوشته شده و زمانی در اروپا، پرفروش‌ترین  (Best Seller) کتاب بوده است و تا به حال، به ۲۲ زبان زنده دنیا ترجمه شده است. بعد از خواندن کتاب، برای ترجمه آن به فارسی، علاقه‌مند شدم و بنابراین برای گرفتن اجازه ترجمه، با ناشر آلمانی کتاب تماس گرفتم. ابتدا ای‌میل زیر را دریافت کردم:

Dear Vahid Damanafshan,
Mrs. Josiger forwarded your mail to me as I’m in charge of the Children’s books list at HANSER.
I’m pleased to hear that you are interested in translating DER ZAHLENTEUFEL (THE NUMBER DEVIL) by H.M. Enzensberger from German to Persian.
However we do not grant translation rights to translators directly, but only to Publishers. Further to this, we only allow to publish the text together with the coloured illustrations. Perhaps you can contact some educational publishers in order to convince them, to publish the book?
All best wishes,
Anne Brans

همان‌طور که می‌بینید، در ای‌میل گفته شده است که «ما به طور مستقیم به مترجمان اجازه ترجمه نمی‌دهیم؛ بلکه طرف ما، ناشران هستند» که کاملاً بدیهی است؛ اما با این حال، در ای‌میل بعدی از آن‌ها خواستم که قیمت تقریبی برای دادن اجازه ترجمه را اعلام کنند:

Dear Vahid,
the license fee depends on the conditions, on the number of printed copies and the retail price. I assume between 300 and 500 Euro…. But I have to know first the details…
The CD of the printing data costs 190,- Euro plus courier costs.
At least we are open to discuss the terms depending on the conditions.
All best wishes,
Anne

the-number-devil

همان‌طور که می‌بیند قیمت ۳۰۰-۵۰۰ یورو برای آن زمان که هر یورو، معادل ۱۲۸۰ تومان بود، قیمت زیادی نبود و هر کسی می‌توانست از عهده‌اش بر بیاید و لذا با وجدان راحت، شروع به ترجمه کند. علاوه بر این، در ای‌میل نوشته شده است که یک سی‌دی حاوی تمام شکل‌های کتاب را هم در اختیارم می‌گذارند که بسیار به کارم می‌آمد؛ زیرا اگر دقت کرده باشید، بیشتر کتاب‌های ترجمه شده به فارسی، چون بدون اجازه از ناشر ترجمه شده‌اند و طبیعتاً شکل‌ها و عکس‌های کتاب را از خود ناشر نگرفته‌اند، شکل‌ها، عکس‌ها و نمودارهایش همگی اسکن‌شده هستند که در بیشتر موارد، دارای کیفیت بسیار پایین بوده و گاهی اصلاً قابل استفاده نیستند. البته قبول دارم که قیمت گفته شده در حال حاضر، کمی مشکل‌ساز است؛ اما امیدوارم رییس‌جمهور بعدی که چند روز دیگر، انتخاب می‌شود، فکری به حال کاهش شدید قیمت ریال نسبت به ارز بکند.

خلاصه آنکه اگر قصد ترجمه کتابی دارید، بهتر است قبل از شروع به کار، با ناشر کتاب، تماس بگیرید و موافقتش را جلب کنید. در این حالت، هم شرط ادب و اخلاق را رعایت کرده‌اید و هم با وجدان راحت، یک اثر فرهنگی پاک را به دیگران هدیه می‌دهید. دیدگاه شما چیست؟ آیا با گرفتن اجازه از ناشر، موافقید؟

موافقین ۱۴ مخالفین ۰ ۹۲/۰۴/۰۴
PaP-admin

نظرات (۱۴)

سلام 
ازمطالب شما ممنون
یه سوال:
کتابهای خارجی که در ایران ترجمه و چاپ میشه هیچ کدوم اجازه چاپ ندارند؟
سلام خیلی ممنون

بسیار عالی بود و این که خیلی ممنون از ارسال این پیام چون من اصلا خبر نداشتم و نمی دونستم که برای ترجمه باید از ناشر اجازه گرفت به هر حال خیلی خوشحال شدم که فهمیدم و دستتون درد نکنه

و منم فک می کنم که حداق 60 دوستانی که دست به ترجمه میزنند اصلا نمی دارند که باید از ناشر مجوز ترجمه را بگیرند

به امید پیشرفت و بهبود خسارات فرهنگی که توی مدت اخیر به ایران وارد شده...

سر بزنید
بحث های خیلی زیادی در مورد کپی رایت هست و اینکه اصلاً آیا تعیین حقوق انحصاری برای مولفین یا ناشرین لزوماً مفید به حال توسعه علم و دانش هست یا نه. به اینها کاری نداریم. اما در حد بحث حقوقی باید گفت ما در ایران قانوناً ملزم به رعایت حقوق ناشران خارجی نیستیم و من لزومی نمی بینم برای ترجمه یک اثر به فارسی پولی به ناشر پرداخت کنم مگر اینکه قانون مرا ملزم کند. صحبت از «وجدان آسوده» هم در فضای اولترا لیبرال ایران به نظر من بی معنی است. 
جدیداً رسم شده که برخی مترجمین برای نشان دادن نوعی «اصالت» سعی می کنند ایمیلی به ناشر یا نویسنده زده و بعد جواب آنها را هر چه باشد به عنوان سند اصالت و کیفیت ترجمه در اول کتاب چاپ کنند. این در واقع کسب نوعی «انحصار» توسط مترجم و ناشر داخلی است که هیچ اساس حقوقی و قانونی ای ندارد. 
سلاام . ببخشید میشه یه نمونه از متن اجازه ی ترجمه که براشون فرستادید رو بگذارید این جا !؟ ممنون پیشاپیش
 ایران ضرری که در بحث کپی رایت داره میده بیشتر از نفعی هست که میبره به دو دلیل:
نخست اینکه خیلی از دارایی های فکری ایرانی از جمله طرح ها و نقشه های قالی و فرش ایرانی توسط خیلی از کشورها از جمله امپراطوری هان، به سرقت میره در حالی که ارزش های میلیاردی دارند.
دوم اینکه ایران برنامه نویس های فوق العاده قوی داره، در حد اینکه بشینن و یک ویندوز از اول طراحی کنن، اما به دلیل نبود کپی رایت این ثروت عظیم رو داریم از دست میدیم.


۱۵ مرداد ۹۲ ، ۱۶:۵۲ میلاد صادقی
salam
man hamin 2mah pish khastam ketabio tarjome konam ama vaghti khastam az nasher ejaze begiram ama in javabo be man dad.
be khatere tahrima alayhe iran ma nemitunim in ejazaro behetun bedim ama shoma mitunid bedune mojavez ino tarjome va chap konim.
موضوعی که الان در ایران باب شده. تدوین کتاب های است که در اصل این افراد می آیند 4 متاب خارجی را میگیرند و فهرست این کتاب ها را برمیدارند و در یک میکسر میکنند سپس خروجی می شود فهرستی جدید حال بر اساس این فهرست مطالب را از کتاب های دیگر (که قالبا 2 یا 3 کتاب است) ترجمه می کنند و رفرنس های آنها را هم به عنوان رفرنس ترجمه شده می گیرند. و در نهایت کتابی 200 صفحه ای با فهرستی جالب و پر از رفرنس تدوین میشه. به همین دلیل رغبت من به خواندن کتاب های فارسی خیلی کم شده و از اجاییکه تقریبا کتاب های خارجی را به صورت پی دی اف بدون چاب می خوانم. به این موضوع رسیده ام. در این مورد هم مباحثی مطرح کنید که در ایران به دلیل نخواندن کتاب های خارجی باز به دلیل گرانی برخی از اساتید سو استفاده می کنند.
این کتاب قبلا ترجمه شده. خیلی هم ترجمه خوب و روانی داره. دلیلی نداره شما دوباره ترجمه اش کنید.
۰۷ تیر ۹۲ ، ۰۴:۰۴ داوود میرباقری
کتاب های علمی، تخصصی و فنی و همینطور کتاب هایی که CD شکل به همره دارند، باید مجوز چاپشان دریافت شود. اما کلاً وجهه ای برای ما نمانده که حالا بخواهیم ازش محافظت کنیم. البته اساتید باید حتماً از نقض کپی رایت در سایت دانشگاهی خودداری کنند و در هاست شخصی شان آپلود کنند.
در شرایطی که همین حضرات فرنگی -گیریم که سیاستمداران و سران- از هیچ کاری بر علیه ما دریغ (!) نکرده اند و طلبمان -بابت نفت و خریدهای قبل و...- را هم نمی دهند، آیا واقعاً در این چنین دنیایی که قانون جنگل بر آن حکمفرماست، برویم و کلی ارز از مملکت خارج کنیم که کتاب ادبی و... ترجمه کنیم؟ نه، اول باید دغدغۀ اقتصادی حل شود و به حداقل های دانش و فرهنگی دسترسی داشت و بعد دم از اخلاق و وجهه و... زد. نتیجۀ مجوز گرفتن و پول دادن برای کتب غیر آکادمیک، می شود گران تر شدن کتاب و محروم تر شدن ملت و کتاب نخوان تر شدن... همین و بس
۰۵ تیر ۹۲ ، ۲۲:۲۶ ااا پیامی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
البته همیشه کار به این سادگی نیست. خصوصا در مورد کتاب های علمی و دانشگاهی. چرا که اولا ناشران این کتاب ها چندان علاقه ای به ترجمه اثرشان ندارند چون هم آن را رقیلی برای فروش اثر اصلی می بینند و هم در صورت ترجمه نادرست به اعتبار اثرشان لطمه می خورد، بر عکس ناشران و نویسندگان کتاب های عمومی و داستان که هر چه کتاب به زبان های بیشتری ترجمه و منتشر شود، افتخاری خواهد بود برای اثر و بهترین تبلیغ برای افزایش فروش آن فلذا با قیمتی اندک و یا حتی (اگر به کار مترجم ایمان داشته باشند) رایگان. دوما ناشران کتب دانشگاهی معمولا در آمریکا و کشورهای غربی هستند و با اوضاع کنونی حتی جواب ایمیل های ناشران ایرانی را هم نمی دهند که حتی اگر بخواهند با وجود تحریم ها نمی توانند امتیاز خود را بفروشند. سوما ترجمه و تالیف کتاب های تخصصی دانشگاهی هرگز سود قابل ملاحظه ای نصیب کسی نمی کند (مگر به صورت سری کاری!) و همه فقط به دلیل علاقه شان به نشر علم و یا اعتباری که برای خود کسب می کنند دست بدان میزنند و برای خیلی ها سنگین است که چند برابر حق الزحمه ناچیزی را که دریافت می کنند به عنوان حق امتیاز کتاب بپردازند و اگر ناشر هم بخواهد آن را روی قیمت کتاب بکشد، مسلما خریداری برای کتاب نخواهد بود.

اما چند نکته در مورد نظرات دوستان. 

ایران به کنوانسون برن نپیوسته و تکثیر آثار خارجی در ایران و نیز تکثیر آثار ایرانی در خارج منع قانونی ندارد. البته یا دیدن نقشه کشورهای عضو، هر ایرانی شرمنده می شود:
*************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************

اموری مانند تکثیر یک کتاب فارسی دارای کپی رایت در مرکز تکثیر دانشگاه شاید جزیی تر از آن باشد که ناشر اصلی را به شکایت راهی کند، اما در هر حال نمودار بی‌فرهنگی استادی است که چنین کاری را موجب می‌شود و یا تایید می‌کند.

و آخرین نکته اینکه لزوما مترجم دوم کارش راحت تر نیست چرا که اگر مترجم به زیان آشنایی داشته باشد، مشکل اصلی اش بازنگاری اثر به زبان فارسی است. خصوصا در مورد مثالی که ذکر کردید (شبکه تننباوم) اولین ترجمه به روش سری کاری و با سرعتی باورنکردنی راهی بازار شد اما مشکل آن این بود که مترجم در اثر عجله و نیز متخصص نبودن در آن زمینه، بسیاری از قسمتهای کتاب را کاملا غلط ترجمه کرده بود!! 
۰۵ تیر ۹۲ ، ۲۱:۲۸ پیام صلواتی
جناب دامن افشان، من کلیات بحث شما را زیر سئوال نمی برم و با آن موافقیم ولی این بحث در مجلس باید مطرح شود. در دانشگاهی که من هستم بخشهایی از کتابهای فارسی را انتخاب می کنند و آنها را به مرکز نشر برای تکثیر می دهند تا همانطور که گفتم به قیمت کاغذ سوبسیددار به دانشجوها به عنوان مرجع درس فروخته شود.  ترجمه های متعدد یک کتاب تکست انتشار میابد یعنی ویرایش چهارم کتاب شبکه های کامپیوتری تننبام که آقای دکتر... ترجمه کرده اند را آقای مهندس ... نیز "ترجمه " کرده اند و انجمن علمی دانشگاه .... نیز آنرا روی نت گذاشته است.  (http://itsc.ir/forum/showthread.php?tid=27)   یعنی نفر اول تمام زحمت ترجمه را کشیده است ولی نفر دوم نیز میتواند همان کتاب را ترجمه کند زیرا نفر اول که مالک کتاب نیست و قانونی هم برای ترجمه مجدد نداریم ولی خود میدانید که زحمت ترجمه نفر اول کجا و راحتی کار نفر دوم کجا.  از این دست مسائل در محدوده حقوق مالکیت معنوی زیاد است که نیاز به قوانین خاص دارد.   دوباره متذکر می شوم که بحث اخلاقی ای که شما مطرح کردید کاملا صحیح است.
۰۵ تیر ۹۲ ، ۲۰:۲۶ وحید دامن‌افشان
خطاب به آقای صلواتی:
اگر کتاب ترجمه شده شما را فرد دیگری در یکی از دانشگاهها ایران افست کند و به دانشجوها به قیمت کاغذ مصرفی سوبسید دار بفروشد و به شما هم یک ریال حق ترجمه پرداخت نکند شما نمی توانید مدعی شوید. 

من فکر نمی‌کنم این‌طوری باشه.  اگه فرد زیان‌دیده، شکایت کنه و به صورت جدی، پیگیری کنه، می‌تونه یه کارهایی بکنه. به عنوان مثال، ماجرای سایت کتابناک رو به یاد بیارید. یکی از کاربران، عمداً یا غیرعمداً، یک کتاب غیرآزاد رو روی سایت آپلود کرده بود. وقتی صاحب کتاب متوجه شد، شکایت کرد و اگه اشتباه نکنم، مدیر سایت، ۵ میلیون تومن، جریمه شد.
۰۵ تیر ۹۲ ، ۱۸:۱۶ پیام صلواتی
ما خیلی خوشحالیم که با خرید یک بسته نرم افزاری مثل Lord یا چیزی شبیه به آن ، معادل چند هزار دلار نرم افزار را با قیمت ده هزار تومان صاحب می شویم.  خیلی خوشحالیم.  ولی دقت نمی کنیم که عدم رعایت کپیرایت به معنی عدم ورود شرکت های نرم افزاری خارجی به کشور است.  به گفته ویکیپدیا ، هندوستان در سال 2012 حدود یکصد میلیارد دلار از بابت فروش و تولید نرم افزار درآمد داشته است که گویا هفت و نیم درصد کل درآمد ناخالص ملی GDP آنهاست.  رعایت حق مالکیت معنوی از عمده پیشنیازهایی داشتن صنعت نرم افزار است.  در مورد کتاب هم به همین ترتیب . ما خوشحالیم که می توانیم همه کتب جهان را به رایگان روی سی دی داشته باشیم ولی فکر نمی کنیم که از تبعات این امر همین است که مهندسین ما که می توانستند در صنعت تهیه نرم افزار شاغل باشند به مسافر کشی مشغولند.  اما.   نبود ساختارهای قانونی در کشور که الزام به رعایت کپی رایت نمی کند باعث شده است که این موضوع بجای اینکه امری حقوقی باشد مسئله ای اخلاقی شده است.  واقعیت این است که از ناشران و نویسندگان که کمترین درآمدها را دارند نمی توان انتظار داشت که برای رعایت مسائل اخلاقی خرجی به خرجهای خود اضافه کنند.  اگر کتاب ترجمه شده شما را فرد دیگری در یکی از دانشگاهها ایران افست کند و به دانشجوها به قیمت کاغذ مصرفی سوبسید دار بفروشد و به شما هم یک ریال حق ترجمه پرداخت نکند شما نمی توانید مدعی شوید.  حال چگونه می توان انتظار تماس با ناشر خارجی و اخذ مجوز و پرداخت حق مالکیت داشت؟ 
سلام برادر
حقیقت این که من نیز چند سال پیش تصمیم به ترجمه یک کتاب از یک مولف سرشناس در زمینه رشته خودم گرفتم. با ناشر کتاب تماس گرفتم و آنها مبلغ 800 دلار را برای اجازه ترجمه طلب کردند. متاسفانه ناشر من (انتشارات دانشگاهمان) حاضر به پرداخت این مبلغ نشد البته ماجرا مال زمانی است که دلا حدود 900 تومان بود. خلاصه این که هرچه با دانشگاه و حوزه معاونت پژوهشی سروکله زدیم حاضر به پرداخت مبلغ نشدند و در نهایت کتاب در انتشارات دانشگاه چاپ و توزیع گردید.
البته قاعدتا نباید توقع داشته باشید من که از بابت ترجمه یک کتاب 400 صفحه ای که حدود دو سال وقت من را گرفت و کلا یک میلیون و نیم از دانشگاه حق الترجمه گرفتم و از بابت فروش کتاب نیز یک ریال دریافت نکردم مبلغ اجازه ترجمه را نیز خودم بپردازم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی