Professors Against Plagiarism

استادان علیه تقلب

مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده و هدف آن مبارزه با تخلف یا تقلب علمی در دانشگاه است

مقدمه

به‌نام خداوند هستی و هم راستی

این بلاگ به همت تعدادی از استادان دانشگاه‌های کشور ایجاد شده است و هدف آن مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانش‌جویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیر اخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ی دانشگاهی صورت می‌گیرتد.

ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ی اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

استادان یا پژوهشگران حامی

حمایت

اگر می‌خواهید نامتان به‌عنوان یکی از حامیان ذکر شود، نام کامل و آدرس وبگاه خود را به آدرس ghodsi_AT_sharif_DOT_edu ارسال نمایید و در صورت تغییر گروه حامی ما را مطلع کنید..

تعداد زیادی آدرس بلاگ خود را فرستاده‌اند که متاسفانه امکان استفاده از آن به‌جای وبگاه نیست.

بایگانی مطالب

آخرین نظرات

  • ۲ شهریور ۹۶، ۰۸:۵۸ - ماکادا
    عالی

اخراج استاد دانشگاه به خاطر صدای زنانه!

PaP-admin | دوشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

این مطلب در روزنامه شرق


«دکتر قاسم اکسیری‌فرد»، در آستانه ٤٠سالگی هنوز مانند جوانان به‌غایت درس‌خوان دیده می‌شود. او با نظم قدم برمی‌دارد. کوله‌پشتی‌اش انگار عضوی از بدنش شده و با موهای سه‌سانتی به‌هم‌ریخته، ته ریش جو‌گندمی‌شده و عینک قاب‌ضخیمش، یک «شریفی» تمام‌عیار است. از آن دست از فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف که با رتبه اول المپیاد فیزیک در سال١٣٧٤ وارد این دانشگاه صنعتی شده و «شریف» تبدیل به یکی از سکوهای پرتاب او به سطح اول کرسی‌های علمی جهان شده است.
 
به گزارش شرق، قاسم اکسیری‌فرد پس از پایان تحصیلاتش در شریف و دانشگاه علوم پایه زنجان، برای تحصیل در مقطع دکترا به یکی از معتبر‌ترین دانشگاه‌های اروپا در زمینه ریاضی، فیزیک و علوم اعصاب یعنی به موسسه بین‌المللی مطالعات پیشرفته«SISSA» رفت و با نمره عالی در مقطع دکترا از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. «استادم اصلا تمایل نداشت از ایتالیا بروم. خیلی به من اصرار کرد. در سیسا «SISSA» می‌توانستم خیلی پیشرفت کنم اما خب فکر کردم در ایران مفید‌تر خواهم بود و برگشتم.»

قاسم اکسیری‌فرد در بهمن‌ماه١٣٩٢، همزمان با فراخوان جذب هیات علمی وزارت علوم، جذب دانشگاه صنعتی خواجه‌نصیر شد. در ترم‌های ابتدایی فیزیک پایه را تدریس کرد اما همزمان با تدریسش، پرونده او در هیات تایید‌صلاحیت عمومی دانشگاه خواجه‌نصیر بررسی می‌شد.  
 
اما در اردیبهشت ‌سال١٣٩٣، اکسیری‌فرد و شاگردانش با شوک عجیبی مواجه شدند. «در جلسه بررسی صلاحیت عمومی اساتید دانشگاه خواجه‌نصیر، پس از سوال‌های فراوان، به‌عنوان آخرین سوال از من پرسیدند اگر در کلاس درس دانشجویان استاد را به سخره بگیرند چه می‌شود؟ گفتم من از آنها تشکر می‌کنم و رد می‌شوم.»
 
اکسیری‌فرد وقتی مشغول حرف‌زدن می‌شود، دست‌هایش در فضا می‌چرخد و چشم‌هایش به‌طور هماهنگ حرکت دست‌هایش را دنبال می‌کنند: «وقتی این سوال را پرسیدند، از ‌نظر فکری کمی به‌هم ریختم تا زمانی که اعلام کردند صلاحیت فردی و عمومی شما در کمیته بررسی صلاحیت عمومی اساتید رد شده است. ماه‌ها رفت‌و‌آمد کردم و به‌هیچ‌وجه علت را به من نگفتند و تا ماه‌ها طفره می‌رفتند. تا روزی که در نمازخانه دانشگاه بلند‌گو را از امام‌جماعت مسجد گرفتم و اوضاع را برای دانشجویان مطرح کردم، پس از آن امام‌جماعت و نماینده ولی‌فقیه در دانشگاه‌ها پیگیر کار من شدند و از جانب امام‌جماعت دانشگاه شنیدم، کمیته صلاحیت عمومی دانشگاه خواجه‌نصیر صلاحیت فردی من را رد کرده‌اند، چرا؟ چون من صدایم نازک است و به‌اصطلاح آنان صدای زنانه‌ای دارم و احتمال داده‌اند در کلاس درس مورد تمسخر دانشجویان قرار بگیرم.»
 
اکسیری‌فرد، دست‌هایی که در هوا می‌چرخید را روی میز تکیه داد، حرکت چشم‌هایش آرام‌تر شد و جرعه‌ای آب خورد.  
 
اکسیری‌فرد متولد اصفهان اما بزرگ‌شده جهرم است. صدای نازکی دارد، اما پس از دو‌تا‌سه‌دقیقه همکلام‌شدن با او تن‌صدایش مانند دقایق اول تعجب‌برانگیز نیست. رزومه اکسیری‌فرد نشان می‌دهد، او در فیزیک یک‌نخبه یا یک‌نابغه است. او دکترایش را در رشته ذرات بنیادین گرفته و حالا همزمان با تدریس نافرجام در دانشگاه خواجه‌نصیر طوسی پژوهشگر مقیم پژوهشگاه دانش‌های بنیادین است.

او قصد دارد به دانشگاه برگردد و می‌خواهد تمام‌قد نسبت به عدم تمدید حکم تدریس اعتراض کند و حقش را بگیرد. اکسیری‌فرد کار تدریس خود را در بهمن‌ماه سال گذشته در دانشگاه خواجه‌نصیر طوسی آغاز کرده و در بهمن‌ماه امسال دانشگاه خواجه‌نصیر طوسی قرارداد تدریس او را تمدید نکرده است.

«در اولین دیداری که با رییس دانشگاه خواجه‌نصیر داشتم، ایشان سفارش کردند که آیین‌نامه‌های مربوط به حقوق اساتید را مطالعه کنم. چندروز وقت گذاشتم و آیین‌نامه‌ها را خواندم. چندین تضاد در آنجا دیدم، به مسوولان دانشگاه این مساله را گفتم و آنها پیشنهاد دادند اگر تضاد دیدی شکایت کن. شکایت کردم و بعد گفتند مسوولان این دانشگاه از شکایت شما ناراضی‌اند و بهتر است برای پیگیری بهتر روند استخدامی خود شکایت را پس بگیری و پس گرفتم.»
 
اکسیری‌فرد پس از جذب در دانشگاه خواجه‌نصیر طوسی در تابستان سال‌جاری به کمیته بررسی صلاحیت عمومی اساتید رفت تا صلاحیت‌های او بررسی شود.

«اعضای این کمیته علاوه‌بر مسوولان دانشگاه، شامل دو‌نفر از اعضای هیات‌علمی دانشگاه هم می‌شود و تک‌تک اعضای این کمیته به‌تنهایی حق وتوی قرارداد یک فرد را دارند، مثلا اعضای هیات‌علمی حاضر در کمیته می‌توانند بگویند فلان فرد صلاحیت عمومی برای انتقال مفاهیم به دانشجویان را ندارد و وقتی این را بگویند قرارداد فرد وتو می‌شود.

در این جلسه سوالاتی از من پرسیده شد که یکی از آنان درباره خداشناسی بود. سوال دیگر درباره این بود که دانشجویان درباره اعضای هیات‌علمی چه نگرشی دارند؟ که گفتم از دانشجویان بپرسید و البته گفتم معمولا دانشجویان اساتید را جدی نمی‌گیرند. در سوالی دیگر پرسیدند سطح علمی دانشجویان را چگونه ارزیابی می‌کنم که پاسخ دادم در کلاس‌هایی که دارم معمولا تا پنج‌درصد دانشجویان فوق‌العاده خوب‌اند اما بخش زیادی از دانشجویان انگیزه‌ای برای مطالعه ندارند و من باید سعی کنم در انتهای کلاسم یا در پایان‌ترم تعداد خوب‌ها را افزایش دهم و بقیه کلاس را هم فوق‌العاده بهتر کنم.»
 
«گفتند استاد باید انسان کامل باشد»
بعد از جلسه کمیته ارزیابی صلاحیت عمومی طی نامه‌ای به اکسیری‌فرد اعلام شد، صلاحیت عمومی برای تدریس را ندارد. او اما به این راحتی با ماجرا کنار نیامد«یک‌عده می‌گفتند صلاحیت عمومی و یک‌عده می‌گفتند صلاحیت فردی. گزاره‌ای که در پیگیری‌ها داده شد، این بود که به من می‌گفتند، شما کمینه‌های لازم برای عضویت در هیات‌علمی دانشگاه را ندارید. وقتی این مساله را به من گفتند، گفتم ممنونم اما به من بگویید که این کمینه‌ها چه هست و براساس کدام مستندات بنده این کمینه‌ها را ندارم. حتی اعضای آن کمیته نیز به این سوال من نمی‌توانستند جواب بدهند.

در این مقطع بار فکری شدیدی بر من وارد شد و به مسجد دانشگاه رفتم و بلندگو را از امام جماعت مسجد گرفتم و موضوع را بیان کردم. گفتم از بنیاد ملی نخبگان گرند پژوهشی دکتر آشتیانی را دریافت کرده‌ام که معادل ٢٠میلیون‌تومان است، گفتم معادل این گرند را به هر فردی می‌دهم که بتواند مستندی برای من بیاورد که چرا من ردصلاحیت شدم.»
 
اکسیری‌فرد در ترم اول، کلاس پایه فیزیک یک و سیالات و موج و در ترم دوم سیالات و ذرات را تدریس می‌کرد. او به کمک حاج آقا سیاح امام جماعت مسجد توانست دلیل ردصلاحیت‌اش را متوجه شود« گفتند براساس بند١٦ کارگروه تعیین صلاحیت‌های عمومی، به علت تن صدایتان که زنانه بوده است، شما صلاحیت توانایی انتقال مفاهیم علم و دانش را به دانشجویان ندارید و نامه را به هیات جذب انتقال دادند.»  
 
اکسیری‌فرد تن صدایش آرام‌تر می‌شود«به من گفتند استاد باید انسان کامل باشد. بگذریم از اینکه آیا این ادبیات اسلامی است، اخلاقی است؟ آکادمیک است، آیا من نقصی دارم که انسان کامل نباشم؟»
 
تایید صلاحیت از سوی ٩استاد خارجی، ٧٧استاد ایرانی و ٤٣٠دانشجو
آن‌طور که اکسیری‌فرد روایت می‌کند، دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه‌نصیر حمایت بالایی از او داشته‌اند. دانشجویان حتی تا پای تعطیلی کلاس‌ها هم پیش رفتند اما، اکسیری‌فرد مانع آنها شد. او ٤٣٠امضا از سوی دانشجویان دانشگاه خواجه‌نصیر در حمایت از خود دارد که مستندات آن در دفتر روزنامه «شرق» موجود است.  
 
همچنین اعضای هیات‌علمی موسسه مطالعات پیشرفته ایتالیا (SISSA) در نامه‌ای به رییس دانشگاه خواجه‌نصیر طوسی از او حمایت کرده‌اند و او را دارای شرایط تدریس معرفی کردند؛ موسسه بسیار معتبری که دانشجویان فیزیک آن را به واسطه حضور ادوارد ویتن از پژوهشگران پیشرو جهان در نظریه ریسمان (پایه‌گذار نظریه-م) و نظریه میدان‌های کوانتومی در این موسسه می‌شناسند.

از‌سوی دیگر ٧٧استاد فیزیک ایرانی نیز صلاحیت تدریس او را تایید کرده‌اند که عمدتا استادان دانشگاه‌های آکسفورد، هاروارد، تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان، صنعتی شریف، صنعتی اصفهان و پژوهشگاه دانش‌های بنیادی هستند.  
 
روایت اکسیری‌فرد اما ادامه دارد: «شرمنده دانشجویان هستم، چون دانشجویانی که به آنها درس دادم، هیچ وقت مرا سخره نکردند، شاید مشکل من با گفتار‌درمانی حل ‌شود، در این سال‌ها برای درمان تلاش کردم، یک‌بار با آقای دکتر ایزدی صحبت کردم اما حاضر نشدند من را عمل کنند، ایشان گفتند صدای شما صدای سالمی است و تارهای صوتی شما سالم است و گفت من چرا باید عمل کنم؟ از طرف دیگر، شما تصور کنید یک‌استاد کچل باشد، یا خیلی چاق باشد. شاید یک استاد چشم‌هایش انحراف شدید داشته باشد، باید از تدریس محروم شود؟»

موافقین ۵ مخالفین ۱ ۹۳/۱۲/۱۱
PaP-admin

نظرات (۳۸)

استاد اکسیری فرد عزیز، منظورم از رنگین کمان همان برخورد نور طیف وسیع با ذرات آب و تبدیل فوریه نور و تجزیه به فرکانسهای مختلف بود.  وقتی ابرها کنار میروند و نور به ذرات آب میخورد این پدیده رخ میدهد.  موفقیت شما در این چالش میتواند یادآور رنگین کمان باشد پس از کنار رفتن ابرهای تنگ نظری .  برخوردی که با شما شده است تنگ نظری بوده است.  تنگ نظرها باید تبری کنند و نیازی نیست که شما از چیزی تبری کنید.   شما را همچنان پرچمدار مبارزه با تنگ نظری میدانم.  استوار باشید.
۲۸ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۰ قاسم اکسیری فرد
به اردلان: ممنون از شما. اما من پرچم دار هیچ حرکت رنگین کمانی نبوده ام و نخواهم بود. به علاوه از تمام این جریانات و تمام افراد وابسته به حرکتهای رنگین کمانی آشکارا تبری جسته و می جویم و خواهم جست. تفاوتی با دیگران نداشته و ندارم. 

دقت کنید کمیته‌ی صلاحیتهای عمومی دانشگاه خواجه نصیر در تاریخ ده شهریور ۱۳۹۳ حکمی را امضا کرده است و بیان کرده است که این جانب ناتوان از انتقال مفاهیم علم و دانش به دانشجویان هستم و مناسب عضویت در هیات علمی‌ی آموزشی نیستم هر چند برای عضویت در هیات علمی‌ی پژوهشی مناسب هستم. مبنای این حکم آهنگ صدای من بوده است. به علت این حکم در آذرماه هیات اجرایی جذب دانشگاه خواجه نصیر حکم به عدم مقدوریت در تمدید قرارداد من داده است. 

این حکم ربطی به خطای دانشگاه تحصیلات تکمیلی در گذشته نداشته است و ندارد. از خوانندگان تقاضا دارم ب منطقی فکر کنند و دست کم از دانشگاه خواجه نصیر تقاضا دارم اگر من دروغ می‌گویم علتی را بیان کند که در تاریخ ده شهریور ۱۳۹۳ وجود داشته بوده باشد و در یک پارادیم منطقی به ناتوانی من در امر تدریس و انتقال مفاهیم به دانشجویان اشاره کند. این پرسش را آقای محقق و دیگر کارمندان دانشگاه یا حتی ریاست دانشگاه آقای دکتر علی خاکی صدیق می‌تواند از خودشان یا مجموعه‌ی زیردستشان بپرسد. 


استاد اکسیری فرد عزیز این تنگ نظری ها رفع خواهد شد.  دانشگاه بهترین محل برای تحمل تفاوت هاست. این اتفاق خواهد افتاد.  ابرها کنار خواهد رفت و رنگین کمان پدیدار خواهد شد و شما پرچمدار آن هستید.  پیروز باشید.    
۲۲ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۴۹ قاسم اکسیری فرد
کمیته‌ی صلاحیتهای عمومی دانشگاه خواجه نصیر در تاریخ ده شهریور ۱۳۹۳ حکمی را امضا کرده است و بیان کرده است که این جانب ناتوان از انتقال مفاهیم علم و دانش به دانشجویان هستم و مناسب عضویت در هیات علمی‌ی آموزشی نیستم هر چند برای عضویت در هیات علمی‌ی پژوهشی مناسب هستم. مبنای این حکم آهنگ صدای من بوده است. به علت این حکم در آذرماه هیات اجرایی جذب دانشگاه خواجه نصیر حکم به عدم مقدوریت در تمدید قرارداد من داده است. 

این حکم ربطی به خطای دانشگاه تحصیلات تکمیلی در گذشته نداشته است و ندارد. از خوانندگان تقاضا دارم ب منطقی فکر کنند و دست کم از دانشگاه خواجه نصیر تقاضا دارم اگر من دروغ می‌گویم علتی را بیان کند که در تاریخ ده شهریور ۱۳۹۳ وجود داشته بوده باشد و در یک پارادیم منطقی به ناتوانی من در امر تدریس و انتقال مفاهیم به دانشجویان اشاره کند. این پرسش را آقای محقق و دیگر کارمندان دانشگاه یا حتی ریاست دانشگاه آقای دکتر علی خاکی صدیق می‌تواند از خودشان یا مجموعه‌ی زیردستشان بپرسد.
پاسخ به هادی محقق 
شاید بهترین محل برای طرح موضوع آقای اکسیری فرد همین بلاگ بوده باشد که افراد با دید علمی و بدور از عوامزدگی موضوعات را پیگیری می کنند.   الان می بینیم که چقدر دقیق چهار سال سابقه ایشان در زنجان و IPM و خواجه نصیر  آنالیز شده.  این نوع برخورد را قطعا هیچ جای دیگر نخواهید دید.  
بهتر بود روزنامه شرق ، و به تبع آن دیگر رسانه‌ها  و این وب سایت، کمی در انتشار این به اصطلاح خبر تامل می کردند.  به نظر می‌رسد که آقای اکسیری فرد مسئله ای فراتر از صدای زنانه دارند.  پرداختن به این گونه موضوعات در این وبلاگ دردی از جامعه دانشگاهی حل نمی کند.    
در 22 مهر 1390 جناب اکسیری فرد از صدا زنانه چیزی نمی گفت.  او را از دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان اخراج کردند.  ولی با تغییر شرایط  جهانی این بار  اخراج به دلیل صدای زنانه می تواند ایشان را پرچمدار  احقاق حقوق کند.  او قبلا در همین سایت این طور نوشته بود :  

من دکتر قاسم اکسیری فرد هستم. 
یک۰ دانشگاه تحصیلات تکمیلی در علوم پایه مدرک کارشناسی ارشد من را دزدیده است.
دو. به علت نداشتن مدرک کارشناسی‌ی ارشد حدود پنج سال که وزارت آموزش عالی حاضر نشده است پرونده‌ای برایم تشکیل دهد تا مدرک دکترایم را ارزشیابی کند.
سه. به علت نداشتن ارزشیابی‌ی مدرک دکترایم از دانشگاه تحصیلات تکمیلی که استادیار فیزیک آنجا بودم اخراج شدم. 
وزارت تا به حال به نامه‌ی من مبنی بر این که دوره‌ی دکترا نیازی به کارشناسی ارشد ندارد, و باید وزارت قانون خود را تغییر دهد پاسخی نداده است. 
×××
آقای دکتر اکسیری عزیز من مطمئنم که در پس ابر "رنگین کمان" منتظر است . شما پرچمدار احقاق حقوق همه ما هستید. 
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۵۳ قاسم اکسیری فرد
آقای آریا. بسیار ممنون از تذکرتان و یادآوری‌تان. 

اما چرا انتظار دارید من سخنان شمای ناشناس را باور کنم یا گفته‌ی دبیر کمیته‌ی احراز صلاحیت عمومی به خودم را٫ سخن معاون آموزشی‌ی دانشگاه را٫ مستندات و عملکرد ثبت شده‌ی دانشگاه و کمیته‌های مربوط را که هنوز جزییات آنرا کامل و تمام بر اساس مستندات مربوط عیان نکرده‌ام؟ 

من با کمال احترام چند ماه قبل یک نظری در مورد شرایط خاص آقای دکتر اکسیری فرد در این وب بلاگ بیان نمودم.
اما متاسفانه متوجه شدم ایشان به جای بازنگری در مورادی که بعضا بارها از سوی دوستان به ایشان یادآوری شده بر مفهوم " رد شدن به دلیل خصوصیات فیزیکی" اصرار می ورزند.
امیدوارم ایشان در آینده مجموعه رفتاری خود را مورد بازنگری قرار داده و سربلندی و پیروزی ایشان را در تک تک مراحل زندگی از خداوند متعال خواستارم.
آقای دکتر اکسیری، این تنگ نظری ها حتی در کشورهای اروپایی و آمریکا هم تا چند سال پیش وجود داشت. پایداری زیادی نیاز است. ما برای شما آرزوی توفیق و پیروزی داریم. 
۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۰ قاسم اکسیری فرد
آقا یا خانم ن. ت. به نظر می‌آید شما حتی  متاسفانه دقت یک فیزیکدان یا دانش‌پیشه  را هم ندارید. من کی گفتم همه می‌خواهند به من ظلم کنند که چنین نسبتی را به من نسبت می‌دهید؟

 بی‌دقتی‌ی غیر قابل قبول  شما در سخن گفتن که همانا تکثیر دروغ و شایعه در مورد من هست باعث می‌شود ختم گفتگو یا سخن گفتن یا جواب دادن به سخنان شما را اعلام کنم. 
این برداشت فردی نیست و بسیاری از همکاران در همان چند روز اول به تفاوت رفتاری شما اشاره میکردند ولی به هردلیل آنرا رسما اعلام نمیکردند.  آیا این افراد حاضرند که به طور رسمی اعلام نظر کنند؟ خیر. 
 به نظر می آید که رفتار شما (و نه فقط صدای شما) مقداری متفاوت است.  من فیزیکدانم و نه روانشناس ، ولی به نظر من تا زمانی که این دیدگاهِ  "همه میخواهند به من ظلم کنند" را از خود دور نکنید اوضاع همین خواهد بود.
۰۸ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۳۸ ناصری اردکانی
به اکسیری فرد.   ما  هر دومون توی یه جبهه هستیم.  من خودم قدم کوتاست و لهجه هم دارم و مطمئنم که برا همین ارزشیابی رو دانشجوا  کم میزنن. ارتقا به دانشیاریم  برا همین چن ساله که تصویب نمیشه.  همه اونایی که دانشیار شدن هم قدشون از من بلندتره هم لهجه منو ندارن.  خلاصه حمایت منو که داری .
۰۷ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۲ قاسم اکسیری فرد
آقا یا خانم ن. ت.:  تا جایی که من می‌دانم و شواهد و مدارک مستند اشاره می‌کند کمیته‌ی احراز صلاحیتهای عمومی‌ی دانشگاه صنعتی خواجه نصیر در تاریخ ۱۱ شهریور ماه ۱۳۹۳ حکم به عدم ناتوانی‌ی من برای انتقال مفاهیم علم و دانش به دانشجویان داده است و مبنای این حکم آهنگ صدای من بوده است. در حکم این کمیته صراحتا نوشته شده است که بر اساس بند شانزدهم من صلاحیت عضویت در هیات علمی آموزشی را ندارم و برای پژوهش مناسب هستم.  کمیته‌ی اجرایی دانشگاه در تاریخ ۱۸/۸/۹۳ در جلسه‌ی ۲۵۲ خود حکم به عدم مقدوریت به تمدید قرارداد من به علت عدم احراز صلاحیت عمومی‌ی من برای عضویت در هیات علمی‌ی آموزشی داده است.  این چیزی است که روی داده است. به علاوه دقت کنید نه   شما و نه هیچ فردی دیگر  هر فردی حق بیان  نظر در مورد رفتار من یا هیچ شهروند دیگر  را ندارید. نمی‌توان بر اساس برداشت یه فرد از رفتار فردی دیگر حق مسلم آن فرد را نقض کرد. 

اما چون حالا نشر اکاذیب کرده‌اید٫ باید اضافه کنم من با هیچ فردی درگیری‌ی لفظی نداشته‌ام. تمام اعضای هیات علمی‌ی پژوهشکده‌ی فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی از من حمایت کردند. تعداد زیادی از پسادکترهای  پژوهشگاه نیز از من حمایت کردند. پیشکسوتهای قابل توجهی از پژوهشگاه دانشهای بنیادی از من حمایت کردند و صلاحیت من را تایید کردند. پژوهشگاه دانشهای بنیادی یکی از الگوهای موفق آکادمیک در ایران بوده است و هست و انشالله خواهد بود. 

۰۶ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۴۸ قاسم اکسیری فرد
آقا یا خانم  ن. ت. کمیته‌ی احراز صلاحیتهای عمومی‌ی دانشگاه خواجه نصیر در تاریخ ۱۱ شهریور ۹۳ حکم به ناتوانی‌ی من برای تدریس به علت آهنگ صدای من داده است.  دبیر این کمیته صراحتا نوشته است که بر اساس بند شانزدهم من برای تدریس مناسب نیستم و برای پژوهش مناسب هستم و حکم به عدم احراز صلاحیت عمومی‌ی من برای عضویت در هیات علمی‌ی آموزشی داده است. 

هیات اجرایی جذب دانشگاه در جلسه‌ی ۲۵۲ ‌ام خود مورخ ۱۸/۸/۹۳ حکم به عدم مقدوریت در تمدید قرارداد من به علت عدم احراز صلاحیت عمومی من برای عضویت در هیات علمی‌ی آموزشی داده است. این حکمها کتبی هستند و موجود هستند. 

حتی اگر شما درست می‌گفتید که نمی‌گویید و دارید دروغ می‌گویید٫ این دلیل شما با آنچه که دانشگاه و مسیولین دانشگاه رسما در احکام خود نوشته‌اند و حکم‌ها را اجرایی کرده‌اند تفاوت دارد. ناتوانی‌ی دانشگاه خواجه نصیر و حمله به هویت اجتماعی‌ی من از جنبه‌های دیگر یا حتی پخش این شایعات یک جرم قضایی هست که حق پیگیری‌ این جرمهای دانشگاه و مسیولین دانشگاه یا افراد درون دانشگاه در تمام سایتهایی که بتوانم آنها را از دید حقوقی مورد پیگیرد قرار دهم را هم برای خود حفظ کرده‌ام و می‌کنم. 
۰۶ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۴۰ قاسم اکسیری فرد
ن. ت. :

یک نفر را بیاورید که بگوید من با ایشان درگیری‌ی حتی لفظی داشته‌ام. پیدا کردن یک نفر این چنینی این همه سخت است؟‌ در پژوهشکده‌ای که بوده‌ام  تمام اعضای پژوهشکده از من با امضایشان حمایت کرده‌اند. تعداد زیادی از پسادکترهای همین مرکز هم رسما از من حمایت کرده‌اند. در تمام جاهایی که بوده‌ام اکثریت قریب به اتفاق اعضای آنجا از من علنا حمایت کرده‌اند. چرا این حمایتهای آشکار را نمی‌بینید و اکاذیب را نشر می‌دهید؟ 

آقا یا خانم ن. ت. که حتی هویت جنسی‌ی خود را در پشت دو حرف پنهان کرده‌اید. واقعا نمی‌دانم از چه سخن می‌گویید. حداقل به من بگویید تا بدانم با چه فردی درگیری داشته‌ام. به من بگویید تا خودم نیز بدانم. شاید بهتر باشد  یا صریح سخن بگویید یا به یک روان‌شناس مراجعه کنید. ابه اصطلاح گر مسلمان نیستید دستکم آزاده باشید و با اسم واقعی‌ی خود شایعه پراکنی کنید. 
جناب اکسیری فرد چرا راجع به مرکز IPM و وقایع آنجا چیزی ننوشتید؟؟!  در پژوهشکده ای که نزدیک به 25 نفر محقق پسادکتری دارد شما با چند نفر آنها توانستید تعامل همکارانه داشته باشید؟ با چند نفر درگیری لفظی پیدا کردید؟
خوب میدانید که صدای زنانه اصلا مطرح نبود و اخلاق غیرقابل تحمل شما مسئله اساسی بود و هست. 
۰۲ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۹ قاسم اکسیری فرد
به ن. ت.:
۱-نظر موافق شورای گروه هسته‌ای و گرانش٫
۲-تقاضای کتبی شورای آموزشی دانشکده فیزیک٫
۳-تقاضای معاونت آموزشی دانشکده فیزیک٫
۴-تقاضای شفاهی همکاران گوناگون در دانشکده‌ی فیزیک٫
۵-تقاضا و حمایت ۴۳۰ دانشجوی دانشگاه٫
۶-تقاضا و تاییده‌ی ۷۷ استاد و پژوهشگر دانشگاهی ایرانی در مراکز معتبر داخلی و خارجی٫
۷-حمایت و تاییده‌ی دو عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از من٫ 
۸-توصیه و حمایت چند تن از اعضای آکادمی علوم از من٫ 
۹- توصیه و حمایت تعداد زیادی از پیشکسوتهای فیزیک ایران از من٫ 
۱۰- شهادت تمام اعضای گروه نظریه‌ی ذرات بنیادی مرکز بین المللی مطالعات پیشرفته ی ایتالیا از من 
همه در کنار هم بر نادرستی‌ی گفته‌های شما اشاره دارد. 
۰۲ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۲ قاسم اکسیری فرد
به ناصر اردکانی: کمیته‌های صلاحیت عمومی اولا نباید باشند چون هر متخصصی توانایی انجام تخصص خود را دارد. بود این کمیته‌ها ناقض حقوق تبیین شده فرد در سطح قانون اساسی و هم چنین ناقض شرع مبین اسلام به دید من هستند. بود این کمیته‌ها ناقض میثاقهای بین المللی ایران و تعهدات قانونی جمهوری اسلامی ایران به جامعه‌ی بین اللملل هم هست. اکنون که هستند و عملا شاید نتوان آنها را برداشت ای کاش تقاضا می‌کردید این کمیته‌ها شفاف شوند. سوالات و جوابها در این کمیته ثبت گردند و در کمتر از سه روز کاری پس از تشکیل جلسه٫ جواب این کمیته‌ها کتبا با اشاره به مستندات و دلیل به مصاحبه شونده ارایه شوند. نحوه‌ی نگاه شما به این کمیته‌های جای تامل بسیار زیادی دارد. 

به هوشنگ: نمی‌دانم شما از چه سخن می‌گویید. آشکارا تفاوتی بین کمیته‌ی جذب در دانشکده٫ هیات اجرایی جذب در دانشگاه و کمیته‌ی صلاحیتهای عمومی هست. نمی‌دانم از چه سخن می‌گویید و از کدام جلسه سخن می‌گویید یا از کدام اساتید من دارید سخن می‌گویید. این چنین دروغ را نشر ندهید. چرا از دانشگاه خواجه نصیر نمی‌خواهید که حکم کمیته ی صلاحیتهای عمومی در مورد من را نشر دهد یا اجازه‌ی نشر این حکم را به من دهند؟ اگر دروغ می‌گویم دانشگاه منت بگذارد حکم کمیته‌ی احراز صلاحیتهای عمومی که در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ توسط اعضای کمیته  امضا شده است را نشر عمومی دهد! این امر آیا واقعا کاری سخت است؟ 

نصر اصفهانی: من در دانشگاه خواجه نصیر استخدام شده بودم. عضو هیات علمی بودم. علارغم کارهای پژوهشی و آموزشی خود٫ علارغم نظر مثبت گروه هسته‌ای و گرانش٫ علارغم درخواست کمیته‌ی آموزشی دانشکده‌ی فیزیک و اعلام نیاز این کمیته به تخصص و بود من٫ علارغم درخواست معاونت آموزشی دانشکده٫ علارغم ارزشیابی رسمی دانشجویان از تدریس من٫ علارغم حمایت آشکار ۴۳۰ دانشجو و درخواست آنها بر تداوم حضور من در دانشکده٫ علارغم درخواست ۷۷ استاد و پژوهشگر دانشگاهی ایرانی٫ علارغم شهاد ۱۱ استاد بین المللی شناخته شده٫ علارغم حمایت آشکار دو عضو شورای انقلاب فرهنگی از من و تایید صلاحیت و توانایی من٫ علارغم حمایت پیشکسوتهای فیزیک از من٫ دانشگاه خواجه نصیر حکم به تایید حکم کمیته‌ی احراز صلاحیتهای عمومی دانشگاه داد و من را به علت آهنگ صدایم از شغلم برکنار کرد. بین برکنار شدن از شغل و استخدام تفاوت است. ای کاش دقیقتر فکر می کردید. 

آرمین: کمیته‌ی احراز صلاحیتهای عمومی دانشگاه در تاریخ ۱۱ شهریور ماه ۹۳ حکم داده است که من ناتوان از انتقال مفاهیم علم و دانش به دانشجویان هستم و بر اساس ماده‌ی شانزدهم حکم به عدم احراز صلاحیت عمومی من برای عضویت در هیات علمی داده است. مبنای این حکم آهنگ صدای من بوده است. این حکم کتبی موجود است.برای حکم کتبی نیاز به ریشه یابی نیست. آشکار است. دانشگاه می‌تواند این حکم را انتشار دهد یا به من اجازه‌ی انتشار این حکم را دهد. بر اساس این حکم کمیته‌ی احراز صلاحیتهای عمومی٫ دانشگاه حکم به اتمام استخدام و عدم تمدید قراردادم داده است. این موضوع صدا بر اساس حکم موجود ربطی به گذشته نداشته و ندارد. 
 
آقای دکتر و.. دبیر کمیته‌ی صلاحیتهای عمومی که ناتوانی‌ای در پای خود دارد اشاره به ناتوانی خود کرد و صراحتا بیان کرد:« همان‌گونه که ایشان نمی‌توانند در مسابقه‌ی دو ماراتن شرکت کنند من نیز نمی‌توانم استاد دانشگاه باشند.» ایشان اشاره کردند «استاد دانشگاه باید انسانی کامل باشد که دانشجویان نتوانند ایشان را استخدام کنند.» 

به نصر اصفهانی: فعلا در مورد این ظلم آشکار خواجه نصیر بحث کنیم و نستارداموس نشوید و این چنین  غیر منطقی پیش‌بینی نکنید. 

به آریا: کمیته‌ی احراز صلاحیتهای عمومی دانشگاه خواجه نصیر در ۱۱ شهریور حکم به ناتوانی من به تدریس داده است و دلیل این حکم صدای من بوده است. اگر دانشگاه خواجه نصیر بتواند یک دلیل بیاورد که قبل از تاریخ ۱۱ شهریور ۹۳ وجود داشته باشد و چیزی جز صدای من باشد و اشاره به ناتوانی من به تدریس کند آنگاه من یا روزنامه‌ی شرق یا گاردین اشتباه کرده‌ایم. چرا دانشگاه خواجه نصیر نمی‌تواند اشاره کند که دلیل حکم کمیته ی احراز صلاحیتهای عمومی من چه بوده است؟‌چرا دانشگاه خواجه نصیر این گزارش کمیته‌ی احراز صلاحیتهای عمومی را نشر نمی دهد یا چرا اجازه‌ی نشر این گزارش و حکم این کمیته را به من نمی‌دهد؟ 

زینب بهشتی: تدریس نیاز به سواد و دانش دارد نه لباس و جهل. در ملاکهای خود تجدید نظر فرمایید. دانشجویان بالاترین ارزش‌یابی‌ها را برای من انجام داده بودند. 


 ---
تعامل با سکوت در مورد یک ظلم به این شدت فرق دارد. تنها به حجم حمایتهای آکادمیکی که از من پیش از مطبوعاتی کردن داستان انجام شد نگاه کنید و سپس من را متهم به عدم تعامل آکادمیک کنید. تعامل با سکوت در مورد ظلم تفاوت دارد. 
---
امیدوارم جواب کامنتی جا افتاده نشده باشد. 

۱۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۳۳ ناصری اردکانی
اگه این جناب اکسیری یه جوری بتونه این قضیه صدای زنونه رو جا بندازه از این به بعد هر کی قدش کوتاست یا وزنش زیاده میتونه بگه که منو استخدام نکردن چون قدم کوتاهه یا وزنم زیاده یا چون لهجه دارم یا چون دماغم اینجوریه یا هزار دلیل دیگه.  خیلی خوب میشه.  
بحث صدای زنانه اصلا نکته انحرافیه.   اصلا بحث صدای زنانه مطرح نبوده .  ایشان در جلسه کمیته جذب از سابقه تدریس خود و اینکه استادهایی که قبلا با آنها کار میکرده همه به او حسودی میکرده اند و همه بیسواد بوده اند صحبت کرده است و  آنچنان با تفرعن و نسبتا بی ادبانه و با توقع این مطالب را گفته است که همه متفق القول به این نتیجه میرسند که وی احتمالا متوهم است و نظر به عدم جذب داده بودند.  اصلا بحثی هم از صدای زنانه در کار نبوده است ولی ایشان چون میداند که این نکته ایجاد حساسیت میکند آنرا به دروغ در بوق و کرنا کرده است.  من نمی دانم که چرا دوستان دانشگاه خواجه نصیر در این مورد مصاحبه  نمیکنند.
آخه چه ربطی داره؟
ینی اگه استاد شما خانم باشه شما چیزی یاد نمیگیرین؟
بعدشم دانشجو اومده درس یاد بگیره یا هواسش به تن صدای استاد باشه
استاد اگه قدرت اداره کلاس رو داشته باشه اصلا نمیزاره حواس بچه ها به چیز دیگه ای غیر از درس بره
مگه دانشجویی که اومده برای بازی
که اونم دانشگاه اگه راهش بده دیگه اسمش نمیشه دانشگاه خواجه نصیر
ببینین موضوع اینه که :
اگر استاد اگه قدرت اداره کلاس رو نداشته باشد
آنگاه حواس بچه ها به چیزی غیر از درس میرود
نه اینکه اگر چیزی غیر از درس وجود داشته باشد
انگاه حواس بچه ها به ان چیز میرود
ما که نمیتونیم نزاریم کوچک ترین چیزی برای اینکه امکان جلب توجه داشته باشه رو کلا برداریم
حالا شما فرض کنین یه همچین صدایی رو یه دانشجو داشته باشه
باید اخراجش کرد؟ چون احتمال داره بقیه حواسشون پرت بشه به صداش و کلا یادشون بره اونجا کلاسه و فکر کنن اومدن تئاتر ؟!
اصلا یه چیز واضحیه مگه شما استاد خانم داشته باشین درس یاد نمیگیرین
به نظرم تصورات شما از محیط دانشگاه اشتباه باشه
بزارین یه مثال بزنم
من یکیو میشناسم دانشجوی دانشگاه تهرانه 
هروقت که زنگ میزنم ازش اوضاع دانشگاه تهران رو میپرسم میگه چون درسها سنگینن زنگ های تفریح هم درس میخونیم
حالا بنظر شما یه همچین دانشجوهایی اصلا فکرشون
به یه همچین چیزایی (!) میره؟!
این فرد که قرار بود فرهیخته و نابغه باشد در مرکز فیزیک نظری هم نتوانست کار کند و به تحصن در مقابل دانشگاه خواجه نصیر طوسی پرداخت. یعنی چون ایشان تقاضای استخدام در این دانشگاه داشته دانشگاه مجبور است که او را استخدام کند.   فقط تصور کنید که دانشگاهی او را استخدام کند ، تازه بدبختی شروع  میشود. کوچکترین اتفاقی که خلاف نظر او  انجام شود فریاد میزند که چون با من دشمن هستند یا چون صدای من زنانه است، به من میگویند این درس را ارائه بده یا به من ارتقاء نمیدهند یا مرا تبدیل وضعیت  نمیکنند یا  نمیگذارند رئیس دانشکده بشوم و یا ....
۲۸ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۴۱ مهدی ذوالفقاری
کاری که گزینش دانشگاه با استاد اکسیری فرد انجام داده در یک کلمه خلاصه می شود:نخبه کشی
این کاریست روزی هزار بار در نظام آموزشی ما صورت می گیرد و تبدیل به یک روال و عمل روتین اداری شده است.
فقط میشه تاسف خورد...
من خودم تو 29 سالگی فارغ التحصیل دکتری دانشگاه گیلان با معدل 19.07 شدم. اما تا به حال حتی یکبار هم برای مصاحبه تو فراخوان های جذب دعوت نشدم.
اپلای بگیر برو امریکا
چرا ایران موندی        واقعا از این که نمی تونی شرایط رو درک کنی برات متاسفم
هیچ حرفی ندارم جز اینکه حرف دوستمون رو تایید کنم که چه دلیل مسخره ایی خدا صبر دهد به استاد...
پاسخ به خانم بهشتی
شرایط لازم برای استاد شدن که گفته اید ناقص است. یک شرط مهم قابلیت تعامل با دیگران است. آنهایی که با جناب دکتر اکسیری حتی یک هفته همکار بوده اند میتوانند شهادت دهند که وی قادر به تعامل با دیگران نیست.  این موج تبلیغاتی چیزی جز شیطنت نیست. 
به نظر من کمی این مساله جای فکر داره به جای اینکه همه هیجانی بشیم و احساسی! من اول که این داستان رو فهمیدم ناراحت شدم. ولی جستجو کردم توی گوگل دیدم که ایشان در سال ۹۰ در همین بلاگ در زیر پستی کامنتی نوشته اند که دانشگاه زنجان مدرک دکترای من را دزدیده اند!!!
سلام
من نه کارمند دانشگاه صنعتی خواجه نصیر و نه فردی که جای ایشان را در این دانشگاه گرفته ولی در مورد آقای دکتر قاسم اکسیری فرد حقیقت به این شکلی که در رسانه ها مطرح شده نمی باشد و ایشان مجموعه ای از مسائل را بیان نکرده اند و فقط به این نکته خاص ویژگی فیزیکی خود اشاره نموده اند در صورتی که همکارانی که حتی در مرکز دانش های بنیادین با ایشان همکاری داشته اند به مواردی برخورده اند که اندکی پرسش بر انگیز می باشد و تنها به این نکته اشاره می کنم هیچ ارتباطی با خصوصیات فیزیکی ایشان ندارد.
با کمال احترام برای ایشان، ای کاش رسانه ها (در این جا روزنامه شرق) به جای راه انداختن این موج رسانه ای، اندکی در مورد موارد مطرح شده توسط ایشان را مورد بررسی و بازبینی قرار دهد تا روحیه جامعه علمی کشور تضعیف نشده و مواردی که با حقیقت فاصله دارد این گونه در محافل علمی مورد باز نشر و نقل قول قرار نگیرد.
۱۵ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۱۵ مدرس دانشگاه آزاد
سلام

شاید این آقای دکتر رقیبی برای استخدام دارند. قول استخدامی به فرد دیگری داده شده!!!!!!!!!!!!

اصولا در ایران گزینش بر اساس اطلاعات علمی صورت نمی گیره که به نظر من درسته. بلفرض جناب دکتر استخدام شدند، فکر نمی کنم بتونن برای ایران کاری انجام بدند. آب در هاون کوبیدنه.

بنظر من بهتره این دکتر بره یک جایی که قدرشو بدونن و اونجا اکسیر پاشی کنه.

سال خوش از بهارش پیداست. اول استخدامیش اینه! حالا اگرم استخدام شد میخوادتو این سیستم بجنگه؟ همیشه تحت نظره!

به نظر من این دکتر دیدارشان را به لقایشان ببخشد بهتر است.




این ناجوانمردی ها و بی عدالتی ها کمکم داره عادی میشه متاسفانه.  شرمندگی و خجالتش برای کسانی که همچین تصمیم هایی میگرن میومنه. از عزت و شایستگی آقای اکسیری فرد هم کم نشده ولی امیدوارم ایشون در جایگاه شایسته خودشون قرار بگیرن.

سوای این داستان ناراحت کننده خواستم یک نکته ی دیگر رو یادآوری کنم. بنده حدود یک دهه هست که در آمریکا زندگی میکنم. دوران دکتری هم دانشگاه معتبری بودم. در چند دانشگاه معتبر دیگر هم کار کردم یا رفت و آمد داشتم. اونطوری که در ایران از دانشگاه شریف یاد میشه من ندیدم کسی در مورد هاروارد پرینستون، ییل یا کرنل حرف بزنه. شریف شریفی آدم میشنوه که دهن آدم آب میفته. بله دانشجو های مستعدی داره کما اینکه دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه تبریز و دانشگاه هرمزگان و ... هم دانشجوی مستعد کم ندارن. دوستان دانشجویی که در دانشگاههای دیگر ایران هستن سر شون رو بالا بگیرن و معتمد به نفس باشن. اجازه ندن این شریف شریف گفتن بعضی ها تو روحیه شون تاثیر بزاره و خودشون رو کمتر ببینن. من شریفی نبودم و همیشه از این شریف شریف گفتن ها آزرده شدم چون گاهی باعث میشد خودم و دوستانم در تواناییهای خودمون شک کنیم. به اساتید مون شک کنیم ...
سرکار خانم بهشتی پس این طور که شما می فرمایید باید آقای استیون هاوکینگ نیز از دانشگاه اخراج شوند چون فلج می باشند و همینطور باید مرحوم علامه جعفری نیز به دلیل لهجه غلیظ ترکی که داشتند از حوزه علمیه اخراج می شدند. حتی مرحوم امام خمینی نیز لهجه داشتند و باید از رهبری اخراج می شدند. البته موارد مشابه کم نیستند.
با سلام . استخدام شدن در حال حاضر ربطی به سطح علمی نداره، به پارتی ربط داره. نمونه حرفم استخدام کسی است که لیسانشو در دانشگاه ازاد گرفته و با پارتی رفته تو دانشکده مهندسی دانشگاه تربیت مدرس استخدام شده (92-93). طرف روش نمیشه تو سایت دانشگاه بنویسه لیسانشو از کجا گرفته چون میدونه دانشگاه آزادی نباید تو دانشگاه تربیت مدرس استخدام بشه این هم لینک شرایط استخدام دانشگاه تربیت مدرس هست که برای این برادر نادیده گرفته شده.

http://www.modares.ac.ir/Administration/reasat/hja

«دکتر قاسم اکسیری‌فرد» اگه استخدام شرط داره فقط برای ما و شماست و نه کسانی که پارتی دارن.

«دکتر قاسم اکسیری‌فرد» به امید خدا شما با توجه به رزومه خوبی که دارید می توانید در یک دانشگاه معتبر خارجی استخدام شوید.

۱۳ اسفند ۹۳ ، ۰۹:۱۴ عضو هیئت علمی
آقای دکتر قاسم اکسیری‌فرد:

دلسرد نشوید! من خودم حدود 15 سال پیش از یک دانشگاه بسیار معتبر از خارج از کشور مدرک دکترا گرفتم و به دلیل آشنایی که با بعضی از بزرگان داشتم حکم استخدامی من را در دانشگاه خواجه نصبر زدند ولی اعضای هیئت علمی دانشکده در مقابل حکم شروع به کار من مقاومت کردند. بعدا فهمیدم که شخصی که خیلی مصر بود که من در انجام کار نکنم از هم دوره ای های کارشناسی ارشد خودم بود که به نظر حسادت شدیدی با من داشت. 
باری به هر جهت من در یک دانشگاه مادر در تهران استخدام شدم و  تمامی مراتب علمی را نیز در مدت 8 سال طی نمودم. 
به عنوان تجربه شخصی عرض می کنم دانشگاه های ایران هر چه از سطح علمی پایین تر باشند استخدام در آنها سخت تر می شود. 
نازک بودن تر صوتی دلیلی بر رد شما نباید باشد چنان چه بسیاری از اساتید دانشگاه های معتبر کشور نیز ممکن است دارای تار صوتی مشابه شما باشند. من خود وقتی به سن شما بودم در پشت تلفن صدایم عین خانم ها بود ولی الان که سنم بالاتر رفته این مشگل بر طرف شده است. در جوانی بسیاری صدای من را با خانم ها اشتباه می گرفتند و باعث ناراحتی من می شد ولی الان این طور نیست. دانشگاه من را استخدام کرد و من هم برای دانشگاه از نظر علمی کم نگذاشتم. 
امیدوارم مسئولین دانشگاه خواجه نصیر در تصمیم خود تجدید نظر بفرمایند.

۱۲ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۰۲ زینب بهشتی
سلام.  مطلب جالبی است ولی دقت کنید که استاد دانشگاه که جلوی جمع می ایستد و مطالب را بیان و سعی در تفهیم آن به دانشجو دارد باید شرایطی را داشته باشد.  شرط اول سواد است .  شرط دوم قدرت انتقال اطلاعات به دیگران است.  شرط سوم ظاهری موجه است.  شرط چهارم قدرت اداره کلاس.  درست است که سواد بسیار مهم است و شرط لازم است ولی کافی نیست. همانگونه که اگر ظاهر استاد غیر متعارف باشد او قدرت اداره کلاس را نخواهد داشت صدای فرد هم مهم است.   من نمی گویم که رد صلاحیت درست بوده است ولی دلیل ذکر شده هم خیلی بیراه نیست.   اگر استاد دارای خصوصیتی باشد که حواس دانشجویان را پرت کند این استاد بهتر است که به کار تحقیق بپردازد.  فقط خواستم این را بگویم که اگرچه بسیاری از رد صلاحیتها طی 4 یا 5 سال گذشته اشتباه بوده است ولی باید همه جوانب را در نظر گرفت. 
نگویند از سر بازیچه حرفی. کزان پندی نگیرد صاحب هوش
چه دلیل مسخره ای خداوند به اقای دکتر صبر دهند 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی