Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

ایران با ۲۰٪ رشد در تعداد مقالات چاپ شده نسبت به سال پیش در جهان رتبه‌ی اول را داراست.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۰/۱۵
محمد قدسی

نظرات (۲۱)

دوستان توجه کنید من حق رو به دانشجو و استاد میدم. چون سیستم ارزشگذاری در کشور ما از پایه دچار مشکل هست. فرض کنید من متقاضی شرکت در مصاحبه دکتری هستم. برای قبول شدن در مصاحبه در یک دانشگاه متوسط یا خوب باید حداقل دو تا ISI داشته باشم. چاره ای هم جز این ندارم. پس به هر تقلبی دست میزنم که به هدفم برسم. از طرفی دیگه فرض کنید یک استاد رو. منه استاد مجبورم برای ارتقا کار بکنم. و جالب اینه که معیار تحقیق و تلاش من باید به صورت مقاله چاپ بشه. چرا کشور ما که جز کشورهای در حال توسعه هست، نباید معیار سنجش استاد رو مثلا در بخش رشته های کشاورزی، ایجاد اشتغال و تولید محصول بومی بذاره. 
مدرک گرایی و تولید علم در ایران متاسفانه به یک ابزار برای خودنمایی شده و لاغیر. بالای 90 درصد دانشجوهای کارشناسی ارشد هم مثلا در رشته های کشاورزی و منابع طبیعی ، یا پایان نامه هاشون رو میدن شخصی واسشون انجام میده، یا با اعمال تغییراتی از یک پایان نامه دیگر کپی می کنن، یا اگه هم کار کنن، به دلیل خطاهای آزمایشگاهی و هزینه های بالا و بیسوادی استاد راهنما در آخر دست به عددسازی میزنن. یعنی در ظاهر کاری رو انجام دادن، اما آخرش جز تقلب سودی نداره. در رشته های علوم انسانی هم همینطوره. بیسوادی توی کشور موج میزنه و سونامی افراد پر مدعای صاحب مدرک در حال انجامه. ان شالله خدا به خیر کنه.
متاسفانه کار دانشجویان ایرانی شده تهیه چندین مقاله حتی با دیتا های ساختگی، اساتید هم که الحمدا... راضی هستند به رضای خدا که مثلا چند تا ISI به رزومه خودشون اضافه کنند بلکه زودتر ارتقاع گروه بگیرند بعضی ه ااینقدر حریص هستند که با اساتید دیگر دعوا هم می گیرند واقا تولید مقاله توسط همراهی این ها چه کیفیتی می تونه داشته باشه؟
این نظر بهزاد عزیز است که کاملا صحیح است :

این مطلب را در صفحه فیسبوکم گذاشته بودم):
استعداد عجیب ما ایرانی ها در به ابتذال کشاندن همه چیز و تولید کسب و کارهایی که از اساس باطل هستند آزار دهنده است. این بار و پس از به گندکشیدن مقاطع تحصیلی، از کارشناسی و ارشد و دکترا، حالا به طرز مسخره ای به تولیدکنندگان علم بدل شده ایم. آگهی پذیرش مقاله ISI در عرض 4 روز، زینت بخش دیوارهای اطراف میدان انقلاب تهران است. جالب این است که همین مقالات تولید شده از این روشهای مسخره و پوچ را به عنوان آما
ر تولید علم به رخ دیگران می کشیم اما نمی گوییم از این علم تولید شده آیا کسی جز پایان نامه نویس ها و مقاله نویس های حرفه ای هم استفاده ای دارند؟ غیر از نمراتی که دانشجویان می گیرند و مدارجی که استادان کسب می کنند، این علم های تولیدی کجا کاربرد دارد؟ مقاله ای که اساس آن را نه تحقیق هدفمند و کاربردی که داده های آماده شده از خروجی معده مبارک و پرداخته شده به کمک برخی نرم افزارها تشکیل می دهد، در هر مجله ای هم چاپ شود جز دروغ های شاخدار و فریب همدیگر هیچ نیست.
جمع کنید این بساط مسخره را و به فکر 2 ریال کار ارزشمند باشید که به درد زندگی واقعی مان بخورد...
(این مطلب را در صفحه فیسبوکم گذاشته بودم):
استعداد عجیب ما ایرانی ها در به ابتذال کشاندن همه چیز و تولید کسب و کارهایی که از اساس باطل هستند آزار دهنده است. این بار و پس از به گندکشیدن مقاطع تحصیلی، از کارشناسی و ارشد و دکترا، حالا به طرز مسخره ای به تولیدکنندگان علم بدل شده ایم. آگهی پذیرش مقاله ISI در عرض 4 روز، زینت بخش دیوارهای اطراف میدان انقلاب تهران است. جالب این است که همین مقالات تولید شده از این روشهای مسخره و پوچ را به عنوان آما
ر تولید علم به رخ دیگران می کشیم اما نمی گوییم از این علم تولید شده آیا کسی جز پایان نامه نویس ها و مقاله نویس های حرفه ای هم استفاده ای دارند؟ غیر از نمراتی که دانشجویان می گیرند و مدارجی که استادان کسب می کنند، این علم های تولیدی کجا کاربرد دارد؟ مقاله ای که اساس آن را نه تحقیق هدفمند و کاربردی که داده های آماده شده از خروجی معده مبارک و پرداخته شده به کمک برخی نرم افزارها تشکیل می دهد، در هر مجله ای هم چاپ شود جز دروغ های شاخدار و فریب همدیگر هیچ نیست.
جمع کنید این بساط مسخره را و به فکر 2 ریال کار ارزشمند باشید که به درد زندگی واقعی مان بخورد...
وقت آن است که به این پتانسیل علمی در کشور جهت دهی شود تا شاهد پیشرفت در اثر انجام پژوهش های هدفمند باشیم! :) این وظیفه بر عهده استادان دانشگاه است که پژوهش های کاربردی را مشخص کنند...

سلام

به نظرم در مورد ارائه این آمارها باید نه خوشبین بود و نه بدبین بلکه باید محافظه کارانه تر به آنها نگریست، نمی شود گفت تمامی مقالات حاصل سرقت ادبی است اما این نکته را هم نمی شود دور از ذهن قرارا داد که رشد روزافزون تب گرفتن مدرک و مقالات ای اس ای و گرفتن مقالات علمی پژوهشی داخلی در میان دانشجویان برای رفتن به مقاطع بالاتر و تقویت سوابق علمی، و اساتید نیز جهت ارتقا و ترفیع و تقویت سوابق علمی افزایش یافته است، بنده هم از این موارد بسیار در پیرامون خود دیده ام، راهکار این امر تقویت اخلاق در پژوهش و ذکر این نکته است که به چه قیمتی مقاله می دهیم آیا علاقه و شوق به آموختن پشت آن است یا کسب مدرک و اعتبار و آن وقت روی سخنم با دوستانی است که با این کار جای نخبگان بسیاری را در سطوح علمی و پژوهشی از طریق کسب چنین پژوهش های سخیف و کم مایه می گیرند، لطفا کمی به خود بیایید، پیشرفت در علم نتیجه درک تعمق و زحمت بسیاری است، اعتبار علمی دیگر پژوهشگران را پایین نیاورید و آنها را دلسرد نکنید.

۱۳ فروردين ۹۲ ، ۰۰:۰۰ محمد بوستانیان
رشد تعداد مقالات علمی ایران تنها یک عدد و کمی است و برای روشن شدن وضعیت باید نکات زیر در نظر گرفته شود
1-مقاله های منتشر شده چه تعداد ارجاع داشته اند؟واقعیت نشان می دهد بسیاری از مقاله های ایران فاقد ارجاع هستند و مقاله فاقد ارجاع با کاغذ سفید تفاوتی ندارد
2-این مقالات در چه ژورنالهایی با چه ایمپکتی چاپ شده اند؟
3-تعداد دانشجویان در کشور به صورت فله ای زیاد شده و چندین برابر شده است بدیهی است باید تعداد مقالات نیز افزایش یابد ،تعداد مقالات ایا به نسبت افزایش دانشجویان رشد داشته اند؟ایا کشورهای دیگر هم بدون اضافه کردن امکانات این تعداد دانشجو بر ظرفیت خود اضافه کرده اند؟
4-این مقاله ها چگونه چاپ شده اند ؟ایا واقعا تحقیقی صورت گرفته یا تنها دیتا سازی بوده است؟
به نظر بنده با توجه به وضع اقتصادی و تورم و بیکاری کشور و با توجه به اینکه اعتقاد دارم یک جامعه به صورت متوازن معمولا رشد می کند این تعداد مقالات با روند سایر حوزه ها تطابقی ندارد و نظر من این است که با امارسازی و تولید مقالات بی محتوا هیچ کشوری نمی تواند به جایی برسد
بنده پایان نامه ام را در حالی به اتمام رساندم که حتی یک مقاله از ایران در حوزه مورد نظرم نبودحدود 200 تا 300 مقاله را برررسی کردم اکثرا از غرب بوند و لذا من فکر می کنم بیشتر داریم امارسازی می کنیم و با اعداد بازی می کنیم
تولید مقاله نیازمند هزینه و صرف وقت و شور و شوق علمی همچنین وجود یک مساله و ضرورت حل ان  است جامعه ما فاقد چنین شرایطی است.

در رابطه با نوشته ی دکتر عباس ، من هم یک تجربه از سیستم آموزشی خودمان دارم.

من الان دارم دکترای مکانیک تمام می کنم و وقتی که کم سنتر بودم در مدرسه همش فکر می کردم که دانشمندان همه مربوط به دنیای قدیم بودند و الان امکان ندارد دانشمند وجود داشته باشد. در کتابها همش می دیدیم ابو علی سینا، زکریا ی راضی...... هرچند مولفان کتاب این دانشمندان را به این منظور معرفی می کردند که بگن مسلمونها هم دانشمند داشتند ولی در آنروزگار آنچه من برداشت می کردم این بود که امکان ندارد من و یا همکلاسیهام دانشمند بشن .

پاسخ:
زکربای رازی
نوشته ی متین و پرمحتوایی بود.
۲۶ آذر ۹۱ ، ۱۳:۰۵ عععععباس حاتمی

نبایدمغرورشویم ماچالش جدی درزمینه تولید علم وسوادآموزی بشرح زیرداریم:

سوادآموزی واستاندارهای آن درعصرحاضر

تمامی اندیشمندان وصاحب نظران براین باورندکه شکوفایی وپیشرفت هرجامعه ای درگرووجودشهروندانی باسواداست؛تسخیرجهان باسوادامکانپذیراست.کشورهای جهان سومی،همواره ازبی سوادی یاکم سوادی مردم وسیا ستمداران رنج می برندوبی سوادی مهمترین عامل فقروعقب ماندگی است.یک جامعه بی سوادیاکم سوادبه چنددلیل پیشرفت نمی کند،چنانچه درکشورهای نفت خیز نیزمشاهده می شود،علیرغم بالابودن درآمدنفتی ،پیشرفت چندانی صورت نگرفته است که بیسوادی مهمترین علت آن است،درعربستان؛عراق،لیبی وکویت بسیاری ازمردم بی سوادند:

1-آدم بی سواد"نمی داند" و "نمی فهمد"پس درنتیجه "درک درستی ازواقعیات جامعه ندارد"بنابراین به حداقل هاقانع می شودو"نمی خواهد"رشدکندچون معیارپایینی دارد.خرافه پرستی،عوام گرایی وفقرخردورزی ازعوارض بی سوادی یاکم سوادی هستند.همسرآزاری،ختنه دختران ؛کودک آزاری،انحصارطلبی ورفتارهای غیرمعقول بیشتردرمناطق بیسوادو فقیرنشین دیده می شوند؛بعنوان مثال درپاکستان وآفریقا.

2-چون فاقدبینش علمی هستند،پس نمی توانندوناتوان هستند.افرادبی سواددرمقابل تغییرات مقاومت می کنندوبیشترگذشته نگرهستند.بی سوادی وکم سوادی ازعوامل فقرهستندزیرانمی توانندازتکنولوژی استفاده کنندوباآن مخالفت می نمایند.

باتوجه به اینکه دنیای امروزبسرعت درحال تغییروپیشرفت است همراه باپیشرفتهای گسترده وپرشتاب علم وفناوری،مقوله سوادنیزدائما"درحال تغییروپویایی بوده است بطوریکه شاخصها،مفاهیم،کیفیت،گستردگی واستانداردهای آن دائم تغییرمی کندوبه تکامل می رسد.

سوادشالوده آگاهی ها،ظرفیت وتوان افراددرکسب دانش وزیربنای اعمال وامورزندگی آنان است.ذهنیت سنتی درموردسواد،توانایی خواندن ونوشتن است،ولی تعریف علمی وجدیدسوادعبارتست از:

یادگیری دائمی،توانایی برقراری ارتباط(آشنایی بازبانهای بین المللی)،استفاده موثرازاینترنت ونوسازی فرهنگ ودانش گذشته است.بااین تعریف بسیاری ازایرانی هابی سوادیاکم سوادمحسوب می شوند. کم سوادی حالتی است که فرداولا"امکان نوسازی دانش وتجربه خودرانداشته باشدثانیا"فقط خواندن ونوشتن رابلدباشدونتواندازانترنت وتکنولوژی جدیداستفاده نماید.

راهکارافزایش باسوادی درکشور

1-اجباری کردن آموزش متوسطه(دیپلم)برای همه ایرانیان وافزایش بودجه آموزش وپرورش.دراکثرکشورهای پیشرفته دنیاآموزش تا15سالگی اجباری است.اینکه برخی خانواده هاکودکان زیر18سال رابه جای مدرسه به خانه بخت می فرستند،مایه تاسف است.

2-فراهم کردن انترنت پرسرعت درتمام نقاط ایران؛باتوجه به اینکه انترنت یک دانشگاه بین المللی است و90%گردش اطلاعات رابرعهده دارد؛بایدهرشهروندحداقل روزی یکبارایمیل خودراچک کندوازاخبارواطلاعات موجوددراینترنت بهره ببرد.

3-امکان تاسیس تلویزیون توسط بخش خصوصی وگسترش نهادهای غیردولتی..

4-افزایش گردش علمی داخلی وخارجی (هردانش آموزودانشجو حداقل سالی یکباربه گردش علمی داخلی وکشورهای خارجی اعزام شوند).

5-استفاده ازشیوه های نوین آموزشی،مثلا"قطعات موسیقی یادگیری رابیشترمی کنند.

بررسی نظام آموزش وپرورش کشورهای انگلیس؛روسیه وژاپن توسط محققان مجموعه مدارس غیرانتفاعی سلام تهران(1382-1386)ومقایسه آن باآموزش پرورش ایران بیانگرعقب ماندگی نظام آموزشی ایران است.

نظام آموزشی ژاپن باتلفیق نظام های آموزشی سه کشورآمریکا؛فرانسه وانگلیس حاصل شده است. درژاپن آموزش از15-6-سالگی اجباری ورایگان است ودانش آموزان دوره ابتدایی فقط درسهای ریاضی؛علم تجربی؛ادبیات وتکنولوژی اطلاعات رامی خوانند.درحالیکه کتابهای درسی دانش آموزان ایرانی پراکنده بوده وباعث ایجادتعارض دردانش آموزان می شود.

هدف اصلی نظام آموزش درژاپن:تربیت شهروندان متکی به خود؛ساختن ملتی دمکرات؛صلح طلب که به حقوق بشراحترام بگذاردوبه حقیقت وصلح عشق بورزد.دولت ژاپن هرگونه رابطه ای رامیان احزاب سیاسی ؛مذهبی وآموزش ممنوع کرده است ودانش آموزان را به فعالیتهای احساسی مثل آوازخونی؛کشی گیری؛رقص و..تشویق می نمایدتاانرژی هیجانی آنان تخلیه شودوبه سراغ موادمخدرنروند.

درژاپن 97٪دانش آموزان وارددوره متوسطه(دبیرستان) و42٪واردآموزش عالی می گردند.دانش آموزان معمولا"پیاده به مدرسه می روندویک گلدان نیزدارندوگلهای طبیعی پرورش می دهند. درانگلیس نیزتحصیل رایگان واجباری بوده ومعلم نوع کتاب درسی رامشخص می نماید.درروسیه نرخ ثبت نام دانش آموزان پایین است(56%)واین کشورفاقدیک الگوی مناسب می باشد.

درکانادادرهرکلاس حداکثر20نفردانش آموزحضورداردوکلیه لوازم آموزشی واسباب بازی برای بچه هارایگان می باشدوهردانش آموزحداقل بادوزبان درس می خواند.

ضعف های نظام آموزشی ایران

1-تمام سیاستگذاریهامتمرکزودردست دولت است ؛صاحبنظران مستقل ؛ معلمان  واستاتیدنقش چندانی درتصمیمات کلان ندارند.

2-مطالب درسی به روزنیست وبیشترگذشته نگراست تاآینده نگر.بعضی مطالب کتب درسی باعث دنیاگریزی دانش آموزشده وآنهاراازتفکروخلاقیت بازمی دارد.

3-دروس تاریخ؛تکنولوژی اطلاعات؛زبانهای بین المللی؛مهارتهای زندگی وعلوم بهداشتی(بویژه بهداشت جنسی وروانی)جدی گرفته نمی شوند.آشنایی بازبان انگلیسی ازدوره مهدکودک لازمست.

4-اختلاف کیفیت سیستم آموزشی درشهرهای بزرگ ومناطق روستایی بسیارزیاداست وباعث تشدیدتعارضات فرهنگی درجامعه می شود.

5-مدارس غیرانتفاعی باعث تشدیدفاصله طبقاتی دربچه هامی گردندزیراکیفیت آموزش درمدارس غیرانتفاعی بالاترازمدارس دولتی است واکثرقبول شدگان رشته های برتردانشگاهی ازدانش آموزا ن مدارس غیرانتفاعی هستند.

6-رشته های علوم انسانی ازتنوع کمتری برخوردارهستند؛ضعف درعلوم انسانی باعث وارداتی شدن این علوم گردیده است.دروس روانشناسی؛مردم شناسی وعلوم اجتماعی جدی گرفته نمی شود.

7-کاهش جمعیت کشورومنفی کردن رشدجمعیت به آموزش وتربیت جوانان کمک می کنددربرخی مدارس دولتی کلاسهای40-30نفری دانش آموزان وجوددارد؛بایدطوری برنامه ریزی شودتاحداقل نصف جمعیت کشورتامقطع لیسانس و20%تادکتراتحصیل کنند.

8-درکتب درسی مدارس ورشته های دانشگاهی درخصوص شناخت بین المللی فاقدبرنامه هستیم.مثلا"دردانشگاههای ایران رشته های غرب شناسی،شناخت ادیان ،شرق شناسی و...جدی گرفته نمی شوندوشناخت بین المللی ماراکاهش داده است.بدون شناخت جهان نمی توان باآن تعامل کرد.

9-فضای آموزشی درمدارس ایران پایین و به ازای هردانش آموز5/1مترومتوسط جهانی4متراست.

10-سرانه آموزش عمومی ایران800دلارودرجوامع پیشرفته8000دلاراست.

11-اغلب معلمان ایرانی مشکل معیشتی دارندوزیرخط فقرقراردارند.

مقایسه اولین جمله درکتاب اول مدارس چندکشور

-ژاپن:من پدرومادرم رادوست می دارم(تقویت صمیمیت ودوستی).

-آمریکا:من فوتبال بازی می کنم(تربیت بازیگرنه مطیع).

-انگلیس:من می روم(تربیت جهانشمول).

-ایتالیا:من کارمی کنم(برای رقابت بادنیا).

-اسرائیل:من می جنگم(اهداف راباجنگ پیش بردن).

-ایران:بابانان داد(وابسته به پدروپدرسالاری).

براساس گزارش سازمان بین المللی همکاری وتوسعه(25/2/91عصرایران)نظام آموزشی چین،هنگ کنگ،کره جنوبی،ترکیه ولهستان بترتیب بهترین دردنیاهستند.درچین علیرغم فقرمالی،مساوات آموزشی بین فقیروغنی وبهترین امکانات آموزشی وجودداردودانش آموزان تلاش خودرامهمترین عامل موفقیت می دانند،درحالیکه درآمریکای شمالی دانش آموزان استعدادوشانس ودراروپاارث راعامل موفقیت تلقی می کنند.علت موفقیت چین اعتقادراسخ وعملی دولتمردان ونخبگان جامعه به کلیدی بودن آموزش برای موفقیت است.

  دکترعباس حاتمی16/9/91 hatami_abbas@yahoo.com 

 هدف از مقاله در آمریکای شمالی صرفا انتشار مقاله نیست بلکه مستند سازی است.  ما طی چند سال گذشته با مسائلی مثل کنفرانس و ژورنال مواجه شده ایم و به اصطلاح برای ما انتشار مقالات موضوعی وارداتی است. در صورتی که شاید دو قرن قبل در اروپا محققین برای تبادل آرائ خود در کنفرانس ها دور هم جمع می شدند و اگر کسی آن موقع یافته های جدید خود را انتشار می داد به نیت امتیاز معاونت پژوهشی دانشگاهشان این کار را نمی کرده است بلکه به نیت پیشبرد علم بوده است.  بهرحال فعلا مقالات به عنوان یک پدیده خلق الساعه در فضای دانشگاهی ما حضور دارد و مطالبی مثل تقلب از محصولات این خصلت خلق الساعه بودن است.

 چرا فکر می کنید در سایر کشورها تمامی مقالات با کیفیت و از نظر آماری با ارجاع بالاست؟

خیلی از کشورها از همین روش های نام برده شده در ایزان به چنین اماری رسیده اند.

در ضمن رشد و گسترش پژوهشکده ها و حمایت های مالی را هم نباید نادیده گرفت باری مثال پژوهشکده دانش های بنیادی از نظر تعداد مقالات در جایگاه بالایی در کشور قرار دارد.

حرکت به سمت مستند سازی علمی هر چند با ایده آل خود فاصله زیادی دارد ،اما قابل توجه و نیاز به حمایت دارد. و به نظر من راه تولید مقالات با کیفیت پرورش اساتید ی با  نگاه امروزی و علمیه که این اتفاق در حال رخدادنه.

پس بیاید لااقل از اخبار خوب خوشحال بشیم.

چیه خوشحالین که در تولید علم رشد داشتیم
نخیر عزیز من، فقط تو تولید (generation) مقاله نقش خودومونو خوب ایفا کردیم. وقتی که در دانشگاه ها رو باز میزارن یه کله دانشجوی ارشد و دکترا میگیرن که کمیت بره بالا ولی از کیفیت غافل هستن معلومه نتیجش این میشه! وقتی این همه دانشجوی ارشد و دکترا باید برای فرغ التحصیل شدن حتما مقاله بدن نتیجش میشه همین! شما ببینید همین 10  15 هزار دانشجوی دکترایی که الان سالانه میگرن تا 3 4 سال دیگه باید حداقل 2 تا مقاله ISI بدن یعنی20000 30000 مقاله در سال! تا بتونن فارغ شن خوب حالا این همه مقاله چه تاثیری روی پیشرفت علم داشته خدا میدونه!!!!!!!!!!!!
اینجوریه که آمار مقاله ها میره بالا.
عزیز من کمیت مهم نیست کیفیت مهمه. ای کاش همین استادایی که این سایت رو راه انداختن خودشون اینو بفهمن و به دانشجوهاشون زور نکنن تا مقاله ندادی از فارغ التحصیلی خبری نیست ای کاش ........

۰۴ مرداد ۹۱ ، ۱۲:۰۴ دکترعباس حاتمی
تولیدعلم:تولیدعلم یعنی شناخت یک موضوع برای باراول،بنابراین تولیدمقاله انتشارعلم است نه تولید. پیشنهادمی کنم این مقاله راچاپ کنیدتاروشن ترشود: جنبش به حرکتی هدفداروآگاهانه با تئوری خاص اطلاق می شود.منظورازجنبش نرم افزاری همان تولیدعلم است.نرم افزاریکی ازشاخه های اصلی فناوری وتکنولوژی است که شامل مجموعه ای ازدانش فنی،فن انجام کار،تئوری سازی وبسته های اطلاعاتی است که توسط نیروهای متخصص بکارگرفته می شود. بطورکلی هدف اصلی این جنبش تولیدعلم،فکرواندیشه است،جنبش نرم افزاری فضایی منطقی ومناظره های علمی وعقلانی درداخل وخارج کشورایجادمی کندوماراواردچالش علمی بادنیامی نماید،.باتوجه به اینکه درعصرانفجاردانش واطلاعات قرارداریم اهمیت جنبش نرم افزاری درپیشرفت کشورهابمراتب بیشترازگذشته است بطوریکه دنیای امروزرابه دنیای نرم تشبیه می نمایند.درگذشته جنبش سخت افزاری(مثل نظامی گری،مالکیت فیزیکی،توسل به زور و...) ارزش بودولی امروزه جنبش نرم افزاری مهمترین ابزارقدرت کشورهامحسوب می شود.تولیدعلم توسط محققان،نخبگان،دانشمندان درمراکزدانشگاهی ،علمی،پژوهشی ومطالعاتی انجام می گیرد،لیکن رسانه ها(تلویزیون،اینترنت پرسرعت،مطبوعات؛تلفن و...)نقش مهمی دربسترسازی وپیونددادن نخبگان علمی باجامعه بازی می کنندومنتشرکننده علم محسوب می شوند.امروزه باگسترش فناوری ارتباطات ارزش انتشارعلم کمترازتولیدعلم نیست. تولیدعلم چیست؟ بشروقتی درمقابل پدیده ای مجهول قرارمی گیردجستجوگرمی شودواگرنتیجه ای جدیدبدست آورددرواقع تولیدعلم کرده است.بعبارتی تولیدعلم یعنی بوجودآوردن ومطرح ساختن چیزی که تاکنون مطرح نبوده است ومیتوانددرزمینه های پزشکی،اجتماعی ،هنری،سیاسی،اقتصادی ،صنعتی و...باشد.علم وسیله ای برای آگاهی،شناخت ودستیابی به یافته های دنیای جدیداست وابزاری برای ارتقای زندگی بشرمحسوب می شود،درجوامعی که علم پذیری به فرهنگ تبدیل نشود،جهل وتحجر حاکم می شود .جهل زمینه سازفقروناهنجارهای اجتماعی است. عوامل موثردرتولیدعلم دریک جامعه: 1-ساختارسیاسی(حمایت عملی مقامات ارشدکشوری ازنظرمالی ومعنوی)2-ساختارپژوهشی(وجوددانشگاهها،مراکزمطالعاتی وپژوهشی مستقل ازسیاسیون)3-وجودمحققان بابودجه کافی(اختصاص حدود3درصدتولیدناخالص داخلی)،درژاپن با125میلیون جمعیت 30میلیون متخصص وجوددارد(30%جمعیت کشور)که8میلیون آنها دانشمند ومحقق هستند به این دلیل آن کشوردرسال 2005حدود30درصداختراعات جهان رابخوداختصاص داده بود4-ساختارفرهنگی(آزاداندیشی،رسانه های آزاد،امنیت شغلی محققان،نظام قضایی وحقوقی کارآمد،تربیت نسل پرسشگر،علم پذیری جامعه، تعامل وهمکاری علمی بامحققان سایرکشورها،فرهنگ نقدکردن بجای نفی کردن ). ملاکهای تولیدعلم: 1-تعدادمقالات علمی که برای بارنخست چاپ می شوند2-تعدادمحققان ومتخصصان3-میزان اثربخشی مقالات (حل مشکلات وپاسخگویی به فرضیه ها)4-تعدادمجلات علمی وپژوهشی5-تعدادمراکزتحقیقاتی6-فرهنگ علم پذیری جامعه(اصلاح قوانین باتوجه به پیشرفتهای علمی )7-تعداداستنادمقالات به منبع معتبر8-انحلال پذیری علم باگذ شت زمان. موانع تولیدعلم: 1-سیستم آموزشی کشور(تنگناهاوتقلیدی بودن نظام آموزشی)2-بهاءندادن به تولیدعلم توسط مقامات ارشدحکومتی3-رایج نشدن فرهنگ بکارگیری دستاوردهای علمی درسیاستگذاریها 4-ارزش نگذاشتن به محققان وعدم رضایت آنان(فراری دادن نخبگان)5-داشتن دیدتجاری نسبت به علم6-عدم ارتباط میان تولیدکنندگان ومصرف کنندگان علم7-دخالت سیاسیون درفرآیندتولیدعلم8-تربیت دانشمندنه دانشور9-ضعف خردجمعی وغلبه خردفردی10-امراءبودن علما (ورودبه حوزه اجرایی یاچندشغله بودن محققان)11-عدم تمایزبین تحجربااصولگرایی،مقیدبودن به اصول باجمودفکری فرق دارند.آزاداندیشی وزیرسوال بردن لازمه تولیدعلم هستند(پیامبراکرم (ص):هرروزتان بایدبهتروکاملترازدیروزتان باشد)12-نبوداینترنت پرسرعت13-مطلق اندیشی که دشمن تولید علم است14-کمبودنیروی ماهرمحقق. -درتولیدعلم بایدتوازن درعرصه های مختلف ایجادشودبعنوان مثال درروسیه ،پاکستان وکره شمالی بهترین موشکهاتولیدمی شوندولی این کشورهاازتولیدساده ترین مایحتاج مردم خودعاجزند(اغلب مردم دراین کشورهازیرخط فقرزندگی میکنند)،ولی ژاپن وآلمان درتمام زمینه های اقتصادی ،صنعتی ،سیاسی،بین المللی و...تولیدعلم کردندوعلم رابرای رفاه مردم توسعه دادند"نه"جهت حفظ قدرت .علاوه برآن دردنیای امروزدیگرتولیدموشک کارسختی نیست بلکه پیشروی درعلم ژنتیک،نانوتکنولوژی ،تئوری سازی وجلب اعتمادشهروندان هنراست. نقش نخبگان درتولیدعلم : نخبگان اشخاص وگروههایی هستندکه بوسیله ایده ها،احساسات،دانش وهیجانات خود،درشکل دادن وپایدارساختن ارزشهاوباورهادرجامعه موثرندونفوذکلام بیشتری دارند. نخبگان دریک جامعه به هفت دسته تقسیم می شوند:1-نخبگان سنتی ومذهبی2-نخبگان تکنوکرات(فن گرا،متخصص)3-نخبگان مالکیت(ثروتمندان)4-نخبگان خارق العاده(کاریزما)5-نخبگان ایدئولوژی(درحوزه یک ایدئولوژی خاص )6-نخبگان فکری(نویسندگان،مولفان،محققان،نظریه پردازان،هنرمندان)7-نخبگان اجرائی(مدیران ارشداجرایی و...). دراین میان نخبگان فکری نقش بیشتری درتولیدعلم ودانش دارندوحفظ ونگهداری آنهاازشاخصهای مهم توسعه یافتگی است،کشورهای توسعه یافته برای حفظ موقعیت برترخوددرتکنولوژی، به جذب نخبگان کشورهای توسعه نیافته(بویژه تکنوکراتهاونخبگان فکری) می پردازند .سایرنخبگان نیزدرانتشاروبکارگیری علم درجامعه موثرند.بایدبین همه نخبگان یک نوع درک مشترک ازضرورت توسعه علمی بعمل آید. راهکارهای افزایش تولیدعلم درایران ا-ایجادساختارمناسب برای انتخاب مسئولان ارشدحکومتی ازنیروهای دانش محوروعلم پذیر2-توسعه بخش خصوصی3-ایجادمراکزتحقیقاتی ودانشگاهی مستقل ازدولت4-ایجادشرایط اجتماعی وفرهنگی مناسب برای افزایش انگیزه نخبگان5-جلوگیری ازمهاجرت نخبگان وامکان بهره گیری ازتجربیات نخبگان خارج ازکشور6-ایجادرسانه های مستقل ازدولت بویژه انترنت پرسرعت وتلویزیون خصوصی7-تقویت چهره بین المللی کشور برای گسترش تعاملات علمی بادنیای پیشرفته8-تربیت محقق نه مدرک گرایی. طبق گزارش موسسه بین المللی اطلاعات علمی درسال 2009سهم آمریکادرتولیدعلم درجهان 37%،ژاپن8%،آلمان7%وانگلیس6%بوده است.ازنظرکیفی سوئیس با3/15استنادبه هرمقاله وآمریکابا15استنادبترتیب رتبه اول ودوم راداشتند. براساس گزارش آکادمی علوم انگلیس سرانه هزینه تحقیقات درسوئدوبلژیک(بالاترین درجهان)درسال2010 سالیانه 1500دلارودرایران 50دلاربود،طبق این گزارش ایران درتولیدمقالات علمی رتبه اول جهان است. 11/6/90 2 دکترعباس حاتمی09122865368
خبر خوبی است. البته امیدوارم به‌تدریج بر کیفیت مقالات نیز افزوده شود.
یک نکته دیگر را هم می خواهم اضافه کنم. قسمتی از رشد اخیر به خاطر ایندکس شدن مجلات کشور در نمایه های معتبر بوده. این روند اولاً تا ابد نمی تواند ادامه یابد، ثانیاً تاثیر (impact) برخی از مقالات بخصوص در مجلات منطقه ای قابل تردید است و این را از رشد اندک (یا منفی) تعداد ارجاعات (citation) مقالات ایرانی می توان در یافت.
در جواب کامنت اول: شاید این خبر نیز بی‌سنخیت با موضوع این بلاگ نباشد.

دقت کنید این آمار رشد مقاله‌ها نسبت به سال ۲۰۱۰ هست. شایعاتی وجود دارد که قاطبه‌ی جامعه‌ی علمی ایران در سال ۲۰۱۰ به دنبال برگ کاغذی دیگر بودند که به آن نرسیدند و در انتها نامزدهای بعضی‌هایشان هم دزدیده شد. در سال ۲۰۱۱ جامعه علمی برگشتند سراغ همین کاغذهای معمولی به نام مقاله. این رشد نسبت به افت در سال ۲۰۱۰ تعریف شده است.
به فرض اینکه ایران همواره بتواند این رشد 20 درصدی را حفظ کند و امریکا هم هرگز نتواند از این 4 درصد رشد فعلی بیشتر داشته باشد، دقیقاً 21 سال طول میکشد تا تعداد مقالات ایران و امریکا یکسان شود.
برای نزدیک شدن ما به این کشورها باید همین نرخ رشد را برای چند ده سال آینده حفظ کنیم. حال یک نکته هم به این اضافه می شود و آن اینکه آیا ظرفیت علمی کشور و بودجه تحقیقات و سیاستگذاریها اجازه می دهند این نرخ حفظ شود یا نه؟ الان که ما 17000 مقاله داریم باید سال بعد 3000 مقاله بیشتر تولید کنیم تا همین 20 درصد باقی بماند ولی اگر تعداد مقالات ما (انشاالله) به 50،000 برسد می توانیم سالی 10،000 تا به آن اضافه کنیم؟ خدا کند بتوانیم!
البته رشد علم یکشور مایه تفاخر است اما آفتی که در چند سال اخیر گریبان مطالعات علم سنجی کشور را گرفته است خوشبینی ناشی از مقایسات نسبی اعداد (و نه تعداد مطلق) بود ه است. بیست درصد افزایش گرچه ما را از کشورهایی که تعداد مقالات پایه بررسی شان مشابه ماست (مثل ترکیه و مصر) جلو می اندازد ولی اصلاً به معنای کم شدن فاصله مان با چین و اروپا نیست. برای روشن شدن دقت کنید که 15 درصد رشد مقالات چین یعنی تنها "رشد" چین به اندازه کل تولیدات علمی ما در یک سال بوده است. در مورد امریکا همین است و این یعنی تفاوت تعداد مطلق مقالات بیشتر هم شده است. به عبارت دیگر رشد نسبی بالا از این نظر که نشان می دهد کشور در حال افزایش تولید علمی است مفید است ولی نشانه نزدیک شدن ما به کشورهای دیگر نیست.
چرا این خبر در این وب سایت آورده شده است؟ آیا به معنای این است که این تعداد ناشی از تقلب بوده است؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی