Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

  • ۲ شهریور ۹۶، ۰۸:۵۸ - ماکادا
    عالی

خرید و فروش پایان نامه : مقصر کیست؟

شادرخ سماوی | شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۸۷
اول-- دو سال پیش بود که درجلسه کمیته علمی یکی از کنفرانس های داخل شرکت کرده بودم متوجه چهره جدیدی شدم. به من گفتند که آقای دکتر زید از دانشگاه دولتی "..... واحد تهران" به کنفرانس دعوت شده است. جلسه جلو رفت و وقت نهار فرا رسید. اساتید حاضر از دانشگاه های مختلف از تعداد زیاد دانشجوی تحصیلات تکمیلی و کمبود امکانات صحبت می کردند. یکی می گفت که ما سالانه 10 دانشجو می گیریم و دیگری می گفت که 15 نفر. نوبت به آقای دکتر زید رسید و ایشان هم گفت که بله ما هم تا پارسال دانشجوی تحصیلات تکمیلی در رشته کامپیوتر نمی گرفتیم ولی از امسال 90 نفر دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد کامپیوتر گرفته ایم و حالا کمی در ارائه تز آنها مشکل داریم زیرا فقط من هیات علمی تمام وقت رشته کامپیوتر هستم و نمی توانم هم دوره لیسانس را مدیریت کنم و هم دوره فوق لیسانس را و هم به این 90 نفر تز ارائه کنم. خلاصه از بقیه کمک می خواست.

دوم-- یکی از اساتید یکی از دانشگاه های دولتی می گفت که خوبی ارائه پایان نامه تحصیلات تکمیلی در دانشگاه آزاد این است که می توانی هر ترم 3 دانشجوی فوق لیسانس را فارغ التحصیل کنی و کل وقتی که مصرف می کنی یک جلسه دفاع است و چند ساعت قبل از آن برای نگاه کردن به پایان نامه . محاسبه می کرد که از نظر مالی اگر چه حق الزحمه ای که دانشگاه آزاد می پردازد ناچیز است ولی وقتی فقط یک روز وقت برای آن مصرف می کنی مقرون به صرفه است. می گفت که موضوع را خود دانشجو مشخص می کند و یک سری فرم پیشرفت کار دارد که چند روز قبل از دفاع می آورد و تمام آنها را خود دانشجو پر کرده است و فقط یک امضا می کنی.
سوم-- فردی پارسال به من مراجعه کرد و گفت که دانشجوی دکتری مهندسی الکترونیک در واحد علوم و تحقیقات تهران است و می خواهد من راهنمای تز دکتری او باشم. گفتم که من به اندازه کافی در دانشگاه صنعتی اصفهان دانشجو دارم و هیچ دانشجویی را از دیگر دانشگاه ها قبول نمی کنم و فرصت آنرا ندارم. در جوابم گفت که آقای دکتر من هم شاغل هستم و من هم فرصت اینکه مزاحم شما بشوم را ندارم و می گفت که خیالتان راحت باشد که فقط یک بار باید درجلسه تبین رساله شرکت کنید و یک بار هم در جلسه دفاع.
از سه مثالی که زدم به نتیجه کلی ای می خواهم برسم که سه عامل سیستم, استاد و دانشجو در کاهش کیفیت آموزشی موثر هستند. آقای دکتر زید که مدیر گروه کامپیوتر دانشگاه.... است حتی اگر می خواست هم نمی توانست حتی 9 نفر از 90 دانشجوی مهندسی کامپیوتر که به او تحمیل شده است را با کیفیت حد اقل فارغ التحصیل کند. آن استادی که فقط به عنوان یک کار جنبی در روزهای آخر هفته می خواهد هرترم سه دانشجوی کارشناسی ارشد فارغ التحصیل کند و اعتقاد هم دارد که دانشگاه آزاد حق الزحمه عادلانه ای نمی دهد قطعا در کاهش کیفیت آموزش عالی کشور سهیم است. و نهایتا دانشجویی که از دو راه حل ممکن راه حل ساده و پرهزینه را برمی گزیند و وقت خود را برای تحقیق مصرف نمی کند و پول برای خرید پایان نامه می پردازد و می داند که عملی غیر اخلاقی کرده است نیز در ماجرا مقصر می باشد


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۷/۰۹/۲۳
شادرخ سماوی

نظرات (۱۴)

به نظر من این موضوع بیشتر مرتبط به فضای غیر رقابتی در ایران است
بیش از 90 درصد دانشگاهای غیر وابسطه به وزارت علوم(که مجبور به پزیرفتن دانشجوی رایگان هست) متعلق به دانشگاه ازاد هست و دانشجو در صورت عدم رضایت از دانشگاه نمیتواند دانشگاه خود را عوض کند و دانشگاه و اساتید عموما از این موضوع سو استفاده میکنن.
از طرفی اساتید ازادی لازم جهت انتخاب و یا تغییر دانشجویان خود را ندارند.

امیدوارم روزی در ایران هم شاهد قوانینی در جهت حفظ منافع دانشجویان و اساتید و ارگانهایی جهت امتیاز دهی به دانشگاهها بر اساس نظر دانشجویان و شرکتها باشیم.
از تحلیل بسیار زیبای آقای سید امیر مرعشی لذت بردم. جناب آقای "احسان"، از این دست مسایل فراوان می‌توان در مجموعه‌ی دانشگاهی کشور پیدا کرد، امیرکبیر و علم‌وصنعت که شورش را درآورده‌اند، اما تهران و شریف هم مستثنی نیستند. در این مورد دانشگاه‌های شهرستان‌ها بهتر هستند و جو اخلاق علمی به میزان بیشتری حاکم است. اساتید برزگ و درست حسابی آن‌جا در آن واحد 42 دانشجوی فوق‌لیسانس و 13 دانشجوی دکتری را هدایت(!) نمی‌کنند و عضو هیئت مدیره‌ی 4 شرکت مختلف نیستند. تازه 7 منصب مدیریتی و معاونی در دانشگاه‌ها ندارند. تازه مناصب دولتی را دیگه فاکتور گرفتم.

من اساتیدی را می‌شناسم که با بودجه‌های پژوهشی که باید صرف تحقیق و دانشجویان دکتری خود بکنند لپ‌تاپ‌های با آخرین تکنولوژی، گران و چند میلیون تومانی برای استفاده شخصی خود و خانواده‌ی خود می‌خرند. تازه وقتی خراب می‌شود هزینه‌های تعمیر را هم از همان محل می‌پردازند و وقتی کهنه شد یکی دیگه به همین روش می‌خرند.

باید یک کاری کرد.
چیزی که من را به نوشتن وادار کرد خاطره مربوط به 3 سال پیش که من در حال گذراندن دوره کارشناسی بودم و خاطره مربوط به یکی از دوستانم بود که در حال دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشدش بود. دوست من دز دانشگاه علم وصنعت درس می خواند و شاگرد اول گرایش خودش بود. استاد دوستم دکتر طباطباوکیلی از اعضای گروه مخابرات دانشکده برق بود. حدودا تابستان سال دومش بود که می خواست دفاع کند و امتحان دکتری در یکی از دانشگاه های دولتی به مرحله مصاحبه رسیده بود. دوسات من مقاله ای از کاری که کرده بود نوشت و اسم خودش را اول و اسم استاد را دوم قرار داد و مقاله را فرستاد. پس از فرستادن مقاله نسخه ای از مقاله را که استادش هیچ نقشی در انجام آن نداشت به استاد داد. استاد به محض اینکه مقاله را دیده بود با برخورد بسیار بد که چرا اسم مرا دوم زدی، به دوستم گفته بود که برو انصراف بده و از نظر من تو اخراجی! خلاصه 7-6 ماه دوست من را معطل کرده بود و سپس با پادرمیانی جمعی از اساتید در بهار سال سوم موفق به دفاع شد. در مراسم دفاع ایشان داور خارجی پایان نامه ایشان را در حد یک پایان نامه دکتری ارزیابی کرد. از گفتن سختی ها و مشکلات روانی که دوستم در آن چند ماه متحمل شد چه بود. دوستم سال سوم در دانشگاه تهران که از نظر علمی سطح بالاتری از دانشگاه دوره ارشدش دارد در دوره دکتری پذیرفته شد. اتفاقا این استاد دارای سواد بالایی هم می باشد، اما برخورد ایشان با دانشجوی شاگرد اولشان تا مدت ها من و دوستانم را از خواندن دوره ارشد و دکتری ترساند. از دانشگاه علم و صنعت چیزهای بسیاری بیاد دارم که مجال گفتن نیست.
۲۷ آذر ۸۷ ، ۱۶:۵۲ سید امیر مرعشی
نکته ای در مورد ارتباط سیستم و استاد و دانشجو در زمینه کارهای پژوهشی به نظرم می رسد و آن اینکه از نوع ارتباط این سه عامل نباید غافل شد. چرا که این سه عامل اهمیت مساوی ندارند و به طور موازی عمل نمی کنند.

فرض کنید در یک موسسه آکادمیک دانشجویان فوق العاده خوبی وجود داشته باشند، اما اساتید و سیستم موسسه دچار نقص باشد. در چنین محیطی دو حالت را می توان در نظر گرفت: اول، حالتی که استاد و سیستم نسبت به دانشجو منفعل باشند. در این حالت، قطعا از تمام ظرفیت های یک دانشجوی فوق العاده خوب نمی توان استفاده کرد. با این حال، دانشجو هم بیکار نمی نشیند و (به امید دستیابی به موقعیت بهتر) حداقل بخشی از هنرش را در علم و پژوهش به نمایش می گذارد. همین طور، اگر سیستم به استاد و دانشجو کمکی نکند اما استاد و دانشجو در زمینه کاری خودشان قوی باشند، بالاخره کارها جلو خواهد رفت. حالت دوم حالتی است که سیستم به نحوی افراد قوی را سرکوب کند، که البته در کشور ما در زمینه علم و تکنولوژی چنین موردی تقریبا وجود ندارد (در سیستم آلمان نازی چنین پدیده ای وجود داشته است).

از طرفی، حالتی را در نظر بگیرید که سیستم بسیار قوی باشد، اما دانشجویان قوی نباشند. برای مثال می توان به بعضی کشورهای عربی اشاره کرد که بودجه بعضی دانشگاههایشان شاید از کل بودجه وزارت علوم ما بیشتر باشد، اما با این حال کماکان از لحاظ سطح علمی با دیگر کشورها فاصله دارند. با این حال، با فرض آنکه دانشجوی خوبی وارد این دانشگاهها شود، قطعا به سرعت می تواند پیشرفت کند، چرا که شرایط برای بروز استعدادها مهیا است.

بنابراین، سه عامل ذکرشده به صورت موازی با یکدیگر عمل نمی کنند، بلکه از پایین به بالا عمل می کنند یعنی از دانشجو به --> استاد به --> سیستم. در این میان استاد نقش کلیدی و مهمی دارد، چرا که از یک طرف استاد خوب می تواند ضعف های سیستم را بپوشاند و مستقل از سیستم و با حداکثر توان عمل کند، و از طرف دیگر می تواند با عملکرد خوب خودش شرایط را برای بروز استعدادهای دانشجویان فراهم کند. عدم رضایت دوستانی که کامنت گذاشته اند از وضعیت اساتید دانشگاههای کشور با همین نقش کلیدی اساتید در ارتباط است.

از طرف دیگر، در همین سلسله مراتب، برای رفع نقایص دشوارترین قسمت رفع اشکالات موجود در سیستم است. رفع اشکالات موجود در دانشجو هم شاید ساده ترین قسمت ممکن باشد. با این حال باز هم نقش کلیدی اساتید در اینجا نمایان می شود، چرا که اگر استاد خوب نباشد، نمی تواند به سیستم در مورد نقایص موجود فیدبک بدهد، و در عین حال، نمی تواند دانشجو را از اشکالات کارش مطلع کند و او را مجبور به رفع آنها کند.

در مورد خرید و فروش پایان نامه هر سه عامل مقصرند. با این حال این سه سناریو را در نظر بگیرید:

1- دانشجو درستکار باشد و به درستی پژوهش انجام دهد، اما سیستم فقط دنبال افزایش آمار باشد و به کیفیت بی توجه باشد، و استاد هم خودش برای بهتر شدن اوضاع دست به تقلب بزند (مثلا داده ها را دستکاری کند، یا بدون رعایت اخلاق علمی اسم دوستانش را در مقاله بنویسد). در این حالت قطعا کیفیت پژوهش پایین می آید.

2- استاد درستکار و از لحاظ علمی قوی باشد، اما سیستم به کیفیت بی توجه باشد، و دانشجو هم شیطنت کند و دست به تقلب بزند. در این حالت، در بیشتر موارد استاد این توانایی را دارد که موارد احتمالی تقلب را شناسایی کند و در صورت لزوم با دانشجو برخورد کند. بنابراین بی توجهی سیستم و تلاش دانشجو برای تقلب، کیفیت پژوهش را چندان پایین نمی آورد.

3- سیستم برای افزایش کیفیت تلاش کند، اما استادان و دانشجویان هر دو تقلب کنند.
در این حالت، سیستم این توانایی را ندارد که وضعیت را بهتر کند، چرا که بالاخره استاد و دانشجو هستند که پژوهش را انجام می دهند و نه خود سیستم.

به این ترتیب، در این ماجرا شاید بتوان گفت مهمترین مقصر، استادی است که می داند رساله ای که اسمش روی جلد آن طلاکوب شده، توسط او راهنمایی نشده است و با این حال باز هم به خاطر چند بسته اسکناس، اخلاق علمی را زیر پا می گذارد و مسوولیت پایان نامه را بر عهده می گیرد.

سید امیر مرعشی
آقای دکتر سماوی، آقای دکتر قدسی

اجازه بدید یک خاطره راجع به یک دوست عزیزم تعریف کنم که یکی از باهوشترین کسانی است که تا حالا دیدم و الان هم در دانشگاه تهران دکترا می خونه.

یک روز ایشون اومد پیش من و گفت من یه مقاله نوشتم می خوام بفرستم یه ژورنال خوب. بعد راجع به یه سری موضوع از من سوال کرد، از جمله اینکه آیا خیلی بده که خودش مقاله رو بفرسته یعنی به عنوان
Corresponding author

من بهش گفتم چرا می خواد این کار رو بکنه. چون ممکنه استادش بعدا براش دردسر ایجاد کنه. گفت امیدوارم این طوری نشه. اما اگر کار رو بدم دست استاد، ایشون حتما اسم آقای دکتر ... رو هم می نویسه توی مقاله، و من اجازه نمی دم کسی که از موضوع کارم خبر نداره، نه راهنمای من بوده و نه مشاور من، فقط سر رفاقت با استاد من اسمش تو مقاله باشه.

بعد گفت که مقاله رو با ای میل فرستاده برای استادش که بخونه و جواب بده، اما بعد از چند روز هنوز هیچ جوابی به دستش نرسیده (توجه: استاد ایشون خیلی سرشون شلوغه، برای اینکه علاوه بر دانشگاه تهران، در دانشگاه آزاد و یکی دو جای دیگه هم تدریس می کنن). داد به من که یه دور بخونم و بعد خودش بفرسته.

من یه نگاهی به متن کردم و گفتم این رو این طوری نفرست، برای اینکه اصلا ساختار مقاله نداره. خلاصه دوتایی نشستیم و سه چهار روز روی متن کار کردیم، بخشهای مختلفی رو اضافه و حذف کردیم، و بیشتر جملات رو هم بازنویسی کردیم تا آماده شد.

تقریباً کارمون تموم شده بود که همون موقع یک ایمیل از استاد ایشون به دستش رسید. ایشون مقاله رو خونده بود، و فقط سه چهار جا، گفته بود چرا این جمله رو به صورت زمان گذشته نوشتید، باید به زمان حال می نوشتید. همین! البته واقعاً لطف کرده بود سر قضیه مولف مسوول گیر نداده بود.

حالا همین استاد، که این قدر برای این دانشجو زیاد وقت گذاشته، هر روز به دانشجو می گه پس کی دفاع می کنی؟ یکی نیست بگه آخه موضوع کار رو که دانشجو داده. روش کار رو هم که دانشجو پیدا کرده و پیاده سازی کرده. مقاله رو هم که دانشجو نوشته. پایان نامه رو هم که دانشجو داره می نویسه. دیگه یه کم انصاف داشته باش اذیتش نکن! مطمئن باش دانشجویی که به این خوبی کار کرده به زودی هم دفاع می کنه. هر چند که اگر این ترم دفاع نکنه اضافه سنوات می خوره و باید به دانشگاه تهران پول بده.

اینا رو گفتم که بدونین مشکل مملکت ما مشکل دانشگاه آزاد نیست. این مشکل در دانشگاه تهران (که طبق آمارهای دهن پر کن جزء 500 دانشگاه اول دنیاست) خیلی معمولیه. راستش رو بخواین، استاد ایشون هم از اساتید بنام دانشگاه تهران هستند، از همونهایی که سالی چندین مقاله دارند. پس خودتون می تونین تصور کنین که در دانشگاههای درجه دو و سه کشور اوضاع از چه قراره. اصلا تو همین دانشگاه تهران فرض کنین این دانشجو این قدر باهوش نبود که تک نفره بتونه هم موضوع بده، هم ایده برای حل مساله، هم روش کار رو پیاده سازی کنه و هم مقاله و پایان نامه بنویسه. فکر می کنید راهی غیر از «تقلب» براش باقی می موند؟
آقای دکتر سماوی، و آقای دکتر قدسی، واقعاً در مورد بحثی که پیش کشیده‌اید ممنونم. دلایل کاملاً به‌جا و زیبا بیان شده‌اند. ای کاش تمامی (یا حداقل 50 درصد) اساتید دانشگاه می‌فهمیدند که این مسایل، موارد مهمی هستند. وقتی معیار‌ها همه اشتباه هستند و کسانی که این معیارها را می‌گذارند و تصمیم می‌گیرند اشتباه هستند وضع از این بهتر نمی‌شه.
من خودم دانشجوی دکتری یکی از دانشگاه‌های تهرانی به اصطلاح خوب این مملکت هستم (ترجیح می‌دم فعلاً نگم کجا، آخه ممکنه بعداً به ضررم تموم شه). من با اینکه از یک استاد توی یک دانشگاه کانادایی و دو استاد از دو دانشگاه امریکایی تایید برای پذیرش خودم را داشتم و تا مراحلی هم جلو رفته بودم به دلایلی مجبور شدم بمونم.
نمی‌شود ایراد را فقط برای دانشگاه آزاد و بالاخص دانشگاه علوم و تحقیقات گرفت. گرچه دانشگاه آزاد با عملکرد خیلی بد و ضعیف مخصوصاً در تحصیلات تکمیلی خودش تمام پیکان‌ها را به سمت خودش جلب کرده اما دانشگاه های خوب و تراز اول کشورمان هم از این دست مشکلات رنج می‌برند. من خودم با اینکه پروژه‌ی ارشدم با بهترین استاد دانشکده‌مان بود، باید به جرات بگم خودم به خودم یک فوق لسیانس دادم. الان که دانشجوی دکتری هستم و تمام‌وقت در دانشگاه بدون حتی کوچکترین حق‌الزحمه‌ای دارم کار می‌کنم (البته به بعضی دانشجویان یه مقدار ناچیزی می‌دن اما به من که هنوز دریغ از یک قرون) و برای خورد و خوراک و گذران زندگی بعدازظهرها و روزهای تعطیل کار می‌کنم، می‌تونم بگم استادم هنوز موضوع کاری فوق لیسانسم رو نمی‌تونه توضیح بده. فکر می‌کنم متاسفانه باید من خودم به خودم یک دکتری هم بدم. موضوع تعیین کنم (این کارو که تقریباً دیگه انجام دادم)، مقاله بدم و دفاع کنم. این حرف‌ها را که زدم نمی‌خوام استادم رو از نظر علمی زیر سوال ببرم. اما می خوام بگم اونم انقدر مشغله‌های الکی داره که حتی به دانشجویان دکتراش هم نمی‌رسه و اهمیت هم نمی‌ده. آقای دکتر سماوی، کدوم زحمات شبانه روزی اساتید؟ توی این سیستم، خیلی از اساتید هم به این سمت رفتن. متاسفانه این فقط مشکل من نیست. من دوستانی در دانشکده‌ها و دانشگاه‌های دیگر دارم که از شرایط مشابهی رنج می‌برن.
البته این رو نمی‌شه به پای تمامی اساتید نوشت. چون من اساتیدی رو می‌شناسم که هنوز وجدان دارن و جدی کار می‌کنن. کسایی که دلشون می‌سوزه و فعالن، چندتاییشون رو می‌شه این‌جا پیدا کرد.
نمی‌دونم چرا اینا رو نوشتم. اما دلم خیلی پره. کاش می‌شد یک پست در این مورد اینجا می‌داشتین تا نظر بقیه‌ی دانشجویان دکتری رو هم می‌دونستیم، نکاتی که معمولاً از دید اساتید دوره. البته خیلی از دانشجویان (حتی دانشجویان خیلی خوب) ترجیح می‌دن ساکت باشن تا آیندشون خراب نشه.
یک مثال ساده‌ی دیگه می‌خوام بزنم، من این رو به عینه دیدم. دو تا دانشجوی دکتری یک استاد رو می‌شناسم که دارن روی یک موضوع مشابه کار می‌کنن تا بتونن کار درست و حسابی انجام بدن. انصافاً هم خیلی خوب کار کردن. برای یک بخش کارشون یک ایده‌ی خوبی پیدا کردن، دو تا مقاله‌ی خوب از این کار در اومد که می‌خواستن بفرستنش دو تا ژورنال خوب آی اس آی. مقالات رو نوشتن و وقتی بردن پیش استادشون استاد مقاله‌ها رو خوند. اول اسم خودش رو نوشت. بعد اسم استاد دیگه‌ای که راهنمایی این دو دانشجو را مشترکاً با هم دارن. این استاد دومی حتی موضوع کاری دانشجویان رو درست نمی‌دونه. بعدش اسم دو تا دانشجو اومد و در نهایت هم استاد عزیز با کمال وقاحت اسم دخترش رو می‌زنه تا شاید با این کار بتونه یک پذیرش دکتری تو یه دانشگاه خوب برای دخترش بگیره. استاد هنوزم که هنوزه وقتی می‌خواد اسم روشی که دانشجویان استفاده می‌کنن رو بگه اشتباه می‌گه. اینا گوشه‌ای از کارهایی است که توی دانشگاه‌هامون انجام می‌شه.
امیدوارم هرچه زودتر همه چی درست شه.
http://www.ams.org/mathscinet/mrcit/journal_list.html

این لیست مجلاتی است که
AMS
برای
MR
استفاده می کند. هرچند لیست کامل
مجلات معتبر نیست، ولی نقطه ی شروع خوبی برای مجلاتی است که می توان اطمینان کرد کیفیت خوبی دارند.
(AMS
هر سال لیست را مورد بازنگری قرار می دهد.) فکر می کنم که سازمان های شبیه مانند
IEEEو ACM
AMS در رشته های دیگر نیز لیست های مشابهی داشته باشند.

پ.ن. آقای دکتر قدسی اگر ممکن است با توجه به اینکه اکثر کامنت ها فارسی هستند، پیش فرض را rtl قرار دهید. متشکر.
سلام
اول باید از زحماتتون تشکر کنم
دوم عذر خواهی می کنم که پیامم را اینجا می نویسم
شما مدام از مجلات بد و سطح پایین می نویسید اما مجلات خوب کدام اند؟
یعنی اگر بخواهیم مقاله رو به یک مجله بفرستیم که هم معتبر باشد،هم بین المللی و هم از لحاظ هزینه به صرفه باشد ، کدام مجلات مناسب اند؟
wasetمن در پست مربوط به مجله
نوشتم که مقالم در این مجله و در قسمت
Medical Science and Engineering
در پنگاگ ،مالزی پذیرفته شده،من به این مقالم اطمینان کامل دارم و می دونم هرجای دیگری هم بفرستم پذیرفته می شه
چه مجله ای مناسبه؟و حالا که مقالم در مرحله ی اول پذیرفته شده من اجازه دارم آنرا به کنفرانس دیگری بفرستم
خیلی شرمنده واسه نظر طولانی ام
از زحمات شما هم دوباره ممنون
آقای پیامی
به نظر می رسد که شما از آن اساتیدی نیستید که چند کار مشاوره در نهادهای دولتی دارند و در دانشگاه هم مسئولیت قبول کرده اند و یک شرکت هم برای اجرای پروژه های تحقیقاتی درست کرده اند . تازه بعضی چندسالی است که دانشگاه غیرانتفاعی هم می زنند و در این دانشگاهها سمت ریاست و معاونت دارند. این اساتید عموما خیلی وقت برای طراحی تکالیف به صورت هفتگی پیدا نمی کنند. بهرحال 24 ساعت در شبانه روز بیشتر وجود ندارد و شغل اول دانشجو طلب دانش و درس خواندن است و شغل اول استاد هم تدریس به نحو احسن می باشد. شغل اول دانشگاه هم فراهم کردن موقعیت مناسب برای دانشجو و استاد است
۲۴ آذر ۸۷ ، ۰۱:۱۰ شادرخ سماوی
دوستان به نکات خوبی اشاره کردند.
در کنار بحثهایی که شد یک نکته دیگر را باید در نظر گرفت که من به آن چرخه مخرب می گویم. نسلی از مدرسین در حال تولید است که فارغ التحصیل مثلا واحد علوم و تحقیقات هستند. این افراد اساتیدی داشته اند که آنها را در روزهای تعطیل آخر هفته فقط دیده اند. این دانشجویان دکتری قطعا شاهد تلاش اساتید خود و صرف وقت شبانه روزی آنها نبوده اند. حال این نسل در یک چرخه ی مخرب , خود به عنوان استاد وارد واحدهای کوچک دانشگاه آزاد می شوند و نسلی از دانشجویان را تربیت خواهند کرد که قاعدتا از خود آنها ضعیف تر و کمتر معتقد به اعتلای آموزش خواهند بود. این چرخه تبعات ناگواری خواهد داشت. البته نه اینکه این وضع فقط در دانشگاه آزاد رخ می دهد ولی شدت آن در دانشگاه های رده بالای دولتی کمتر است
جناب آقای دکتر سماوی
بنده این نظر را برای تایید شدن نگذاشته ام فقط مساله ای است که می خواستم با شما در میان بگذارم
من دیروز نظری در ذیل مطلب جناب آقای دکتر قدسی درج کردم و در کمال تعجب دیدم که ایشان سایر نظرات را تایید نمودند و نظر من را تایید نکردند. امروز که مطلب شما را خواندم نظر دیگری تقریبا مشابه نظر تایید نشده قبلی ذیل مطلب شما قرار دادم که در کمتر از یکساعت تایید شد و با کمال تعجب اکنون متوجه شدم که ایشان چند دقیقه قبل نظر من را تایید کردند!؟
من علت این کار را نمی دانم ولی این مطلب را خدمت شما نوشتم تا شما دلیل ارائه دو نظر شمابه توسط بنده را بدانید.
با سلام
پیرو موارد مطرح شده میخواستم اضافه کنم که متاسفانه برخی از اساتید بنام در دانشگاه آزاد کم فروشی میکنند. مثلا جناب آقای پروفسور...تنها یک روز را در دانشگاه آزاد...حضور دارند که حتی نمیتوانید در راهروی دانشکده هم، یک دقیقه با ایشان صحبت کنید!، به عقیده اینجانب اگر اساتید این مسئولیت را قبول نکنند سنگین تر هستند تا دانشجویان نیز به واسطه اعتبار آنها در دانشگاه ثبت نام نکنند.
بعنوان یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد کاملا معتقدم که کیفیت‌ پژوهش و ارتباط استاد با دانشجو در دانشگاه آزاد بسیار بسیار ضعیف است و اگر اندک پژوهشی در دانشگاه آزاد صورت میپذیرد تنها به واسطه همت تعداد اندکی از دانشجویان علاقمند است.
امیدوارم روزی برسد که اساتید از اعتبار خود برای رشد نسل دانشجو مایه بگذارند، به جای اینکه اعتبار دانشگاهی را موقتا بخرند!
۲۳ آذر ۸۷ ، ۰۹:۴۰ محمد قدسی
با تشکر از پست خوب دکتر سماوی،
یکی از مشکلات جدی دانشگاه‌ها گرفتن فله ای دانشجوست بدون توجه به این که نسبت دانشجو به استاد از یک حدی تجاوز نکند. وزارت علوم و نیز دانشگاه آزاد که در پی ارایه آمار مشعشع از تعداد دانشجویان در کشور هستند. نسبت دانشجو به استاد حتا در دانشگاه خوبی مانند شریف بیش از دو برابر استاندارد است. وضعیت به مراتب در دانشگاه های کم سابقه تر و نیز دانشگاه آزاد وخیم تر است.
من اطلاع دارم که برخی دانشگاه‌های آزاد دورافتاده فارغ‌التحصیلان دکتری ما را با ماهی بیش از یک میلیون تومان جذب کرده اند، بدون آن که تعهدی برای آن فرد باشد که در آن دانشگاه حضور یابد، درسی بدهد یا پروژه‌ای را نظارت کند. اون دانشگاه فقط می‌خواهد که این افراد فرمی را پر کنند که عضو هیات علمی آنجا هستند. فقط همین.
در عوض دانشگاه به اعتبار این اعضای هیات علمی دانشجوی نون و آب دار به تعدادکافی میگیرند.
این کار کاملا تو این مملکت عادی شده. خود من در گذشته پیرو رودروایسی ایجاد شده چند جا از مدرک دکتری ام برای بالابردن درجه شرکت یا پژوهشکده [سوء] استفاده شده است.

این ها همه نشان دهنده‌ی نوعی فساد است که تا اعماق فضای آموزش ما فرو رفته است و می‌دانیم که محیط های آموزش از سالم‌ترین فضاهای کشور است خدا به همه‌ی ما رحم کند..
جناب آقای دکتر سماوی. شما به خوبی سه عامل جریان خرید و فروش پایان نامه ها را بر شمردید ولی به راستی کدامیک از این سه در وضعیتی کنونی نقش محوری دارد.
در مورد دانشجو در همه جای دنیا و همه زمانها تعدادی از دانشجویان اهل درس و تحقیق هستند و گروهی هم از زید کار در رو و متقلب (البته بسته به شرایط نسبت این تعداد تغییر می کند) این وظیفه استاد و سیستم آموزشی که با گروه دوم برخورد کند.
در مورد سیستم آموزشی هم در دانشگاه های دولتی و هم در دانشگاه آزاد هر استاد می تواند تعداد محدودی دانشجوی تحصلات تکمیلی داشته باشد (مثلا 3 نفر دولتی و 3 نفر آزاد) این تعداد به گونه ای نیست که استاد اگر بخواهد نتواند به آنها رسیدگی کند. فقط در مورد دانشگاهی هم که 90 دانشجوی آن می خواهند با یک استاد پایان نامه بگیرند باید از سیستم آموزشی انتقاد کرد.
به نظر بنده استاد در اینجا نقش محوری دارد. اگر همه اساتید مانند شما فکر کنند و اگر وقت رسیدگی به دانشجویی را ندارند او را نپذیرند (و همچنین اگر فکر می کنند حق الزحمه پرداختی کم است) مشکل خرید و فروش پایان نامه حل می شود و حرمت اساتید نیز در همان جایگاه رفیعی که باید باشد می ماند. صد افسوس که برخی اساتید پایان نامه هایی را می پذیرند که هیچ تخصصی در باره آنها ندارند و وقتی دانشجو برای مشاوره به انها مراجعه می کند به زبان بی زبانی به او می گویند برو و فقط چند روز قبل از دفاع سراغ من بیا.
در مورد پایان نامه های دوره کارشناسی و پروژه های پایان ترم نیز مشکلات دیگری وجود دارد. متاسفانه برخی اساتید حداقل وقتی که باید باید برای نمره دهی کار دانشجو صرف کنند را ندارند و دانشجویی که می داند کارش هرگز خوانده نمی شود یا بر فرض که خوانده شود به دلیل زیاد بودن تعداد دانشجو استاد اصلا او را نمی شناسد تا بفهمد کار توسط او انجام شده است یا نه.
من فقط همیشه ترجیح داده ام به جای درخواست پروژه پایان ترم برای درس هایی که ارائه میدهم, تمرینات هفتگ به دانشجویان بدهم چند تمرینی که هر هفته خودم طراحی می کنم (تا حل المسائل آن موجود نباشد!) و هر ترم هم آنها را تغییر می دهم و برای تصحیح هم از دانشجویان ممتاز ترم های قبل به عنوان دستیار استفاده می کنم و البته بر کار آنها نظارت میکنم. در مورد پایان نامه ها هم دانشجویان دیگ من را شناخته اند و می دانند که به کار های ساده ای که وقت کمتری روی آنها گذاشته شده است نمره می دهم (البته کمتر) ولی کارهای خریداری شده را حتما شناسایی می کنم و تحت هیچ شرایطی انها را نمی پذیرم.
من تصور می کنم تعداد بسیار نادری پایان نامه های تحصیلات تکمیلی و اقلیت پایان نامه های کارشناسی و کاردانی به این روش تهیه می شوند ولی با این حال چنین بازاری که برای پایان نامه ها به راه افتاده است آبروی همه دانشجویان دانشگاه ها و اساتید را تهدید می کند و باید برای آن فکری کنیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی