Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

  • ۲ شهریور ۹۶، ۰۸:۵۸ - ماکادا
    عالی

گفتگو با دکتر بنی اسدی دانشیار دانشگاه ویکتوریا

قاسم جابری پور | چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۸۷
بنام خداوند هستی و هم راستی
دلگیر از "نقش ماری" ها، امروز صبح گپ و گفتی داشتم با دکتر بنی اسدی دانشیار دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه ویکتوریا در کانادا که اکنون در پژوهشکده کامپیوتر مرکز تحقیقات ریاضیات و فیزیک نظری (آی پی ام) دوره فرصت مطالعاتی خود را می گذرانند. با توجه به همسایگی میزهای کارمان سر گفتگو را، هنگام نوشیدن چای، باز کردم که خلاصه آن را با شما راستی گرایان در میان می گذارم:
من: آقای دکتر به نظر شما اگر بخواهیم به کارهای اساتید آواز ایران امتیاز بدهیم و ببینیم که استاد شجریان، که خدایش خیر دهاد، در پایان یکی از برنامه های آوازش در آمریکا سری هم به لاس وگاس زده و در یکی از کاباره های آنجا به عنوان کار حرفه ای، بر فرض محال، روی صحنه ورجه وورجه کرده و نعره زده است، آنگاه باید به اینکار ایشان امتیاز منفی بدهیم یا خیر؟
دکتر: بله به عنوان کار حرفه ای امتیاز منفی می گیرد.
من: اگر پرویز پرستوئی یک رفتار ناهنجار حرفه ای داشته باشد چطور؟
دکتر: به همان ترتیب. اصلا فرض کنید یکی صد تا مقاله....
من: کلامشان را بریدم که جانا سخن از زبان ما می گویی. ببخشید آقای دکتر اگر الان بخواهیم در همین دانشگاه شریف که شما تدریس می کنید استاد نمونه انتخاب کنیم و مثلا شما با یک شرت کوتاه سر کلاس بروید باید امتیاز منفی بگیرید یا خیر؟
دکتر: حتما، ببینید چند سال پیش در یکی از دانشگاه های کانادا یا آمریکا (دقیقا یادم نیست) یک استاد بسیار موفقی را به خاطر اینکه در حال معامله مواد مخدر در یک هتل دستکیر شد اخراج کردند. بعضی استدلال کردند که این زندگی خصوصی اوست. مگر بد درس داده است یا در کار پژوهشی کوتاهی کرده است؟ پاسخ این بود که نه این کار او با کاراکتر یک استاد دانشگاه نمی خواند و آبروی دانشگاه را برده است.
من: همین است، نام یک استاد دانشگاه مال خودش نیست که آن را روی هر نوشته ضعیف و رسوائی که هر سوء استفاده چی نوشت یا کپی کرد بگذارد. نام خودش برایش ارزش ندارد باشد ولی حق ندارد از ارزش نام دانشگاه و دانشکده بکاهد. آبروی من نوعی، که برای اسم خودم ارزش قائلم و ناچارم اسم همان دانشکده را در پی نام خودم بیاورم، هم می رود. آیا دانشگاه نباید به چنین به اصطلاح مقاله هایی که توسط ناشران نو ظهور و رسوا چاپ می شود امتیاز منفی بدهد؟ آن هم ناشران بیگانه با، و بدون تعهد به، اصول آکادمیک که برای تشنگان ارتقاء به هر قیمت و نمونه و ماندگار شدن با هر رسوایی دکان باز کرده اند و برای بودچه پژوهشی منبعث از بیت المال آنان کیسه دوخته اند.
دکتر: وضع این مقاله ها که روشن است. چند وقت پیش به دکتر قدسی می گفتم که من ده سال است کار می کنم و فقط ده مقاله ژورنال دارم. هیچ مشکلی هم ندارم دانشیار رسمی قطعی هم هستم. برای اعطاء این موقعیت مقاله هایم را نشمرده اند بلکه به کیفیت کارهایم امتیاز داده اند. این کار که شما می کنید (مقصودشان فعالیت در این وبلاگ است) این آدم ها را عوض نمی کند ولی برای جوانانی که تازه به میدان آکادمیک وارد می شوند بسیار مفید است تا سره را از ناسره باز شناسند. اولین مقاله ای که در دوره دکتری نوشتم را می خواستم به یک کنفرانس لاس وگاسی بفرستم. استادم منعم نکرد ولی اجازه نداد اسم او را روی مقاله بگذارم. البته من هم منظور او را متوجه شده و مقاله را به یک کنفرانس معتبر فرستادم.
من: در مورد این تقلب ها که به نام دانشگاه های ایران شده است چه فکر می کنید:
دکتر: یک فیلم رابرت ردفورد که مبتنی بر یک داستان واقعی بود دیدم که حکایت از شرکت یک استاد معروف و معتبر دانشگاه کلمبیا در یک مسابقه پرسش و پاسخ تلویزیونی میکرد. وقتی گردانندگان مسابقه دیدند که این استاد یکه تاز شده و هیچ رقیبی ندارد و هیجان برنامه کم شده و استقبال بینندگان کاهش یافته است از استاد خواستند که کوتاه بیاید و عمدا اشتباه کند. استاد که اینکار را غیر اخلاقی میدانست ابتدا امتناع می کرد ولی بالاخره راضی شد. ده سال بعد یک خبرنگار کنجکاو به اصطلاح نقش قبر کرد و پته تقلب های برنامه را به آب انداخت. از جمله استاد مربوطه را ترغیب کرد که در دادگاه گردانندگان آن برنامه حاضر شده و بر علیه آنان در مورد پیشنهاد اشتباه عمدی خودش شهادت دهد. رسانه ای شدن شهادت استاد، که در واقع اعتراف به مشارکت در تقلب بود، همان و اخراج وی از دانشگاه کلمبیا همان. ببینید صداقت و درستی استاد در دانشگاه های معتبر خدشه بردار نیست.
من: خوب به همین دلیل است که حرف استاد حرف آخر است. اگر داور در چلسه دفاع، با استدلال، رساله را از نظر محتوی علمی رد کرد دیگر چانه زدن دانشجو و استاد راهنما فایده ندارد و اصلا اگر منطق علمی بر علیه آن استدلال نداشته باشند واقعیت را هر چند تلخ می پذیرند و رسوایی هایی از قبیل اینکه استاد به جای دانشجو پای تابلو رفته و دفاع کند پیش نمی آید.
این گفتگو به خاطر عجله دکتر برای انجام کاری در همین جا قطع شد.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۷/۰۹/۲۰
قاسم جابری پور

نظرات (۶)

۲۳ آذر ۸۷ ، ۱۴:۱۹ قاسم جابری پور
خانم یا آقای سلوژن

لطفا دقت کنید که در مثال امتیاز دادن به برنامه های آواز صحبت از انجام حرکاتی روی صحنه به عنوان کار حرفه ای بود به طوری که این حرکات طبق تعریف اساتید آواز ایرانی هیچ ربطی به آن نداشته باشد. در هر صورت اتفاقا در گفتگو با دکتر بنی اسدی من روی کار حرفه ای تاکید کردم و به ایشان گفتم که در محدوده امتیاز دادن به آواز ایرانی کاری نداریم که شخص مورد نظر در زندگی شخصی خود چه می کند.

در مورد مثال شرت کوتاه نیز دقت کنید که تصریح شده بود تدریس در دانشگاه شریف با عرف فعلی آن انجام میگیرد. در هر صورت دقت کنید که مثال ها اصل نیستند و برای تقریب به ذهن مشلب اصلی به کار میروند. در واقع مقصود از مقال ها این بوده است که همانطور که در ظرف زمانی و مکانی مفروض حرکات ناسازگار با کار حرفه ای، حداقل به زعم امتیاز دهندگان، امتیاز منفی می گیرند کارهای ناهنجار در حوزه پژوهش های علمی نیز باید امتیاز منفی بگیرند.
فکر نمی‌کنید این مصاحبه کمی بیش از حد مشوش بود؟ و به نظرتان نمی‌آید که مثال‌های قضاوت‌ای که مطرح شد دل‌بخواه و گاهی بی‌راه بودند؟

چند مثال می‌آورم:
*‌ لاس‌وگاس رفتن چه ربطی به ورجه وورجه کردن و نعره‌زدن دارد؟!
لاس‌وگاس شهری تفریحی است و رفتن به آن شهر به خودی‌ی خود مشکل‌ای ندارد (فرض می‌کنیم «تفریح» ناپسند نیست). ورجه ورجه‌کردن هم تنها صفت‌ای است با بار منفی برای چیزی که ممکن است نام‌اش رقص باشد. و غیر در از چارچوب محدود و تحلیل‌رونده‌ی فرهنگ پیش‌نهادشده‌ی حکومت فعلی‌ی ایران، در کم‌تر جایی در دنیا رقص چیز بدی حساب می‌شود. این‌که شجریان نمی‌رقصد به این معنا نیست که رقص بد است، بلکه تنها بدان معنا است که سبک کارش رقص را شامل نمی‌شود.
نعره‌زدن هم باز کلمه‌ای با بار منفی است. کس‌ای می‌تواند به سطح خاص‌ای از بلندی‌ی صدا بگوید نعره‌زدن، کس دیگری می‌تواند بگوید چه‌چهه‌زدن. بعید است این دومی را ناپسند بدانید.
پس نه تنها مسافرت به لاس‌وگاس بد نیست، بلکه اجرای برنامه‌ی موسیقی هم‌راه با رقص در آن‌جا نیز اشکال‌ای ندارد - مگر این‌که از جمله‌بندی‌ی منفی استفاده کنیم.


* طرز لباس پوشیدن چه ربطی به مبادله‌ی مواد مخدر دارد؟!
موارد مخدر در بیش‌تر کشورها غیرقانونی است. استادی که مواد مخدر رد و بدل می‌کند دارد قانون کشور را زیر پا می‌گذارد. اما لباس‌پوشیدن بحث‌ای فرهنگی است. جدا از چند کشور با حکومت‌های متعصب، شلوار کوتاه پوشیدن غیرقانونی محسوب نمی‌شود. ممکن است عرف نباشد، اما اگر استادی چنان کند الزاما چیزی را زیر پا نگذاشته. پس سزاوار هیچ جزایی هم نیست.


راست‌اش اگر قضاوت‌های اخلاقی را بر اساس اصول مشخص‌ای بنیان نکنید، کشیده‌شدن به سمت قضاوت‌هایی که نتایج‌ای مشابه با انقلاب فرهنگی ابتدای دهه‌ی شصت داشته باشند چندان غیرقابل تصور نیست.
با سلام
وجود این وبلاگ برای من بعنوان یک دانشجوی تازه کار بسیار مفید واقع شده است. امیدوارم همچنان بتوانیم از نظرات و پیشنهادات اساتید بهره مند شویم
به عقیده اینجانب، شاید این بزرگترین دستاورد این وبلاگ باشد
با تشکر و قدردانی از همه اساتید و دست اندرکاران
اگرچه اعتقاد دارم که وظیفه این بلاگ کار فرهنگی است و اعتقاد به "فذکر ان نفعت الذکرى"دارم ولی قطعا معیارها را آنقدر هم نمی خواهیم غیر قابل دسترس قرار دهیم. فضای موجود در دانشگاه ها و فشاری که برای ارتقا و برای فراغت از تحصیل وجود دارد را باید در نظر گرفت. بهرحال آیین نامه ارتقای هیات علمی را دیروز طراحی نکرده اند که بتوان روش آنرا به این سادگی تغییر داد. آنچه دکتر بنی اسدی می فرمایند و تقریبا در تمام دانشگاه های آمریکای شمالی اجرا می شود بسیار معقول است. ولی اکنون در ایران همه چیز براساس شمارش امتیاز اجرا می شود. بسیاری از اتفاقاتی که در ایران رخ می دهد شاید درست نباشد مانند مزایای مساوی برای فارغ التحصیلان تمام رشته ها. حال آنکه یک نفر دکترای رشته ریاضی که تازه به بازار کار می آید مثلا در آمریکا از یک استاد تمام رشته مثلا ترویج کشاورزی بیشتر حقوق می گیرد. ولی بحث کردن در این مورد فایده خاصی در ایران ندارد. منظور من این است که وقتی بحث ژورنالهای کم ارزش و مقالات کات و پیستی می کنیم فوائد زیادی دارد ولی اگر بحث را خیلی ایده آل کنیم موجب می شود که وبلاگ را خیلی جدی نگیرند و شاید تاثیرگذاری آن کم شود.
۲۰ آذر ۸۷ ، ۱۵:۵۱ قاسم جابری پور
خانم یا آقای ای اس

دقت کنید که در پست مورد نظر شما صحبت از امتیاز منفی برای کارهای خلاف اخلاق حرفه ایست که به هیچ وجه به معنی لغو امتیازات یا نادیده گرفتن کارهای ارزنده همان شخص نیست.
با سلام
به نظرم اوردن این نکته خالی از لطف نیست
هر چند رفتار نا هنجار یک فرد میتواند
خوشایند نباشد ولی هرگز نمیتواند
خدمات وی را زیر سوال ببرد
یک مورد حقیقی را شما میتوانید در علت
مرگ پایه گزار هوش مصنوعی ععنی
آلن مشاهده نمایید
هر چند کار تورینگ ناپسند بود
ولی هنوز هم از احترام زیادی برخوردار است.
به نظرم ربط دادن چیزهای تقریبا بی ربط در این وبلاک گاها کم مشاهده نمیشود.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی