Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

بر اساس اوامر استاد معظم خویش ، جناب آقای دکتر قدسی، که قلم فرسایی های اینجانب در بلاگ ایشان مدیون رخصت و صبر ایشان است، رقیمه قبلی خود را فی الفور به زبان فارسی مجددا ارسال میکنم. البته در این برگردان برخی از نکات لاجرم بخاطر عدم آشنایی حقیر با صنایع ادبی زایل خواهد شد.
عنوان این پست نقل قولی از یکی از آرسن لوپنهای بسیار معروف ینگه دنیا، آقای ویلسون میزنر است. برای اطلاعات بیشتر در مورد این اعجوبه قرن گذشته می توانید به نشانی زیر در تارنمای جهانی مراجعه کنید





علت این نقل قول صرفا اشاره به درهم بافت پیچیده مسائلی است که بعنوان گروهی از افراد دل نگران می بایست با آن دست و پنجه نرم کنیم اگر بنا داشته باشیم که در مورد پس زدن موج پلشت کاری علمی کاری صورت دهیم.

دیروز من با یکی از مدیران ارشد دانشگاه تهران در پردیس مرکزی تماس گرفتم تا خلاصه اجرایی را در رابطه با رهنمودهای پیشنهادی آزمایشگاه مطالعات اطلاعاتی در رابطه با رفع یا حل و فصل مناقشات در موارد مربوط به تاراج علمی و نقض مالکیت معنوی تهیه نمایم. تمرکز آزمایشگاه بر روی سه زمینه رفع یا حل وفصل مناقشه بین همترازان، استاد و دانشجو و حکمیت بین المللی خواهد بود. ب

با این همه قبل از اینکه تا سه شنبه هفته آینده اقدام به ارسال این خلاصه اجرایی کنم، میل دارم که یک توفان مغزی داشته باشم. از اینرو در اینجا با آغوش باز از همه هم بلاگیهای عزیز دعوت می کنم تا برای یک گقتمان صمیمانه رو در رو به آزمایشگاه حقیر بیایند. بوفه ما مشهور به سرو غذاهایی است که یاد آور آن ایام دور دانشجویی خوب است که ادعا می کردیم معدمان دارای پوشش تیتانیومی است. افرادی که معده حساس دارند غذای خود را به همراه بیاورند

:)

چند موضوع است که رو در رو باید جویای نظر شما یاشم. برای من بهتر است که در حضور هم سلکان خویش خجالتزده شوم تا در برابر یک دیوانسالار
افرادی که به انچام این مهم علاقمند هستند لطفا در نشانی زیر با من تماس بگیرند:
نادر نقشینه، اتاق 315، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تقاطع چمران و آل احمد، کوچه نسیم، تلفن 61117405
یا آزمایشگاه پژوهشهای اطلاعاتی، به همان نشانی، ااتاق 206، به شماره تلفن 61117461

شخصا امیدوارم دکتر میر جلالی، دکتر قدسی و دکتر جابری پور دپارتمان محقر ما را مزین به حضور خویش نموده و همکاران را از نظرات خویش بهره مند کنند. با این وجود آگاه هستم که این آقایان دارای مشغله فراوان هستند.

با تشکر

نادر نقشینه
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۷/۱۰/۰۳
Nader Naghshineh

نظرات (۲۴)

در مورد کپی کردن(تمرین ها) بین دانشجویان که پرسیده بودید: از درس به درس و از استاد به استاد اینکه چه چیزی تقلب تلقی می شود فرق دارد. معمول این است که حرف زدن درباره تمرین ها اشکالی ندارد ولی نباید هیچ چیزی یادداشت شود تا چند ساعت بعد. هدف این است که دانشجو راه حل را بفهمد (اگر نمی تواند خودش پیدا کند) و بتواند بر اساس آنچه فهمیده بیان کند.

در مورد کیفیت تحصیلات لیسانس و مهمتر! قبل از لیسانس در دوران دانش آموزی، سیستم ایران افراد فوق العاده تولید می کند، ولی بر اساس معیار خارجی! همین است که در ایران کاری نمی توانند بکنند، ولی وقتی پایشان می رسد به این ور آب ناگهان محقق و دانشمند می شوند. این نتیجه کپی برداری ناقص و نا متناسب با وضع ایران در آموزش است. من دانشجو را طوری تربیت می کنیم که در سیستم آمریکا کارآمد باشد و سیستم ایران ناسازگار. این یک مشکل اساسی است که دانشگاه های ما با نیازهای ما در ایران متناسب نیستند. این فقط تقصیر صنعت نیست! تقصیر بیشتر متعلق به دانشگاه است. وقتی شما دانشجویی تربیت کنی که مشکلی در ایران حل کند صنعت هم آنقدر بی شعور نیست که استفاده نکند. گار صنعت هم نیامد، می روی یک شرکت می زنی و از ایده ها استفاده می کنی. ولی شاید قسمتی از مشکل این باشد که این هدف با هدف در مرزهای دانش بودن و درجه علمی بالا داشتن به راحتی جمع نمی شود. نیازهای ما فعلا با آنچه دانش روز دارد تولید می کند فاصله دارد. این مشکل مفصلی است که لازم است اساتید درباره اش فکر کنند.

یک چیز هم من اضافه کنم، نگوییم نمی شود، می شود!
در مورد نیاز به ژورنال ها و کنفرانس های داخلی نظر شما کاملا صحیح است. البته خوانندگان این بلاک تمامی جامعه دانشگاهی هستند و من می دانم در بسیاری از رشته ها مانند پزشکی ژورنال ها و کنفرانس های خوبی در ایران وجود دارد. مطلبی که قصد بیان آن را دارم فقط در مورد رشته کامپیوتر است
در ایران ژورنال علمی در زمینه کامپیوتر در حد علمی پژوهشی و یا آی اس آی اصلا وجود ندارد یا بسیار اندک است و با وجود برد کم ژورنال های موجود به دلیل عدم وجود نسخه الکترونیکی با امکان جستجو در ای سی ام علاقه شدیدی هم به ارسال مقاله به آنها نیست.
اما کنفرانس.... یک کنفرانس معتبر در که به صورت سالانه مدتی نسبتا طولانی است که برگزار می شود. کنفرانس انجمن کامپیوتر ایران. مسلما اگر در این مورد مطلبی توسط یکی از اساتید در سایت منتشر شود خواهید دید که در قسمت نظرات چه غوغایی می شود و ناله بسیاری در می آید.
کنفرانس انجمن کامپیوتر ایران. من نمی خواهم بگویم اعضای این انجمن زحمت نمی کشند که میدانم می کشند ولی این انجمن برای نظام علمی کامپیوتر کشوری مثل ایران بسیار کوچک است. برای نمونه سری به سایت این انجمن بزنید تا منظور را درک کنید. علم کامپیوتر در ایران روزگاری یک شاخه کوچک بود که توسط علوم دیگر مانند الکترونیک و ریاضی حمایت می شد ولی امروزه این رشته فعال ترین رشته علمی و مهندسی است و اما متاسفانه این انجمن خود را به تناسب این علم گسترش نداده است.
نتیجه اینکه هر ساله چندین هزار مقاله به این کنفرانس ارسال می شود. داوری مقالات بسیار نامنظم است به گونه ای که گروه های داوری به صورت موازی در یک شاخه علمی کار می کنند و بعضی آسان گیر تر و بعضی سخت گیر ترند و حتی گاها آنقدر مقاله به یک داور داده می شود که برای داوری آنها از دانشجویان خود کمک می گیرد.
سوال من این است که آیا در دنیای امروز آیا می توان کنفرانسی را به صورت عام در مورد کامپیوتر یافت؟ تا جایی که بنده میدانم کنفرانس ها تخصصی شده اند و موضوع آنها مثلا هوش مصنوعی، پایگاه داده ها، شبکه، امنیت و... است. در این صورت با کم شدن تعداد مقالات کار اداره کنفرانس ساده تر می شود (زمانی را به یاد آورید که در مهر ماه نمایگاه بین المللی تهران از شیر مرغ تا هر چیز دیگری را عرضه می کرد)
مسلما تشکیلات فعلی انجمن کامپیوتر جوابگوی چنین کاری نیست و بایستی دپارتمان های تخصصی با حضور اساتید برجسته سراسر کشور در آن تشکیل شود نه آنکه فقط زمان داوری با آنها تماس گرفته شود.
اگر چنین رویایی به حقیقت بپیوندد هر سال شاهد حداقل ده کنفرانس درجه یک در زمینه های مختلف و چند برابر آن کنفرانس های سطح پایینتر در اقصی نقاط ایران و درون هم دانشگاه های دولتی و همچنین دانشگاه آزاد خواهیم بود. در مورد سطح کنفرانس هم نگرانی وجود ندارد چون داوری اساسا توسط گروه دیگری صورت می پذیرد و برگزار کننده فقط مسئول امکانات فیزیکی و اسکان خواهد بود.
ما نگران تقلب علمی هستیم. یکی از عوامل تقلب این است که شخص انگیزه کافی برای تحقیق ندارد. دانشجوی فوق لیسانسی که نابغه هم نیست و فقط یک کار علمی کوچک انجام داده اگر جایی در حد یک کنفرانس کم اعتبار برای ارائه کارش داشته باشد تشویق می شود که کار را ادامه دهد و در مرحله بعد به صورت قویتر ارائه کند. در مقابل یک دانشجوی قوی با چه انگیزه ای کار کند وقتی می داند در کنفرانس انجمن کامپیوتر حاصل زحماتش چگونه داوری خواهد شد.
دوستمان چه خوب گفتند که: اینجا کارهای حتی کوچکشون رو دست کم نمی گیرن و اینقدر بال و پرش میدن که خودت بعدن که کارتو میبینی کف میکنی و باورت نمیشه..... متاسفنه اینجا کارهای کوچیک و بزرگو جوری دست کم میگیرن که باوت نمیشه
ممنون از آقای دنیاگر (آقا این مطلب ادامه مطلب شما - جان بچه نداشتم نه انتقاد نه اعتراض)

آقا این اوبامایی که شده رئیس جمهور اونا خیلی حرف داره ها!!!

این بابا هی نگفته سفیدا نمی زارن ما سیاها پیشرفت کنیم
(به نقل از مطالب خودش)

الانم اگر منتظر صنعت بمونیم تا 60 70 سال دیگه که پول مفت نفت به صنعت تزریق میشه هیچ نیازی در صنعت حس نمیشه

من با ارائه مجدد یک پیشنهاد شروع میکنم که بحث هم واسه گزارش دکتر نقشینه هدفمند بشه دوستان هم یا کلا پیشنهاد را رد کنن یا اصلاحش کنن:

یک راه حل ممکن این است که کنفرانسها و مجلات داخلی را تقویت کنیم

طوری که برای ورودی های دوره فوق و دکتری 2 3 سال دیگه بتونیم با افتخار شرط مقاله داخلی را هم اضافه کنیم بعنوان یک شرط جداگانه

توجه شما رو هم مجددا جلب می کنم به اینکه درنهایت همونهایی که مقاله دانشجو رو در اون کنفرانس و مجله داوری کردن قراره تشریف بیارن در جلسه دفاع و الحمدالله نه استاد خارجی میاریم و نه اونا میان فعلا تو این اوضاع.

البته مثال بدی برای پیشنهاد من وجود داره که اونم "ایران خودرو" هست. امیدوارم که با درایت اساتید اگر چنین شد حداقل سال به سال شاهد پیشرفت و تخصصی تر شدن کنفرانسها و مجلات داخلی باشیم.

بقول معروف اگر اشکالی هم در یک کار علمی مشاهده بشه توی خانواده خودمون میمونه و کمتر صداش تو فامیل و در و همسایه درمیاد.

من فکر کنم اثر روان گردانی که بابای هوش مصنوعی نوین مون به من داده داره کم کم از بین میره و من دارم میفهمم پروفسوری هم کار سختیه ها!!!
خیلی گرد و خاک به پا شده.
هردو تا دلتون برای سیستم آموزشی کشور می سوزه. هم آقای "پیامی " که توی یک دانشگاه واقعا خوب ایران درس خونده و الان داره مهندسای خوب تربیت می کنه و داره ادای استاداشو در می آره که تمام وقت برای درس دادن وقت می زاشتن و الان یا مرحوم شدن یا توی اینتل یا توی دانشگاههای رده اول کانادا و آمریکا هستن و اونایشون هم که موندن و هنوز نگران تدریس خوب هستن ارتقا نگرفتن و هزار حرف پشت سرشونه که قدرت تحقیق ندارن و بلد نستن کار تحقیقاتی بکنن. جناب "پیمان ریاضی " هم که تو ایران فوق رو گرفته و الان هم توی سرمای سخت کانادا دلش برای ایران گرمه. هر دو یک حرف رو میزنن. دانشگاههای ایران شاید توی رده بندی های جهانی که چینی ها این رده بندی ها رو راه انداختن رده 500 تا 600 را دارن ولی مدار یکی را که دکتر جبه دار ارائه می ده قطعا توی یو سی ال ای ارائه نمی شه. بیخودی نیست که استانفورد می گه که دانشجوی برقی که ما از شریف و تهران و صنعتی اصفهان می گیریم از دانشگاههای تاپ آمریکا نمی تونیم بگیریم. حالا نه اینکه همش به خاطر دانشگاه باشه بقول معروف ذغال خوب و کنکور خوب تر هم موثره. اگر با این عجله ما به سمت تولید مقاله و آن هم مقاله کیلویی نریم دانشگاه های ما در تدریس کم که ندارن خیلی هم بالا هستن. دانشجویی که با لیسانس از دانشگاه های ما می یاد آمریکا توی رشته برق از خروجی یوسی ال ای بهتره. می مونه تحقیق . تحقیق هم کشکی نمی شه درست بشه. تا صنعت رقابتی نشه و تا صنعت نخواد که مشکلاتشو با خرید حل کنه و دانشگاه رو قبول کنه و سیستم حساب و کتاب قراردادها درست نشه نمی شه تحقیق خوب انجام داد. صنعت توی آمریکا مجبوره که بره سراغ دانشگاه یا مراکز خیلی نزدیک به دانشگاه (مثل جی پی ال). بودجه های پژوهشی هم که می ده در ابعادیه که آخرین ابزار رو می شه خرید و به دانشجو هم انقدر پول داد که نخواد بره کار بیرون بگیره. البته همش هم پول نیست ها . روال منطقی و سیستم درست و حسابی هم در کاره . پولی که می دن حساب و کتابش تا دلار آخرش مشخصه . حالا ما توی این چند سال اخیر قسمت پولش رو گرفتیم ولی قسمت حساب و کتاب و داوری و نتیجه تحقیق را نگرفتیم و فقط باعث شدیم که استادا برن طرف تحقیق ظاهری و پول ساز و درس دادن رو عار بدونن. با روالی که درپیش گرفتیم چند سال دیگه نه می تونیم خوب تدریس کنیم نه تحقیق
آقای پیامی

چسبیدی به این !شصت (س)! ما ها!!!
;-)

من ادبیات و جغرافیام از اولم خوب نبود واسه همین همیشه فکر میکنم ایرانم توی ایرانم همیشه فکر میکنم خارجم

(دقیقا مثل خیلی از دانشجوهای دیگه که توی ایران فکرشون اینجاست, توی اینجا فکرشون ایرانه)

فقط بخش:
"یک سوال در همین قسمت از آقای پیامی دارم:"
به گفته شما انتقاد داشت و با مابقی متن شما موافقم چون اگر نبودم میگفتم

اصولا دق میکنم اگر نگم- هی میترسم مبادا یکی دیگه بگه من نرسه!!!

و در قسمت آخر پست شما:
"بله فرق داره. کی گفت نداره؟"

پیامی جان اگر اینطوری موافقت کنی با حرفهای من که من از ترس سکته می کنم. الان یه دقیقه داشتم تصور میکردم یه صورت اخمو با یه صدای خفن کلفت داره جمله بالا رو به منه قدکوتاه 58 کیلویی میگه!!!

دوبار از هوش رفتم جان پیامی

درکل اگر میبینی زیاده مینویسم چون اینجا چند وقته تعطیلیه ما هم در دکون نیستیم. وگرنه تا حالا خواننده بودم. تازه نویسنده شدم, باعث بانیشم پدر هوش مصنوعی - مهندس مسعود مولوی بود - که هرچی دارم از اونه. میگی نه برو ببین.

گفتم اگر اون مهندسه پس منم حتما پروفسوری چیزی هستم. این بود که اینطور شد و هی از خودم مطلب تراوش کردم. خدا باعث-بانیشو ...

شرمنده من نوشتم "پیامی". اقتضای متن بود.
یک مطلب دیگه:

در ایران در اکثر موارد هم استاد میداند که تربیت میکند برای رفتن از مملکت

هم دانشجو میخواهد که اینگونه یادبگیرد

خیلی از همان اکثر موارد هم به ایران برنمی گردند و 90 درصد آنها هیچ احساس مسئولیتی در قبال وضعیت داخل حس نمی کنند

این وضع لیسانس و بدتر از آن فوق

تنها می ماند دانشجویان دکتری داخل که تقریبا اگر وسط یا آخرکار دعوت حق را لبیک نگویند برای کشور ماندگارند, انهم با چندین و چند اما و اگر.

مثلا اگر پرونده مهاجرتی آنها همزمان در سفارتهای کانادا, انگلیس یا استرالیا و آمریکا در حال بررسی نباشد

این هستید شما و ایران و سرمایه انسانی جوان-باهوش-فعال و منعطف.

دانشگاه آزاد هم که عرض کردم, درحال تولید انبوه است که یک در 10 از آنها شاید این خصوصیات را داشته باشند.

مجدد: این شما و این سرمایه نهفته

والا ما که بودیم بشمان گفتن خارجستون فرق داره - خیلیم داره - اومدیم دیدیم داره, بخدا داره

گفتن خارجستون دروغ نمیگن دیدیم میگن
گفتن خارجستون میری صفا دیدم مثل ایران بدبختی خودشو داره
گفتن تو دانشگاهش تقلب نداره دیدیم داره
گفتن استادا مقاله دم دستی نمی دن دیدم میدن
گفتن نداره دیدیم داره

آقا گفتن نداره, هی باز ما دیدیم داره

خب فرق پس چیه؟

هیچی,
اینا اعتماد دارن

همو با لطف و لبخند نگاه میکنن (حتی اگر میخوان سر به تن همدیگشون نباشه)

کارهای حتی کوچکشون رو دست کم نمی گیرن و اینقدر بال و پرش میدن که خودت بعدن که کارتو میبینی کف میکنی و باورت نمیشه

حداقل توی حرف و عمل نشون میدن که خودشون همدیگه رو قبول دارن

پول هم محترمه هم عزیزه پس حرومش نمی کنن - هم حساب میکنن به کی بدن هم اینکه چقدر بدن
(در این مورد ما چون این چرک رو قبول نداریم ولی عزیز خلوت ماست و هم اینکه پول نفت مال بابامون که هیچ مال مملکتمون هم نیست, حساب نمیکنیم چقدربه کی بدیم)

با این همه تفاوت باید فکر دیگری کرد

عزیزان من شما همه استاد من هستید نصحیت نمی کنم - درد دل میکنم - همه بهتر از من وضعیت را میدانید این فقط یه یادآوری بود

اینها خودشان هم دو سیستم انگلیسی و آمریکایی تحصیل و تدریس دارند. چرا ما با این همه تفاوت باید بچسبیم به یکی از اینها که خودشونم دو تا مدلن

اینا که ریشه و اصالتا هم فرهنگی هم نژادی به هم می رسن چرا دو تا سیستم و مدل دارن؟؟؟

اگر باز بچه های ما مثل دانشجوهای هندی و کره ای میتونستن حس نکنن واقعا بین و ایران و دنیا یه دیواره شاید می شد ولی مطمئننا نه سیستم و مدل موجود برای ارزیابی دانشجوی دکتری و نه سیستم پیشنهادی صرف براساس یکی از دو مدل انگلیسی یا آمریکایی جواب نمی ده
در پست دوم شما ابهامات زیادی هست
1- می گویید "منظور بنده نه درست و نه غلط برداشت شده" من نمی دانم که چه حالت دیگری غیر از این دو هست مگر اینکه وارد بحث منطق فازی شویم که برای فهم آن باید از جناب مهندس مولوی که تاییدیه پروفوسور لطفی زاده را دارند کمک گرفت.
2- می گویید "توی دانشگاه در پیت رتبه 60 هم بعنوان نمونه پروژه ای کار کردن سرلوحه کار است نه مقاله ای کار کردن" کلمه در پیت را برخی افراد -البته بی ادب- برای دانشگاه های آزاد یا پیام نوز مناطق دور افتاده و ناشناخته به کار می برند و بهترین دانشگاه های ایران از جمله شریف رتبه ای این پانصد و ششصد دارند و دانشگاه های دارای رتبه زیر صد در جهان دارای اعتبار فوق العاده اند و طبیعی است که پروژه هایشان دارای گرنت از صنعت هستند.
3- شما در جملات از مل اول شخص استفاده کرده اید مثل ویزا بگیریم، وقتی مقاله میدیم، دسترسی به کارت اعتباری نداریم و ... آیا دانشگاه رتبه شصت شما در ایران قرار دارد.
4- من نوشتم هدف تحصیلات تکمیلی تربیت استاد است. تحصیلات تکمیلی هم شامل فوق لیسانس می شود هم دکترا و مساله تحقیق هم در هر دو مورد وجود دارد.
5- بله فرق داره. کی گفت نداره؟
مثل اینکه منظور بنده نه درست و نه غلط برداشت شده.

1. میخواستم بگم توی دانشگاه در پیت رتبه 60 هم بعنوان نمونه پروژه ای کار کردن سرلوحه کار است نه مقاله ای کار کردن

2. وقتی فرق هست بین سیستم, دانشجوی و استادی که بقول آقای دکتر نقشینه در 10 دانشگاه برتر هستند با سیستم, دانشجو و استاد ما, خب طبیعتا قوانین یکسان یا حتی شبیه گذاشتن و انتظارات یجور داشتن نتیجه ای ندارد

3. وقتی فرق هست بین دو سیستم, نگوییم نیست. وقتی ایران ما مثل یه جزیره افتاده اون وسط نگیم نیافتاده. وقتی نمیتونیم برای ارائه مقاله توی کنفرانسهای معتبر (حتی غیر معتبر) ویزا بگیریم نگیم می تونیم.

وقتی مقاله میدیم بعدش برای پول ثبت نامش باید بریم سراغ جیب بابا نگیم بابا کجا بود

بعدشم برای پرداخت پول ثبت نام دسترسی به کارت اعتباری نداریم و باید دلاری یک و نیم برابر پول بدیم به دلالی که نمیدونیم پولمون رو میخوره یا کاردرسته نگیم دلال در ایران نداریم!!!.

وقتی یک مقاله با شرایط یاد شده برای یک نفر با ارائه (چون کنفرانسهای خوب ارائه میخوان دیگه - شما هم که واسه بدبخت دانشجوهای اونجا میگید خوب!!!) حدود یا بالای دو میلیون تومن آب میخوره نگید آب نمی خوره.

وقتی استاد اینجا دانشجوش رو بشکل همکارش نگاه میکنه و تمامی روابط حالت غیررسمی داره, اونوقت اگر اونجا دانشجو به استاد سلام نده یا درست سلام نده یا دکتر نذاره پیشوند, خلاصه یه چند ماهی مصیبت داره نگیم فرهنگ ما اصلا اینجوری نیست.

وقتی توی دانشگاههای مطرح با شرایط فوق - دیگه خودتون مطلعید - پدر دانشجو رو در میارن که بگفته دوستمون بشه استاد دانشگاه بعدش, اگر هم کارش متوسط باشه ممکنه صدتا بارش کنن, بعدش دانشگاه آزاد توی همین فاصله که شما دارید تز اون بدبخت رو داوری میکنید سه تا نه 10 تا دکتر میده بیرون نگید توی ایران اونقدم فرق نیست.

یک سوال در همین قسمت از آقای پیامی دارم:
(با گفته شما موافقم که در شرایط فعلی وظیفه دانشگاههای ما تربیت نیروی تدریس دانشگاهی است) ولی مگر برای اینکار به دکتری نیاز است. شاید در مقطع دکتری و فوق نیاز باشد ولی خیلی نیروهای تدریس خیلی قوی از همین بچه های دانشجوی فوق دانشگاههای خوب ایران داریم که دارن خوب هم تدریس می کنن!!! خیلی از اساتید خوب دانشگاهها هم فوق لیسانس هستند. اگرهم راه ورود بعنوان هیات علمی به تدریس باز بود میدید که برای لیسانس و فوق, خیلی از همین فوق ها بهتر از دارندگان مدارک دکتری تدریس می کنن.

پس چه نیازی به دکتری هست اگر هدف این است؟
در دوره دکتری هم خیلی از اساتید اگر تدریس نکنن سنگین ترند.
یکی که فکر کرده با دانشجوی سال آخر لیسانس طرفه --- یکی دیگه هم که جک میگه و گپ میزنه.
(نگید نیست که فکر میکنم بچه ها با اسم و رسم جوابتون رو بدن بعدش بد میشه ها)


4. آقا وقتی فرق زیاد هست بین دانشگاههای کشور نگید نیست. جان من نگید نیست.

5. چرا ما نباید حداقل - بابا حداقل - مجلات کشورمون رو قوی کنیم. جهانیش که نمی تونیم بکنیم و فعلا پیشکش, کار ساده تر میشه. استادایی که میان واسه داوری هم که همه عضو هیات داوری مثلا یه مجله خوب هستند - اینم که ردیفه. زبان مجله هم که مثلا انگلیسی است - نبود هم انگلیسیش میکنیم که مزایای زیاد و عمده ای داره.
بعد ما بازم خودمون با دو دست میزنیم توی سر خودمون و نگاه میکنیم طرف چندتا ("چندتا") مقاله و مجله خارجی داره. آقا ما خودمونم خودمونو قبول نداریم.
بابا همون استادهای داور همون مجله میان میگن این مجله داخلی که داری قبول بگو ببینیم چندتا خارجی زدی تو رگ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چرا نباید کارهای دنباله دار علمی و خوب محققین ایرانی ما خیلیهاشان یه
مرحله چاپ شده توی مثلا
Scientia Iranica
نداشته باشند. چرا ما "اغلب" به کارهای خودمان با دیده شک نگاه میکنیم!؟!
چرا نمی توانیم 10 تا مثل - مثلا
Scientia Iranica
داشته باشیم. نمیگم مجله خوبیه کاملا ولی بابا خوبا هم از یه صفری شروع کردن.

6. کنفرانسها, دیگه شرمنده که اینجا میتونم قطعا نظر بدم که 500 درصد اساتید داور کنفرانسهای داخلی, کنفرانسی که خودشون داوری کردن رو قبول ندارن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جان من از هند یاد بگیرید. اساتید هندی جوری کنفرانسهای علمی کشورشون رو حمایت میکنن که به دنیا هم القا شده که اونا کنفرانسهای خوب برگزار میکنن.

پس وقتی سیستم اونا مبتنی بر (بقول سیاسیون) بازی "برد-برد" هست و در سیستم ما بازی "برد-باخت" است (که دیگه خودتون خیلی شنیدید) نباید گفت مدل اونا برای ما جواب میده.

این هم که سیستم دکتری ایران تا حالا رفته جلو یه دلیل بیشتر نداره:

انسان قدرت سازگاری فوق العاده ای دارد

(ولی تبعیض و فشار همیشه او را منزجر میکند) فکر میکنم الان در ایران سیستم در وضع خستگی است و اگر فکری نکنیم بزودی انزجار (که نوعی از آن میل به تقلب است) چنان دامنه همه را آلوده میکند که دیگه با وبلاگ که هیچی با وایتکس هم از بین نمیره !!!

نتیجه:

وقتی فرق داریم نگیم نداریم
وقتی فرق داره نگیم نداره
وقتی داریم نگیم نداریم
وقتی منطقا مشخصه که جواب نمیده بریم سراغ یه مدل خودساخته منطقی که با وضع ما بخونه - تا کجا تفریط تا کجا افراط
از همین امروز دست بکار بشیم کشورمون رو تقویت کنیم. دانشجومون را تشویق کنیم یکی از دو مقاله ای که میخواد بفرسته (با مصیبت) به کنفرانسهای دوبی و دولاب دره هند, یکیشو بده داخل.
امتیاز مادی رو که فکر نکنم حالا حالاها وزارت بده به داخلی ها ولی امتیاز معنوی آنرا اساتید داور با خوندن و تایید مقاله درنظر بگیرن همینجوری مقاله داخلی رو نفرستن آشغالدونی.
مجلات هم به همین شکل با کمی تفاوت.

بابا یک جمله:

خودمون رو قبول داشته باشیم

تمام
۰۷ دی ۸۷ ، ۰۰:۳۰ Nader Naghshineh
در رابطه با پست آخر آقای دکتر دنیاگر باید بگویم گه خود من چندی است که دروس تکمیلی را کنار گذاشتم و روی دروس لیسانس تمرکز کردم. تا کنون شاید بتوانم امیدوار باشم که این کار تاثیر داشته است. اما در کنار آن می بایست به کارهای جنبی و رفاه دانشجو هم توجه داشته باشم. با توجه به وضع دانشگاه تهران می بایست کمی تا قسمتی نگاه تجاری داشت. برای نمونه آماده کردن یک ایستگاه کاری در آزمایشگاه مطالعات اطلاعاتی برای دانشجویان نابینا 100 میلیون ریال هزینه دارد. در اینگونه موارد یا باید خودم سیستمی را سوار کنم یا کاسه گدایی دست بگیرم بین اساتید دانشگاه مادر صدقه جمع کنم. یا در رابطه با تامین رایانه کتابچه ای برای دانشجویان به قیمت دانشجویی مجبور هستیم از ترکیب دانالد ترامپ و آلبرت شوایتزر استفاده کنیم که درصد مناسب امتزاج گاهی از دست در می رود. به هر حال مشکل دانشگاه ها از جای دیگری است. بنظرم می آید که قضیه ما ناشی از یک گسست شناختی Cognitive Dissociation
است که مدیران محترم آموزش عالی در رفع آن کمک که نمی کنند که هیچ پنداری منافعشان در هم زدن آن است.
البته بنده ایران نیستم (واقعا فکر میکنم رنک اینجا یک باشد) ولی به نظر من شرایط را نباید بد تر از آنچه هست به تصویر کشید. ضمنا اگر کسی در ایران هم کار با ارزشی انجام میدهد باید محترم باشد. این اصلا جمله اکادمیکی نیست که بگ وییم تفاوت از زمین تا آسمان است . اینجا هم کم نیست کسانی که کار را میپیچانند و یا اساتیدی که به شدت نگاه تجاری به کار دارند
دانشگاههای خوب دنیا (منظورم ده تای اول است) چندسالی است که به فکر تربیت نیروی لیسانس خوب افتاده اند یعنی استادای خیلی خوبشون رو گذاشتن مدار یک درس بدن. برای اینکه چندین سال بود که استادای خیلی خوب فقط دروس تکمیلی می گفتن و دانشجوای تکمیلیشون هم خارجی بودن و در واقع داشتن وقت می زاشتن برای تربیت نیروهای خارجی. صنعت هم نیاز به مهندس خوب داره با مدرک لیسانس. بهرحال متوجه شدن که وظیفه دانشگاه که تربیت نیروی انسانی برای صنایع هست داره از دست می ره. الان اگر توی لیست استادای برکلی و استانفورد و یوسی ال ای نگاه کنید می بینید که مدار یک را آدمای خیلی قوی درس می دن. حالا توی ایران برعکس شده یعنی دروس پایه را ول کردن و به درسهای تکمیلی پرداختن. توی تکمیلی هم جدیدا کار بدرد بخوری انجام نمی دیم چون فکرمون از تدریس رفته طرف مقاله. برعکس توی بعضی از واحدهای دانشگاه آزاد تعدادی فوق لیسانس که از دانشگاههای خوب فارغ التحصیل شدن رفتن و چون نمی تونن درس فوق بدن مجبورن دروس لیسانس ارائه کنن و چون زمینه علمی خوب از قبل دارن و دیسیپلین دانشگاههای خوب را هم دارن دانشجوی لیسانس خوب تحویل می دن. شنیده ام که توی بعضی از دانشگاههای آزاد دروس لیسانسی ارائه می شه که توی دانشگاههای دولتی به اون خوبی ارائه نمی شه. این موردی است که نیاز به بررسی داره. نه اینکه دانشگاه آزاد برای این کار برنامه ای داشته. نه . دانشگاه آزاد از این افراد بهره می گیره و دنبال درآمده. فقط این مربی ها چون عشق تدریس دارن و فوق هم نمی تونن درس بدن دارن خدمت خوبی به مملکت می کنن. فکر می کنم باید از این نقطه قوت درس گرفت. الان توی دانشگاههای دولتی چون برای تدریس خوب , ارزشی قائل نمی شن همه مربی ها می خوان دکتری بگیرن و درس فوق و دانشجوی فوق و دکتری داشته باشن در صورتی که توی مثلا یوسی ال ای آدمهایی هستن که فقط درس می دن و ارتقا هم گرفتن و پروژه و مقاله هم ندارن و دانشگاه هم خیلی تحویلشون می گیره
دوست عزیز خیلی ها سعی دارند چنین وانمود کنند که دانشگاه های ما با دانشگاه رتبه شصتمی که شما درش درس میخونی تفاوت چندانی ندارد. این حرف تا حدودی در مقطع لیسانس و پایینتر از اون درسته یعنی وقتی هدف تربیت نیروهای متخصصی است که به درد کار می خورند.
اما در مورد تحصیلات تکمیلی تفاوت از زمین تا آسمان است. دانشگاه شما یک هدف اصلی اش تولید علمه. پول هایی که به امثال شما داده می شود به این خاطر است که اگر از هر صد نفر فقط یک نفر کار موفقی انجام بدهد تمام مخارج جبران می شوند. در ایران ما علم مهندسی وارد می کنیم و چون کپی رایت نداریم برایمان ارزان تمام می شود و صنایع بزرگ را هم مثل کارخانه فولاد و ذوب آهن به طور کامل به خارجی ها می سپاریم. هدف از تحصیلات تکمیلی در کشور ما فقط یک چیز است. تربیت استاد دانشگاه.
اگر دقت کنید هر دو سیستم اهداف جداگانه ای دارند و هر دو هم تقریبا منطقی هستند و البته شکی نیست که اگر ما به تدریج تولید واقعی علم را نهادینه کنیم منافع بسیاری برایمان خواهد داشت.
ولی کاری که الان صورت می گیرد این است که با تزریق بودجه پژوهشی و بدون مدیریت درست می خواهیم یکشبه ره صد ساله برویم و ملاک را هم فقط تولید مقاله قرار داده ایم. حیف از بودجه هایی که به جای مصرف شدن در راه آموزش صرف مقالات توخالی می شوند.
البته دقیقا متوجه منظور دوست عزیز نشدم. ما نیز در یک دانشگاه رتبه 1 دنیا درس میخونیم تقریبا در اکثر رنکینگ ها همینه!!!!!! و در عین حال فکر میکنم معمولا یک فارغ التحصیل دکتری بیشتر از روی شهرت استاد راهنما و کار تحقیقاتی انجام شده در دوره دکتری شناخته میشود.
-----------------------------------
یک مسئله این است که در ایران سرمایه گذاری بر روی سیستم علمی به صرفه نیست به این دلیل که اولا فاصله صنعت ایران از علم بیشتر از آن است که اثر گذاری سیستم علمی روی صنعت مشهود باشد ثانیا به علت اینکه معمولا تمایل برای زندگی کردن در ایران کم است افراد با رزومه خوب غالبا از سیستم خارج میشوند و سیستم علمی هم کند رشد میکند. با تاکید روی غالبا.
-----------------------------------
به طور کلی دو روش برای بهبود هر سیستمی بکار میرود

روش های مبتنی بر نتیجه: اگر هدف ما ارتقا سطح کیفی دانشگاههای ایران با استفاده از روش های مبتنی بر روی ارزش دهی از روی نتیجه باشد طبعا باید بتوانیم کیفیت فعالیت پژوهش های انجام شده را به طریقی اندازه بگیریم و سعی کنیم ارزش دهی به اساتید با آن کیفیت هماهنگ باشد

روش های مبتنی بر متد:
استفاده از الیانس ها و روش های ارتباط با دانشگاههای معتبر خارج از کشور و تیم های تحقیقاتی بین المللی با تاکید شدید روی و معتبر و روش اعتبار سنجی

تشکیل تیم های تحقیقاتی بزرگ که از چندین استاد تشکیل شده است و بر روی هدف واحدی کار میکنند این مسئله معمولا موجب میشود که استفاده از امکانات بهینه شود و یک دانشجو کار کمتر بتواند نتیجه بهتری بگیرد
---------------------------------

با تشکر
روزبه ثنایی
من یک دانشجو هستم و خیر سرم دارم در دانشگاه رتبه 60 دنیا (تقریبا در تمامی رنکینگها همینه) دکتری میخونم تا شاید یه روزی ما هم بتونیم یه سوزنی به ملت بزنیم.

دکتر قدسی یک خواهشی دارم, بعنوان یک هموطن نه بعنوان یک استاد کمی منطقی تر فکر کنیم, دکتر نقشینه از شما هم همین خواهش را دارم.

همه قبول داریم که تقسیم امکانات در ایران مانند آمریکا که هیچ - مثل مکزیک هم نیست, متاسفانه همه ما هم وقتی که حرفمان خریدار دارد کجاس هستیم؟ تهران. چه شهری را میبینیم؟ تهران. ایران کجاست؟ تهران. دانشگاه؟ شریف - تهران - پلی تک - ملی و ...

این یک دلیل که الگوی اونا برای ما جواب نمی ده

توضیح اینکه قسمت دو خودش یه تجربه هست که میشه یه چیزی تو مایه های گفته دکتر نقشینه

دو. استاد "مهندسی" در اینجا واسه مرام من بمیرم تو نمیری پروژه انجام نمی ده. واسه حل مشکل فلان قسمت علم کار نمی کنه مگر اینکه پول داشته باشه. پول رو هم به پروژه ای میدن که یه پروپزال درست حسابی و مشخص بده. کسی هم که چنین چیزی میده خب مشخصه که اگر طبق قراردادش بتونه با احتمال بالایی کارش رو در مجلات خوب و درجه یک چاپ میکنه.
توی ایران خداییش چند درصد پروژه ها حمایت مالی دارن؟ و با چه شرایطی؟ اینکه به فلان پروژه 1000000 تومن دادن که نشد حمایت مالی!!!
دانشجو اصولا همون پروپزال دانشگاهی رو میفرسته تا ساپورت مالی بگیره!!!

سه. الان به منی که توی ایران هیچی نداشتم هم شهریه میدن هم هزینه زندگی. خب تازه اولی که اومدم استادم میگفت این پروپزالتو اماده کن بدیم واسه ساپورت مالی - ما هم گیج میزدیم قضیه چیه؟ من که دارم. بعد فهمیدم بابا میگه اون پولی که میگیری ساپورت خودته و زندگیت و اگر مردی بیا واسه پروژات پول بگیر !!!!!

مرگ من, عمر 1000 ساله شما, (تهران نه ها باز) توی ایران چی میدید به دانشجو؟؟؟؟؟ مگر نه اینکه تحصیل یعنی لیسانس دیگه آخرش فوق. بابا دانشجوی دکتری کارمنده - نیروی کاره - باید پول بگیره. تقریبا همکار شماست.

مثلا با پولی که به مثلا ماها اینجا میدن - غیراز کرایه خونه میشه خرج یکی دیگه رو هم داد (بی جنبه بازی درنیارید فردا ایمیل بدید دارید میاییدها - چاخان کردم)
اگر پولی میگره دانشجو توی ایران آیا تهران و مشهد یکیه؟ آیا کشاورزی و برق یکیه؟ آیا اصلا یه دانشجوی میتونه با پوله نفس بکشه!!!

بابا مملکت که با چاپ مقاله در مورد مشکل روز امریکا که پیشرفت نمیکنه. ممکلت با پیدا کردن مشکل کارخونه فولاد و حل اون هرچند که نمونه اش جای دیگه ای باشه میره جلو. ما مهندسیم نه ریاضی و فیزیکدان. اینکارو کردیم اونوقت صنعتم پول میاره توی دانشگاه خودشم میگرده دنبال بهترین گزینه.

وقتی نمیتونیم هزینه کنیم چرا دکتری میزنیم؟؟؟
مجبوریم که بعدشم استاد معظم دانشکده فنی برگرده بگه:

"من دانشجوی دکتری داخل رو قبول ندارم"

شرم آوره واقعا

خب مجبوری دکتری میزنی که خودت قبولش نداری - دانشجوشم تا آخر دوره هم فشار عصبی تمام نشدنی داره هم بی پولی مفرط

پس مجبوریم اینجوری فکر کنیم که اساتید و دولت در این مورد بخصوص فکر میکنن که دارن به دانشجوی خوب لطف میکنن که راش دادن دکتری بخونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همتون خوب میدونید (چون اکثرا خودتونم اینور دکتری گرفتید حالا یا با بورس ایران یا با بورس اینا یا از جیب بابا!!!) که این فقط تو کشورهایی مثل ایران پرستیژه
اینجا کسی که زمین پاک میکنه از استاد دانشگاه بهتر پول درمیاره کسی هم بهش نمیگه اه اوه و اینا
کسی هم اونو دکتر مهندس صدا نمیکنه

میدونم هرچی بنویسیم هم کمه بقیه دانشجوها هم بنوسن باز کمه ولی ولی ولی

بازم میگم ماها معمولا وقتی یه هدفی میخواهیم تعیین کنیم اونقدر بالا رو میگیرم که نمیشه زدش بعدم میگیم چرا جواب نمیده!!!

اینجا برکلی نیست! اینجا استفورد نیست!
اینجا امریکا نیست!

اینجا ایران است (بقول رادیو) اونجا هم دانشگاههای ایران

اگر فرق برکلی با دانشگاه ایالتی فلوریدا 100 است
فرق شریف با دانشگاه بندرعباس
1E10
است (خودم همین الان متر کردم - همینقدر بود)

آقای دنیاگر هم که از وضع اساتید و هدایت پروژها نوشتن که تو خود حدیث "تکمیلی و مفصل" بخوان

درس اخلاقی

چی داریم چی میخوایم
چی میدیم چی میخوایم
چی میگیم چی میخوایم

اوصلا اشکال اینه که خود دانشجوی دکتری هم که وارد دروه میشه باورش شده که بهش لطف میکنن که گرفتنش.

درس آخر:
نمتونی چرا دوره دکتری میزنی؟
نمیتونی تامین کنی چرا دانشجو میگیری؟

والی اخ ...
کپی کردن بخشی از یک مقاله در مقاله دیگر کاری غیر اصولی است و بایستی نویسنده مفهوم را از مقاله مبدا بگیرد و آنرا با انشای خود و البته با ذکر مرجع در مقاله اش بنویسد. در موارد استثنایی انجام این کار جائز است به شرطی که مطلبی که عینا کپی شده درون دبل کوتیشن قرار داده شود.
این بحث را میتوانید در سخنرانی اخلاق صحیح علمی جناب آقای دکتر بازرگان به طور کامل پی گیری نمایید.
یک سوال از اساتید محترم:
آیا کپی کردن بخشی از ادبیات موضوع یا پیشینه تحقیق از پایان نامه مشابه(البته با روشهای متفاوت)مشکل دارد؟
ممنون
یک سوال از اساتید محترم:
آیا کپی کردن بخشی از ادبیات موضوع یا پیشینه تحقیق از پایان نامه مشابه(البته با روشهای متفاوت)مشکل دارد؟
ممنون
آقای
un... Observations
شاید مطلب را بد نوشتم. گفتم که شنونده این وبلاگ عمدتا دانشجویان هستند و کلا کار این وبلاگ فرهنگ سازی است. منظور این نیست که استادا نیاز به تغییر فرهنگ ندارن که شدیدا نیاز هست. زندگی شهری و سریع تهران اساتید را ترقیب کرده که چند تا کار داشته باشن. یحتمل در دانشگاههای خوب شهرستان این موضوع به این شدت نباشه. بهرحال دانشجو و فرهنگ سازی در اون زمینه یک بحث است و استادا و فرهنگ کار و فقط یک کار بحث دیگر. شما درست می گید استادای زیادی هستن که تکالیف را نمی خونن و تکالیف قدیمی می دن که در دانشگاه های خوب خارج اینجوری نیست. از دانشجوهای خارج می خوام که راجع به تکلیفهاشون و کپی کردن بحث کنن. آیا دانشجوهای آمریکایی می زارن که از روشون کسی کپی کنه. کاناداییا چطور. تو اروپا چطوری وضع تقلب و کپی تکلیف. دانشجوای داخل هم راجع به استادایی که خوب هستن و مشخصاتشون بحث کنن
۰۳ دی ۸۷ ، ۱۹:۴۰ Undstructured Observations
I find Prof. Donyagar's Comment very insightful yet I disagree that a cultural change must start with students. It is not fair to blame Iranian Academia's dysfuncntions on its students. I think Professors are equally -- if not more -- to blame. I think our university system rewards plagiarism. Some Professors simply don't read any of the assignments and this makes copying someone else's work very rewarding practice. A free lunch if you will.

I spent 4 years in Sharif and 2 years in Tehran University and Let me tell you that I had some very weak courses in both universities.

All of these courses shared a common quality: Students knew that almost non of their assignments were read or even looked at so they decided to just copy somebody elses work.

There are many university teachers like these in Iranian Academia and you do not need to go as far as Azad University to see it.

I agree with Prof. Nader Naghshineh that Iranian Academia needs to have tougher penalties for plagiarism but there must also be an increased push on professors to ask for quality work from students.

I hope to have the opportunity to join your intellectually intrieging forum.
فکر می کنم که بررسی آیین نامه های دانشگاه های درجه یک دنیا می تواند در زمینه تدوین آیین نامه نحوه برخورد در این مساپل کمک کند.

در مورد مقاله، کنفرانس،...:
در دانشگاه ما یک سری سمینار برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برگزار می شود که اساتید درباره مسائل تخصصی خارج کلاس مانند نوشتن مقاله، چگونگی شرکت در جلسه استخدام در شرکت یا دانشگاه، و به طور کلی تجربه خودشان از مراحلی که طی کرده اند بیان می کنند. یک بار درباره اینکه مقاله را به کدام مجله(کنفرانس) بفرستیم حرف می زدنند. گفتند سه نوع مجله داریم، درجه یک، درجه دو، و تفریحی. مجله های تفریحی برای اساتیدی است که تنچور گرفته اند و مثلا در هاوایی برگزار می شوند. این ها فعلا به درد شما نمی خورند. بعد گفتند که ۲۰ مقاله در درجه ۲ به اندازه ۱ مقاله در درجه یک نمی ارزد، و کسی هم که قرار است با شما مصاحبه کند می داند که این ها درجه یک هستند یا نه، و برای آن ها ارزش چندانی قاپل نیستند. برای همین وقتان را برای درجه دو به هیچ وجه تلف نکنید. یکی از دانشجویان گفت که ولی بورس ها (در NSERC و NSF) این تفاوت را نمی فهمند برای همین چاپ یک مقاله در دوران ارشد که زمان کوتاهی است در یکی از این درجه ۲ ها هم خوب است چون معمولا وقت نمی شود که مقاله در حد درجه ۱ بنویسند، ولی برای دانشجویان دکتری وضع فرق می کند و با حرف استاد موافق هستند. استاد گفت اگر حرفشان تا حدی درست است ولی باید سعی شود که این بورس ها این تفاوت را بفهمند.

فکر می کنم انگیزه اصلی (خارجی) برای چاپ مقاله برای اساتید گرفتن بودجه تحقیقاتی و آینده شغلی (معمولا برای تنچور نگرفته)، و برای دانشجویان آینده شغلی و تحصیلی، و بورس تحصیلی است به خصوص که برعکس ایران هزینه تحصیل در دانشگاه در آمریکای شمالی به شدت زیاد است.


نکته دیگر اینکه در کنفرانس های آمریکای شمالی همیشه درصد مقالات پذیرفته شده ذکر می شود و این نماینده ای برای کیفیت کنفرانس است. در کنفرانس های درجه ۱ معمولا ۸۰ تا۹۰ درصد مقالات ارسال شده رد می شوند. اگر تعداد مقالاتی که هر فرد می تواند ارسال کند هم محدود شود، معیار خوبی برای کیفیت به نظر می رسد. خوب بود که وزارت علوم کنفرانس ها را مجبور می کرد که درصد پذیرفته شدن مقالات و حداکثر تعداد مقالاتی که یک نفر می تواند ارسال کند را بیان کنند و از این ها هم برای بررسی کیفیت مقالات کمک می گرفت.

این ها شاید برایتان جالب باشد:
http://weblog.fortnow.com/2005/11/acceptance-rates-versus.html

http://denseoutliers.blogspot.com/2007/11/australian-rankings-of-theory.html

http://www.cs.ualberta.ca/~zaiane/htmldocs/ConfRanking.html

http://weblog.fortnow.com/2005/09/soda-rising.html

موفق باشید
فکر می کنم که بررسی آیین نامه های دانشگاه های درجه یک دنیا می تواند در زمینه تدوین آیین نامه نحوه برخورد در این مساپل کمک کند.

در مورد مقاله، کنفرانس،...:
در دانشگاه ما یک سری سمینار برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برگزار می شود که اساتید درباره مسائل تخصصی خارج کلاس مانند نوشتن مقاله، چگونگی شرکت در جلسه استخدام در شرکت یا دانشگاه، و به طور کلی تجربه خودشان از مراحلی که طی کرده اند بیان می کنند. یک بار درباره اینکه مقاله را به کدام مجله(کنفرانس) بفرستیم حرف می زدنند. گفتند سه نوع مجله داریم، درجه یک، درجه دو، و تفریحی. مجله های تفریحی برای اساتیدی است که تنچور گرفته اند و مثلا در هاوایی برگزار می شوند. این ها فعلا به درد شما نمی خورند. بعد گفتند که ۲۰ مقاله در درجه ۲ به اندازه ۱ مقاله در درجه یک نمی ارزد، و کسی هم که قرار است با شما مصاحبه کند می داند که این ها درجه یک هستند یا نه، و برای آن ها ارزش چندانی قاپل نیستند. برای همین وقتان را برای درجه دو به هیچ وجه تلف نکنید. یکی از دانشجویان گفت که ولی بورس ها (در NSERC و NSF) این تفاوت را نمی فهمند برای همین چاپ یک مقاله در دوران ارشد که زمان کوتاهی است در یکی از این درجه ۲ ها هم خوب است چون معمولا وقت نمی شود که مقاله در حد درجه ۱ بنویسند، ولی برای دانشجویان دکتری وضع فرق می کند و با حرف استاد موافق هستند. استاد گفت اگر حرفشان تا حدی درست است ولی باید سعی شود که این بورس ها این تفاوت را بفهمند.

فکر می کنم انگیزه اصلی (خارجی) برای چاپ مقاله برای اساتید گرفتن بودجه تحقیقاتی و آینده شغلی (معمولا برای تنچور نگرفته)، و برای دانشجویان آینده شغلی و تحصیلی، و بورس تحصیلی است به خصوص که برعکس ایران هزینه تحصیل در دانشگاه در آمریکای شمالی به شدت زیاد است.


نکته دیگر اینکه در کنفرانس های آمریکای شمالی همیشه درصد مقالات پذیرفته شده ذکر می شود و این نماینده ای برای کیفیت کنفرانس است. در کنفرانس های درجه ۱ معمولا ۸۰ تا۹۰ درصد مقالات ارسال شده رد می شوند. اگر تعداد مقالاتی که هر فرد می تواند ارسال کند هم محدود شود، معیار خوبی برای کیفیت به نظر می رسد. خوب بود که وزارت علوم کنفرانس ها را مجبور می کرد که درصد پذیرفته شدن مقالات و حداکثر تعداد مقالاتی که یک نفر می تواند ارسال کند را بیان کنند و از این ها هم برای بررسی کیفیت مقالات کمک می گرفت.

این ها شاید برایتان جالب باشد:
http://weblog.fortnow.com/2005/11/acceptance-rates-versus.html

http://denseoutliers.blogspot.com/2007/11/australian-rankings-of-theory.html

http://www.cs.ualberta.ca/~zaiane/htmldocs/ConfRanking.html

http://weblog.fortnow.com/2005/09/soda-rising.html

موفق باشید
۰۳ دی ۸۷ ، ۱۲:۰۴ محمد قدسی
جناب دکتر نقشینه‌ی عزیز، از این که به زحمت افتادید پوزش میخواهم و ممنونم. من به شخصه از نگارش انگلیسی شما لذت می‌برم و کلماتی را هم یاد میگیرم. درخواست قبل من بیشتر متوجه خوانندگان فراوان این بلاگ بود. به هر حال متشکرم.
۰۳ دی ۸۷ ، ۱۰:۵۴ سید امیر مرعشی
شاید عنوان این نوشته یعنی «دزدیدن از چند نویسنده پژوهش است» خیلی مناسب نباشد،‌ چون همه می دانیم که این کار هم مذموم است و در نهایت به چیزی شبیه مقاله های وصله پینه ای منجر می شود. البته می دانم که هدف از این پست چیز دیگری بوده است و نه دفاع از این جمله
باید از دعوت آقای دکتر نقشینه از اساتید برای طوفان فکری تشکر کرد. بهر حال وظیفه اساتید گفتن است و اگر احتمالا نپذیرفتند وظیفه را باید ادا کرد که گفته شده :
بلِّغ ما عَلیکَ فانَ لَم یَقبلو ما عَلیک (بگویید آنچه را برشماست اگر چه از شما نپذیرند)
اما بخش اساسی فرهنگ سازی این بلاگ شنونده ی آن است که عمدتا دانشجویان هستند. من به دانشجویان پیشنهاد می کنم که مواردی را که به ذهنشان می رسد در این بلاگ به عنوان کامنت درج کنند. نیازی نیست که "اسب فصاحت در میدان بلاغت بجهانید". من وقتی کامنتهای پستی که مربوط به مهندس شارلاتان بود را می خواندم خیلی کیف می کردم. با زبان محاوره ای و بی تکلف دانشجویان موضوعاتی را بیان می کردند که فکر می کنم برای جامعه دانشگاهی مهمه. باید در این طوفانی که آقای دکتر می گویند همه به هم فیدبک بدهیم. اینکه دانشجویان داخل , کار تحقیقاتی واقعی را چه می دانند. اینکه دانشجویانی که خارج هستند راجع به وضع دانشگاه هاشان بنویسند و بگویند که استادهای خوب آنها چه کاری می کنند و چطور رفتار می کنند که به نظر آنها خوب است. دانشجوهای خارج مسائلی را که توی جلسات تحقیقاتی می گذرد و بحثهایی که راجع به مقاله نوشتن با استاداشون دارن را بگن. استاداشون به چه دلیل از آنها می خوان که مقاله بنویسن؟ مجلاتی که مقاله را می فرستن چه شرایطی باید داشته باشه؟ اساتیدی که در داخل هستن از فضای آکادمیک دانشکده هاشون بگن و نقاط قوت و ضعف آنرا بحث کنن.
آقای دکتر جلیلی در کامنتی از دانشکده خودشون نوشته بودن و اینکه استاد هم می خواد استاد راهنمای دانشجوی دکترا باشه و هم اینکه در دانشگاه مسئولیت سنگین داشته باشه. تقبحه این کار موضوع خیلی خوبیه. یعنی اگر من تا دیروز پز می دادم که من اینقدر کارآیی دارم که هم محقق هستم و هم مسئول فلان بخش دانشگاه و هم شرکت دارم, حالا اگر ده تا مطلب توی این بلاگ و در گفتار افراد ببینم دیگه روم نمی شه که این کار را بکنم. فرهنگ سازی که بشه بعد دنبالش می شه آئین نامه و قانون و غیره هم بیاد . وقتی می روید توی یک شورا که قراره آئین نامه تصویب بشه که مثلا " استاد اگر رئیس دانشگاه هست دیگه نمی تونه شیش تا هم دانشجوی دکتری داشته باشه و بعد استاد نمونه هم توی دانشگاه بشه" , اگر افراد اعتقاد داشته باشن که این فرهنگ نادرستی است سریع آیین نامه را تصویب می کنن .
بهرحال دانشجوها کامنت بنویسن و اساتید درد دل خود را بگویند و بگن که می خواهند بکجا بروند.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی